توليد در پناه امنيت حاصل ميشود. کافي است منطقهاي ناامن شود، اولين گروههايي که از منطقه خواهند رفت سرمايهگذاران هستند يا بهتر بگويم سرمايه جايي که ناامن است، نميرود. اين مطلب را گفتم که با تأسف از حادثهاي ياد کنم که براي يکي از اهالي قلم دکتر علي حکمت سردبير روزنامه خرداد در دو سه شب پيش اتفاق افتاده و خدا را شاکرم که يار قديميام زنده است. اما اگر حادثهاي آنگونه که در تهديد اوليه نهفته بود، جامهعمل به خود ميپوشيد نگارنده هيچگاه خود را نميبخشيدم؛ چراکه در ايجاد حال و روزي که آقاي حکمت و شمسالواعظين دارند صددرصد دخيلم و مقصر. علي حکمت از السابقون السابقون مطبوعات است. دوم خرداد را از آن جهت حماسه ميگويند که جامعه ايراني- خصوصا طبقه روشنفکر- را با صندوقهاي رأيي که قبل از آن رقابتي نبودند، آشتي داد. بهار مطبوعات هم که از روزنامه سلام در دوره سازندگي شروع شد، با حمايت و تاثيرگذاري بر حماسه دوم خرداد نقش مطبوعات را بين نسل جوان و دانشگاهي- که به حرمت گسترش کمي دانشگاهها در سطح کشور آماده نقشآفريني سرنوشت خود در اداره کشور بودند- پررنگ کرد و فضايي ايجاد شد که به بهار مطبوعات شهرت يافت. نقش دو سردبير يکي ماشاءا... شمسالواعظين در توليد و انتشار روزنامههاي تاثيرگذار و موثر مانند جامعه، طوس، نشاط و عصرآزادگان و دومي دکتر علي حکمت سردبير روزنامه محبوب خرداد را نميتوان در تاريخ مطبوعات ايران ناديده گرفت. مديران مسئول نشرياتي که شمسالواعظين سردبيري آنها را برعهده داشت افراد مکلايي بودهاند که دادگاه مطبوعات مرجع عام رسيدگي به اتهام مطبوعاتي آنان بوده و در همين زمان بوده است که آقاي سعيد مرتضوي در تفسير مضيقي که بعداً با همت و کوشش ايشان قانوني هم شد تنها مديرمسئول واجد تعريف متهم مطبوعاتي ميشد و ديگر اهالي مطبوعات از سردبير و خبرنگار و نويسنده و عکاس، متهماني عادي بوده و هستند که از طريق مطبوعات اتهامات انتسابي را انجام دادهاند. شايد ايران تنها کشوري باشد که چنين قضاوتي، راجع به جرائم مطبوعاتي و کساني که متهم به انجام اين اتهامات هستند، دارد.
ادامه درصفحه 11