بستن

به مناسبت سوم شهريور و اشغال ايران

به مناسبت سوم شهريور و اشغال ايران
علی مرادی مراغه‌ای پژوهشگر تاریخ

در «تاريخِ بي‌‌‌‌قرار ما» حوادث تلخ زيادي وجود دارد که هر کدام زخمي بر دل اين ملک نشانده است اما تلخ‌ترين اتفاقات هميشه زماني بر سر کشور و مردم آوار شده که در اثر استبداد شديد، عقلاي قوم و مردان استخواندار و نخبگان، خانه‌نشين شده و از حوزه سياست به حاشيه رانده شده و جامعه از عقلانيت و خرد آنان بي‌‌‌بهره مانده و هشدارهاي لازم براي اعلام خطر يا وجود نداشته يا ناشنيده مانده و معمولا کشور با يک حمله خارجي ويرانگر مواجه مي‌شده که به نمونه‌هاي تلخي چون حمله مغول، شورش و حمله محمود افغان يا در دوره معاصر به حمله متفقين در1320ش مي‌توان اشاره کرد... در آن زمان ساعد مراغه‌اي سفير ايران در مسكو بود. او که از مردان پخته بود گزارش بسيار مهمي به دفتر مخصوص رضاشاه، ارسال مي‌کند اما يکدندگي ديکتاتور مانع شنيدن حقيقت مي‌گردد، چراکه ديکتاتور اصلا به مشورت اعتقادي نداشت و در آخرين ديدار با کابينه‌اش، گفته بود که راز موفقيتش در اين بوده که هرگز با کسي مشورت نکرد!(مقاومت شکننده، جان فوران...ص381)ساعد از زبان سفير تركيه نوشته بود«كه اولياي تركيه يقين و اطمينان كامل دارند كه فتح و ظفر بالاخره نصيب انگليسي‌ها و متفقين خواهد بود» امّا رضاشاه بلافاصله خشمگين شده و رئيس دفترش به ساعد پاسخ مي‌دهد«بر حسب فرمان مبارك تذكراتي ابلاغ مي‌نمايد...اين حرف‌ها، تبليغاتي بيش نيست اگر قضايا روشن شود از اينجا به جنابعالي دستور لازم داده مي‌شود»(اسناد نقص بي‌‌‌طرفي ايران، محمد تركمان...ص 71). هنگامي‌که متفقين راه‌هاي کمک به روسيه را بررسي کردند امن‌ترين راه، دو کشور ترکيه و ايران بود که هر دو هم اعلام بيطرفي کرده بودند اما چون ترکيه داراي ارتشي قوي بود و امکان مقاومت مخصوصا در تنگه بسفر و داردانل در مقابل قواي انگليسي داشت در نتيجه ايران به‌عنوان پل پيروزي انتخاب گرديد چون متفقين مي‌دانستند که ارتش ايران قدرت مقاومت ندارد. در آستانه اشغال ايران، جاسوسان شوروي چنان اطلاعات دقيقي از ارتش ايران و تجهيزات آن گردآوري کرده بودند که حتي در آن زمان براي خود مورخين ايراني چنان دقيق شناخته شده نبود! اين اطلاعات از ميزان عمق رودخانه‌ها تا ارتفاعات کوه‌ها را شامل مي‌شد. در گزارشي ديگر که جاسوسان شوروي بعدا در 236برگ از وضعيت ارتش ايران تهيه کرده‌اند چنين آمده بود: «تعداد کل ارتش ايران123000نفر و تعداد افسران 9000نفر هستند. وزير جنگ دو نفر معاون دو نفر ژنرال ستاد، 17نفر ژنرال عمليات 34نفر سرتيپ، 338نفر سرهنگ، 239نفر سرهنگ دوم،320نفر سرگرد،1470سروان،1960نفر ستوان يکم، 1247نفر ستوان دوم و 870 نفر ستوان سوم ارتش را اداره مي‌کنند». سازمان اطلاعات ارتش شوروي نه تنها ترکيب نظامي ارتش ايران را چنين دقيق شناسايي کرده بود حتي اسم و مشخصات و حتي آدرس و نقشه خانه آنها را هم تهيه کرده بود! بنابراين، متفقين دقيقا مي‌دانستند که ارتش رضاشاه قدرت ايستادگي در مقابل آنها ندارد. اولين تذکر براي اخراج فوري اتباع آلماني در 25مرداد1320ش به دولت ايران داده شد اما دولت ايران طفره رفته و اعلام کرد که آلماني‌ها در ايران تحت کنترل هستند اما متفقين راضي نشده تذکر دوم را دادند اما حکومت ايران که منتظر نتيجه جنگ و پيروزي آلمان بر شوروي بود سياست دفع الوقت را انتخاب کرده همان پاسخ قبلي را دوباره تکرار کرد. درخواست اخراج آلماني‌ها از ايران بهانه‌اي بيش نبوده اما حکومت رضاشاه کاملا آچمز شده بود: اولا. درخواست اخراج آلمان‌ها بهانه بود حتي اگر ايران آنها را اخراج مي‌کرد باز هم اسناد نشان مي‌دهد که آنها ايران را اشغال مي‌کردند. ثانيا. اخراج آلمان‌ها از سوي ايران به منزله اقدامي خصمانه عليه آلمان تلقي مي‌شد و چه بسا آلمانِ در حال پيشروي در خاک روسيه، مي‌توانست پس از پيروزي بر روسيه به سراغ ايران آمده و دست به اقدامي تلافي‌جويانه بزند... در همين زمان، قبل از حمله و به حرکت درآمدن قواي نظامي متفقين،ابتدا مطبوعات، راديوها و رسانه‌هاي تبليغاتي عليه حکومت رضاشاه به حرکت درآمده و در عرض دو ماه، تصويري اهريمنانه از حکومت ايران ارائه شد و آن‌وقت ارتش‌هاي متفقين حمله خود را آغاز کردند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی