بستن

تقويت روابط با اروپا؛ حركت به سمت چندجانبه گرايي

تقويت روابط با اروپا؛ 
حركت به سمت چندجانبه گرايي

آرمـان ملي - عليرضا پورحسين: رئيس‌جمهوري آمريکا بار ديگر ادعاهايي درباره انتخابات آمريکا را عليه ايران مطرح کرد. او مدعي شد که شايد فقط ايران است که بيشتر از چين مي‌خواهد من در انتخابات شکست بخورم. او در ادعايي جديد بار ديگر مدت زمان توافق با ايران را تغيير داد و بر اين باور است که ظرف سه هفته اول پس از پيروزي دوباره‌اش در انتخابات آمريکا با ايران به توافقي دست پيدا خواهد کرد و ايران منتظر است توافقي با آمريکا انجام دهد اما اگر جو بايدن هم در انتخابات پيروز شود، مي‌توانند توافقي مانند توافقي را که با جان کري انجام دادند، انجام دهند. ترامپ در مدت اخير چند بار ادعاي توافقي زودهنگام با ايران را در صورت پيروزي دوباره‌اش در انتخابات رياست‌جمهوري 2020 آمريکا تکرار کرده است. رئيس‌جمهور آمريکا پيش از اين در جمع هوادارنش در ايالت ويرجينيا مدعي شد که ايران دوران سختي را مي‌گذراند و آنها توافق خواهند کرد. آنها احتمالا ظرف يک هفته يا يک ماه توافق خواهند کرد. آنها با من تماس خواهند گرفت؛ ادعاهايي که به نظر مي‌رسد در ايران با اما و اگرهاي زيادي همراه است و حرکت به سمت يک توافق ديگر به اين سادگي نباشد. توافقي که شايد از مسير چندجانبه‌گرايي دسترسي به آن نزديک‌تر باشد. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفت‌وگويي با محسن پاک‌آيين، کارشناس‌ارشد مسائل بين‌الملل و سفير سابق کشورمان داشته است که در ادامه مي‌خوانيد.

صحبت‌هاي روزانه و پرتکرار ترامپ در خصوص توافق با ايران ريشه در چه مسائلي دارد؟

صحبت‌هاي ترامپ کاملا بي‌پايه و اساس است و صرفا کار تبليغاتي است. ترامپ مي‌خواهد نشان دهد که در عرصه سياست خارجي فعال است و در همين راستا هر روز با ترفندهايي و با صحبت‌هايي بي‌پايه به اظهاراتي دست مي‌زند. به‌خصوص در مقطع فعلي که ايالات‌متحده بيشترين فشار ممکن را بر ايران وارد مي‌کند. آنچه در اين ميان اهميت دارد اين است که روزبه‌روز محبوبيت ترامپ در داخل آمريکا کاهش مي‌يابد. هر روز احتمال پيروزي ترامپ در انتخابات کاهش مي‌يابد. امروزه حتي کشورهاي دوست ايالات‌متحده نيز کم‌کم در حال سوق پيدا کردن به سمت جو بايدن هستند و تقريبا اميد خود را از ترامپ بريده‌اند. به صورت طبيعي در چنين شرايطي در ايران هيچ اراده‌اي براي مذاکره با آمريکا وجود ندارد و مذاکره‌اي نيز انجام نخواهد شد. نبايد امور کشور را منوط به مسائلي کرد که ايالات‌متحده مطرح مي‌کند. بايد با نگاه به داخل و با اتکا به سرمايه‌هاي داخلي کار کشور را پيش برد زيرا ترامپ اين صحبت‌ها را پس از انتخابات فراموش مي‌کند و هيچ ارزشي اين حرف‌هاي او ندارد.

آيا ترامپ پس از پيروزي در انتخابات برخلاف صحبت‌هاي امروز خود فشار را بر ايران بيشتر خواهد کرد؟

پيش‌بيني‌ها در اين عرصه به‌شدت سخت است. شرايط ترامپ به‌هيچ‌وجه خوب نيست و احتمال پيروزي او بسيار ضعيف است. در زماني که قطعنامه‌اي عليه ايران در شوراي امنيت مطرح کرد و حتي در خصوص آن کشورهاي هم‌پيمان ايالات‌متحده نيز با آن همراه نشدند نشان مي‌دهد که تمايل به سمت ترامپ کمتر شده است. امروزه در رسانه‌هاي رژيم‌صهيونيستي نيز مطرح مي‌شود که بايد کم‌کم به سمت جو بايدن سوق پيدا کنند. در واقع حتي رژيم‌صهيونيستي نيز ديگر اميدي به ترامپ ندارد. لذا نمي‌توان به صورت دقيق در مورد ماه‌هاي آينده اظهارنظر کرد و بعيد به نظر مي‌رسد ترامپ نسبت به امروز تفاوت چنداني در سياست‌هاي خود ايجاد کند.

دستگاه ديپلماسي ايران در اين ميان بايد با چه سياستي در قبال نظام بين‌الملل پيش رود؟

دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي بايد به سمت تقويت چندجانبه‌گرايي گام بردارد. اين يک ضرورت اجتناب‌ناپذير است. در همين راستا بايد ارتباطات خود را با تمام کشورهاي جهان به‌خصوص آن دسته از کشورها که اشتراکات بيشتري با ايران دارند توسعه دهد. اين يک حرکت جهاني است. امروزه تمامي کشورهاي جهان به دنبال مقابله با يکجانبه‌گرايي هستند و ايران نيز به‌عنوان يک کشور تاثيرگذار بايد همين مسير را طي کند. اين امر آغاز شده و سبب شده است تا امروزه عملا دولت ترامپ منزوي شود. جهان بايد به اين باور برسد که سياست‌هاي راديکال و اعمال فشار بر کشورهاي ديگر در راستاي تامين منافع يک قدرت در مقطع فعلي راه به جايي نخواهد برد. بنابراين در اين فضا بهترين سياستي که دستگاه ديپلماسي مي‌تواند آن را مدنظر قرار دهد، همين سياست چندجانبه‌گرايي و توسعه آن است.

در راستاي اين چندجانبه‌گرايي که دستگاه ديپلماسي کشورمان بايد در دستورکار قرار دهد، آيا کشورهايي نظير انگلستان، فرانسه و آلمان نيز تعريف شده‌اند؟

امروزه هيچ منعي در راستاي ارتباط با کشورهاي اروپايي و مذاکره با آنها وجود ندارد. کشورهاي اروپايي امروزه نه به‌خاطر ايران بلکه در تمامي موضوعات اختلافات زيادي با ايالات‌متحده دارند و کشورهاي اروپايي نيز يکجانبه‌گرايي را تاييد نمي‌کنند. امروزه اشتراکات ايران با اروپا شايد به مراتب کمتر از اشتراکات ما با چين و روسيه باشد اما در مقابله با يکجانبه‌گرايي ايران و اروپا ديدگاه مشترکي دارند و همگي امروزه سياست‌هاي دولت ترامپ را قبول ندارند. فلذا اين اشتراکات وجود دارد. زماني که اتفاق‌نظر در برخي مسائل وجود داشته باشد پس اساسا گفت‌‌وگو و مراوده نيز براي توسعه روابط مقدور خواهد بود. همين اشتراکات است که امروزه سبب شده است تا دولت ايالات‌متحده در منزوي‌ترين حالت ممکن در تاريخ کشورش قرارگيرد و همه عليه او قرار گيرند. اشتراکي که در قالب نه به يکجانبه‌گرايي امروزه به سياست بسياري از کشورهاي مطرح بدل شده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی