ايالات متحده پنجشنبه گذشته رسما درخواست خود را براي فعالسازي مکانيسم ماشه به اعضاي شوراي امنيت و رئيس سازمان ملل ارائه کرده که با مخالفت قاطع اروپاييها، چين و روسيه مواجه شده، با توجه به اقدام اخير آمريکاييها که با شکست روبهرو شد اين تحولات را چگونه تحليل ميکنيد؟
ايالات متحده آمريکا به رغم اينکه به خوبي وقوف دارد اوضاع جهاني و سپهر سياسي موجود حول محور برجام در ارتباط با ايران شکل ميگيرد و خروج آمريکا از برجام علامت پرسش بزرگي را در برابر عملکرد آمريکا قرار ميدهد وارد بحث شوراي امنيت شده و همين ميتواند جاي پرسش بسيار مهمي را براي ناظران و تحليلگران باز کند. اينکه آمريکاييها با علم به اينکه اروپاي متحد برجام را ميراث ديپلماتيک خود ميداند و شکست برجام بهگونهاي يک شکست بزرگ براي اتحاديه اروپا هم محسوب ميشود ؛ اينکه به خوبي وقوف دارد چين و روسيه بر آن هستند که در برابر آمريکا تا مرزهاي ممکن مقاومت کنند و با اين حال چرا بر آن است که مساله رايگيري در شوراي امنيت و سپس مساله فعال کردن مکانيسم موسوم به ماشه را پي بگيرد براي پاسخ بايد نکات چندي را در نظر گرفت. ترامپ در آستانه انتخابات 2020 قرار دارد و نميخواهد بدون عبور از مراجع رسمي تحت فشار قرار دادن تهران فشارهاي خود را در آستانه انتخابات بر ايران افزايش دهد. وي به واسطه قولي که به مردم آمريکا در 2016 داده بر آن است که مستقيما وارد درگيري نظامي با کشوري مانند ايران نشود. بر آن است که بازي برجام را بهعنوان يک برگ برنده از دست جو بايدن بگيرد. فلذا ميبينيم او با وجود پيشبيني بسيار ساده در اين زمينه که برجام در مسيري قرار دارد که اتحاديه اروپا و کشورهاي قدرتمند عضو اين اتحاديه با آمريکا حداقل در دوران ترامپ در مسير فشار با ايران همگرايي کامل ندارند و با وجود اينکه ميداند چين و روسيه در اين مسير بسيار چالش برانگيز در مقابل واشنگتن قد علم خواهند کرد وارد مسير شوراي امنيت شده است. از طرف ديگر آمريکا در مسير حرکت خود براي فعال کردن مکانيسم ماشه نيازي به کشورهاي ديگر نميبيند. ماده 11 و 12 برجام که از نوتيفيکيشن استفاده کرده يعني اخطار و تفسيري که آمريکاييها از آن دارند بهعنوان عضو دائم شوراي امنيت اخطار خود را بهعنوان يکي از اعضاي دائم شوراي امنيت و امضاکنندگان قطعنامه 2231 در مسير فعال کردن اين مکانيسم قرار دادند که اگر چه در مراحل اوليه با مخالفت کشورهاي مختلف صورت ميپذيرد و در برابر آن حرکتهاي سياسي در عرصه ليتاني يا روئين صورت ميگيرد؛ اما در عرصه عملياتي با توجه به قدرت ايالات متحده در اعمال اين تحريمها زمينههايي را براي اعمال فشار بيشتر بر ايران فراهم ميسازد. همانگونه که در سال گذشته اعلام کرد که فروش نفت ايران را به صفر نزديک خواهد کرد و اکنون اين معنا قابل رديابي است. يا در سالهاي قبل از آن اعلام کرد که از برجام خارج ميشود و به رغم همه تحليلهايي که آن را يک بلوف ميناميدند و خوشبينانه به موضوع نگاه ميکردند؛ آمريکا به سرعت از برجام خارج شد. اکنون نيز با اين فضاسازي در پي اقناع افکار عمومي در اين مسير در داخل آمريکا و در آستانه انتخابات 3 نوامبر 2020 قرار گرفته و بالتبع ميتواند زمينههايي را آماده سازد که در دور دوم به سرعت به اعمال فشار بيشتر در صورت انتخاب شدن در انتخابات آمريکا دست يابد و يا ايران را پاي ميز مذاکره بکشد يا اينکه برخورد با ايران را اجتنابناپذير نشان دهد. فلذا اين معنا در دستگاه ديپلماسي آمريکا در حال پيگيري است. از طرف ديگر اگر احتمالا او در اين مسير با شکست در برابر جو بايدن قرار گيرد رئيسجمهور بعدي را در وضعيتي قرار داده است که بايد به هر تقدير مساله ايران را بهعنوان مساله اصلي خود در عرصه سياست خارجي در انتخابات دنبال و به يک تصميم نهايي در برابر ديدگاه افکار عمومي مردم آمريکا بکشاند.
آمريکا در ماجراي رايگيري پيشنويس قطعنامه شکست بدي از سوي همپيمانان خود خورد و فکر نميکرد اروپاييها راي ممتنع دهند؛ با اين وجود و اطلاع از نظر اروپاييها چرا بازهم به سمت و سوي فعالسازي مکانيسم ماشه حرکت کرده است؟
شما ميگوييد شکست خورد و آنها پيشبيني نميکردند. بله امروز پمپئو ميگويد که کشورهاي اروپايي در کنار رژيم حاکم بر تهران ايستادهاند و ما از اين امر متاسف هستيم. اين بيانها در عرصه ديپلماسي بيانهاي معنادار و تعريف شدهاي است. هر فرد آگاه به مسير حرکت ايالات متحده در شوراي امنيت و گرايشهاي موجود در پايتختهاي کشورهاي بزرگ اروپايي مانند فرانسه ، آلمان و حتي انگلستان به خوبي ميتواند اين ظن بسيار بالا را در نظر بگيرد که اروپاييها در برابر خواستههاي آمريکاييها ايستادگي ميکنند. بهويژه در زمان ترامپ که به هيچوجه من الوجوه احترام و حريم همپيمانان اروپايي خود را در مسائل بينالمللي حفظ نکرده است. فلذا در اين چنين فضايي اين پيش بيني چندان دور از انتظار نيست. همانگونه که هنوز يک هفته از رايگيري در ارتباط با مسالهاي به نام تمديد تحريمهاي تسليحاتي ايران با 11 راي ممتنع، 2 راي موافق و 2 راي مخالف و به رغم موضعگيري آشکار و روشن طرفهاي ديگر؛ آمريکا فعال کردن مکانيسم ماشه را به صحن عمومي شوراي امنيت ميبرد. اينها قابل پيشبيني است که به هر تقدير با خروج آمريکا از برجام ايران و طرفهاي ديگر اين ادعا را دارند که اين حرکت آمريکا مشروعيتي نخواهد داشت و تلاش ميکنند از اين فضاي خروج آمريکا از برجام براي محدودسازي حرکت آمريکا استفاده کنند. آيا اين نکته قابل قبول است که تحليلگران وزارت خارجه ، سازمان مرکزي اطلاعات آمريکا (C.I.A) æ ÊÍáíáÑÇä æÒÇÑÊ ÎÒÇäå ÏÇÑí ÂãÑí˜Ç æ ÇäÏíÔ˜ÏååÇí æäÇæä ÂãÑí˜Çíí Çíä ãÚäÇ ÑÇ äÝåãäÏ æ ÝÞØ ãËáÇ ãä ÏÑ ÊåÑÇä Âä ÑÇ ãÊæÌå Ôæã¿ Çíä ÇãÑ Îíáí æÇÞÚÑÇíÇäå æ Úáãí äíÓÊ. ãÒíÏ ÈÑ Âä ÈÑ ÇÓÇÓ Âä˜å ÑÇí ããÊäÚ ÑÇí ãäÝí ãÍÓæÈ äãíÔæÏ æ ÂÑÇí ããÊäÚ ÂÑÇí ãÍÇÝÙå˜ÇÑÇäå ÇÓÊ ãÇ ÔÇåÏ Çíä åÓÊíã ˜å 2 ÑÇí æÊæ æäå íä æ ÑæÓíå ÂãÑí˜Ç ÑÇ ÏÑ ãÓíÑ Ô˜ÓÊ ÞÑÇÑ ÏÇÏ. ÝáÐÇ ÇÕØ˜Ç˜ ãíÇä æÇÔäÊä¡ ˜ä æ ãÓ˜æ ÈÑ ÓÑ ÇíÑÇä ÏÑ ÍÇá ÇÝÒÇíÔ ÇÓÊ æ Çíä äÔÇä ãíÏåÏ ˜å åÑå Çíä ÇÕØ˜Ç˜ ÈíÔÊÑ ÔæÏ ÊÕãíã íÑí äåÇíí ÏÑ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ÇíÑÇä ÏÑ äÙÇã ÈíäÇáãáá ÒæÏÊÑ ÕæÑÊ ÎæÇåÏ ÐíÑÝÊ. ÇãÇ Çíä˜å ÂíÇ äÙÇã ÈíäÇáãáá ãíÊæÇäÏ ÈÑÇí ÇíÑÇä ÊÕãíãí ÈíÑÏ æ ÂíÇ äÙÇã ÈíäÇáãáá æ ÞÏÑÊåÇí ÈÒÑ ÌåÇäí ÏÑ ÊáÇÞí ÈÇ í˜ÏíÑ ÈÇíÏ ÈÑÇí ÇíÑÇä ÊÚííä ÓÑäæÔÊ ˜ääÏ ÍÑÝ ÏíÑí ÇÓÊ æ ÌæÇÈ Âä ÈíÊÑÏíÏ ÇÒ Óæí ãÇ ãËÈÊ äíÓÊ. ÇãÇ ãä ÈÑ Çíä ÈÇæÑã Âäå ˜å ÇÒ ãäÙÑ ÊÌÑÈå æ äÇå Èå ÑæäÏåÇí ÊÇÑíÎí æÌæÏ ÏÇÑÏ åÑå Çíä ÇÕØ˜Ç˜ ÈíÔÊÑ ÔæÏ äÔÇä ãíÏåÏ ˜å ÒãÇä ÏÑ ÇÑÊÈÇØ ÈÇ ÑæäÏå ÇíÑÇä æ ÂãÑí˜Ç ÏÑ ÍÇá Èå ÇÊãÇã ÑÓíÏä ÇÓÊ.
پس معتقديد که آمريکاييها از پيش در خصوص موضعگيري اروپا، روسيه و چين در مورد پيشنويس قطعنامه و مکانيسم ماشه مطلع بودند؟
ميگويم اگر آمريکاييها از پيش در ارتباط با عملکرد اروپاييها در راي گيري که در ارتباط با تمديد تحريمهاي تسليحاتي ايران پيشبيني نداشتند دچار يک اشتباه فاحش استراتژيک شدند که از منظر عقلاني بر اساس رونديابيهاي موجود در ايالات متحده آمريکا دور از انتظار است. ولي در مرحله دوم هنوز يک هفته يا چند روز از رايگيري اخير نگذشته آمريکاييها اعلام ميکنند که مکانيسمي موسوم به ماشه را فعال خواهند کرد اين ديگر نميتواند بدون پيش بيني رو در رويي آمريکا با کشورهاي اروپايي و 2 قدرت بزرگ آسيايي صورت پذيرفته باشد. فلذا با توجه به همين معاني ميتوان گفت که اين پيشبيني در قبل هم وجود داشته و اين گامها گامهايي است که آمريکاييها عامدانه در مسير ايجاد يک فضاي محدودکننده بيشتر براي تهران دنبال ميکنند.
طي هفتههاي اخير ترامپ بارها به اين نکته اشاره داشته که اگر در انتخابات پيروز شوم طي 4 هفته با ايران به توافق خواهم رسيد؛ اساسا اين نوع اظهارات ترامپ را بايد به پاي فضاي تبليغاتي و رسانهاي گذاشت يا اينکه او به واقع به توافق با تهران ميانديشد؟
ترامپ در آستانه انتخابات ايالات متحده آمريکا براي جلب آراي مردم سخناني ميگويد که اگر چه به آن اعتقاد دارد ولي به خوبي ميداند که در صحنه عمل نيازمند ديدن واقعيتهاي موجود است. او بارها اعلام کرده که براي توافق فوري فوتي با ايران در هر لحظه و در هر جاي جهان حاضر به مذاکره با مقامات ايران است. اين امر تازهاي نيست؛ مزيد بر آن او از سياست کلان ابهام و پيچيدگي استفاده ميکند. او در عين حالي که اکنون براي اقناع افکار عمومي آمريکا که مردي جنگ طلب نيست سخن ميگويد همهچيز را براي ايجاد يک فضاي برخورد نظامي با تهران آماده ميکند. فروش سلاح تهاجمي به کشورهاي عربي حتي فانتوم 35، دهميليارد امضاي توافقنامه نظامي با نخستوزير عراق يا تلاش براي ايجاد يک جبهه عربي در چارچوب صلح رژيم صهيونيستي- امارات عليه تهران همه نکاتي است که من قبلا به آنها اشاره کرده بودم. ايالات متحده آمريکا به محدودسازي همکاريهاي بينالمللي با ايران روي ميآورد و محاصره منطقهاي تهران را کامل و ايران را به جاي چالش به دشمن آمريکا معرفي ميکند. همين اکنون که او از مذاکره سخن ميگويد و در باب آن هم با افتخار به بيان آمادگي آمريکا براي انجام مذاکره ظرف يک ماه به حل و فصل مسائل ميپردازد بار ديگر چندين شرکتي که با ايران همکاريهايي داشتهاند در تحريم قرار ميگيرند و بالتبع زمينههايي آماده ميشود که اگر او احتمالا رئيس جمهور آينده آمريکا بود پس از به قدرت رسيدن در دور دوم رياست جمهوري به سرعت با ايران بهگونهاي برخورد کند که يا ايران پاي ميز مذاکره بنشيند يا فشارهاي منطقهاي و بينالمللي را تا مرزهاي يک برخورد فيزيکي با ايران هدايت کند.
برخي معتقدند که با توجه به عدم همراهي متحدين اصلي آمريکا با اين کشور در قضاياي اخير، آمريکاي ترامپ به انزوا کشيده شده؛ چنانکه وندي شرمن از اعضاي تيم مذاکرهکننده آمريکا در دوره اوباما نيز ميگويد ترامپ آمريکا را منزوي کرده؛ اساسا چه ميزان با اين گزاره موافقيد؟
آنچه که مسجل است ايالات متحده آمريکا در دوران ترامپ به فکر انزوا يا مجاب کردن افکار عمومي براي نشان دادن چهره مطلوبي از آمريکا بهعنوان يک رسالت ملي در دوران اوباما نيست. اوباما بر اساس قدرت هوشمندتر آمريکايي در پي بازآفريني چهره دموکراتيک آمريکا بود و در آن موفق شد که آخرين گامش نيز بهعنوان ميراث ديپلماتيک دموکراتهاي برجام بود که وندي شرمن هم در آن حضور جدي داشت. بالتبع دموکراتها از اين امر راضي نيستند که ترامپ بتواند در قالب فشارهاي حداکثري خود بر ايران به نتايج ملموسي دست يابد. اين در حالي است که افکار عمومي آمريکا و جهان دنبال ميکند که ترامپ توانسته با اين فشارها لبههاي تيز حرکت ايران را در منطقه و نظام بينالملل کند سازد. اين مطلب در ارتباط با غيرمتعهدها نيز در قبل از پذيرش برجام در ايران مطرح بود. همواره گفته ميشد 117 کشور غيرمتعهدها به نفع حقوق حقه ايران در باب مسائل مربوط به پرونده هستهاي به جانبداري از ايران پرداختند. اکنون پرسش من در عرصه واقعيت سياسي اين است که راستي از غيرمتعهدها چهخبر؟ يا آمريکاييها در زمان بوش در 2003 نيز از اين بيشتر در انزوا قرار گرفتند و همين مساله موجب حمله بوش به عراق در آستانه دور دوم انتخابات رياست جمهوري او قرار گرفت. لذا در دنياي سياسي ما نميتوانيم با رودربايستيها واقعيتهاي سياسي را ناديده بگيريم. اين انزوا وجود دارد و بالتبع آن را در لايههاي ليتاني ميبينيم اما اين انزوا مساله اوليه دولت واشنگتن و قدرتهاي پنهان و آشکار حامي اين دولت در نظام سرمايهداري جهاني نيست. بلکه مساله نظم آينده جهاني و ايجاد يک محيط جديد بازي قدرت در عرصه بينالمللي است.
با توجه به احتمال رايآوري بايدن در آمريکا و موضع مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا که گفته هر کاري براي ماندن در برجام خواهيم کرد؛ آينده اين توافق را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اگر بخواهم واقعيت را بگويم به ياد جمله دولت حاکم بر تلآويو در زمان سکته مغزي آريل شارون افتادم که اعلام کردند هرکاري بتوانيم خواهيم کرد که وي را حفظ کنيم و هزينههاي بسيار پرداخت شد ولي ديگر شارون از صحنه سياست رژيم صهيونيستي حذف شد. اکنون برجام در کجاي معادلات ايران و اتحاديه اروپا قرار دارد؟ حتي اينستکس که قرار بود حداقل ارتباط ميان اروپا و ايران را عملياتي کند نتوانست عملياتي شود. واي به حال اينکه هم اکنون آمريکاييها با فعال کردن مکانيسم موسوم به ماشه وارد عمل شدهاند. به هر تقدير همانگونه که زماني آمريکا اعلام کرد از برجام خارج خواهد شد اروپاييها گفتند که ما در کنار ايران ايستادهايم که بتواند برجام را عملياتي کند و هنوز هم در اين گفته خود عملا هيچگامي را نتوانستهاند بردارند. بايد گفت مکانيسم ماشه از طرف آمريکاييها پيگيري خواهد شد مگر اينکه با تغيير ترامپ در کاخ سفيد ايران فرصتي يابد تا با آمريکاييها پاي ميز مذاکره بنشيند و آنگاه است که ايران بايد حرف آرام ولي منسجمتر دموکراتها با طرفهاي اروپايي را گوش کند.