بستن

ورودم به سینما برای دیده‌شدن نبود

ورودم به سینما برای دیده‌شدن نبود

کمتر از يک‌دهه است که اميرعلي دانايي خيلي جدي وارد حرفه سينما شده و وقتي سال 92 با فيلم «اشباح» داريوش مهرجويي فعاليت سينمايي‌اش را آغاز کرد با توجه به چهره و استايلش، خيلي‌ها پيش‌بيني مي‌کردند که او جوان تازه سينما خواهد شد و بيشتر در فيلم‌ها ديده مي‌شود؛ به‌ويژه آنکه نقش اول سريال «کلاه‌پهلوي» را هم ايفا کرده بود و براي خيلي از مردم چهره شناخته‌شده‌اي بود؛ اما مسير بازيگري او طور ديگري پيش‌رفت چون خودش معتقد است اتفاقا همين دو کار آينده او را به شکلي ديگر رقم زدند. او پيش از هر چيز در پاسخ به اينکه چرا در مقايسه با شروع خوبي که در سينما داشت، نسبتا کم کار شده است، گفت: ورود من به سينما به سال‌هاي 90 و 91 برمي‌گردد، يعني بعداز سريال «کلاه‌پهلوي» که حدود هشت سال مشغول فيلمبرداري آن بوديم و در اين مدت هيچ کاري از من ديده نشده بود، اما بعداز آن شرايط براي ورودم به اين حرفه طوري چيده شد که در اين مسير قرار گرفتم. دانايي توضيح داد: من در شروع، نقش اول سريال «کلاه‌پهلوي» را بازي کردم که همين کار را برايم سخت کرد. بعداز آن وقتي وارد سينما شدم با آقايان مهرجويي، افخمي و الوند کار کردم که کار برايم سخت‌تر شد و از آنجا که جزو هيچکدام از باندها و دسته‌هاي سينمايي هم نبودم و نيستم فقط آنچه را پيشنهاد مي‌شد و مي‌شود بررسي مي‌کنم که اگر فيلمنامه را بپسندم کار مي‌کنم. بنابراين شايد دليل عمده کم‌کاري من همين باشد گرچه چندان معتقد نيستم کم‌کار بوده‌ام و تقريبا سالي يک فيلم داشتم. بيشتر از اين راضي هستم که هر آنچه انجام دادم، تصميم خودم بود و اين مسيري است که آن را انتخاب کردم.

کيفيت کار برايم مهم بود

او ادامه داد: در اين مدت بيش از هر چيز، کيفيت کار برايم مهم بود و اگر بيشتر از اين کار کرده بودم شايد شرايط به‌لحاظ کيفي طور ديگري مي‌شد. همين «بي‌وزني» هم که اخيرا بازي کردم فيلم خاصي است و اگر اکران بهتري داشت بهتر و بيشتر مورد توجه قرار مي‌گرفت. البته اين را هم بگويم که به‌نظرم بازيگر در يک پروژه، 20 تا 30 درصد مي‌تواند تاثيرگذار باشد،(چه به‌لحاظ کيفي و چه به‌لحاظ ديده‌شدن) و فکر مي‌کنم در اين بخش شانس با من يار نبود، چون بيشتر فيلم‌هايي که کار کردم يا در بخش تهيه‌کنندگي يا پخش آن‌طور که بايد حرفه‌اي و جدي نبودند و مورد توجه قرار نداشتند. وي در اين‌باره به جشنواره سي‌وپنجم فيلم فجر اشاره و اظهارکرد:‌ بعداز کارکردن با چند فيلمساز سرشناس، با دو کارگردان فيلم‌اولي کار کردم که يکي از آنها براي فيلم «انزوا» بود؛ فيلمي که مورد توجه مردم هم قرار گرفت اما به شکل عجيبي اسم من از کانديداهاي جشنواره خارج شد در حالي‌که در تماسي تلفني اين موضوع و حتي جايزه‌گرفتن را به من اطلاع داده بودند، ولي بعد اتفاق ديگري افتاد و فکر مي‌کنم همه اينها برمي‌گردد به قدرت تهيه‌کننده و مناسباتي خارج از جريان که خيلي تاثيرگذار است. من در آن سال فيلم «آپانديس» را هم داشتم که در جشنواره فجر انتخاب نشد در صورتي‌که هم فيلم چند جايزه خارجي گرفت و هم خود من جايزه بهترين بازيگر جشنواره آسياپاسيفيک را گرفتم. يک مثال ديگر هم به اکران «انزوا» برمي‌گردد که فقط چند سالن محدود براي نمايش در اختيار داشت و خوب نفروخت. وقتي همه اين اتفاق‌ها را کنار هم بگذاريم به‌نظر مي‌رسد سيستم پخش و تهيه‌کنندگي نقش زيادي در ديده‌شدن يک اثر و تلاش يک گروه دارد. در صورتي‌که مي‌شنويم عده‌اي مي‌گويند يک بازيگر پرفروش است در حالي‌که با شرايطي که من تجربه کردم چنين حرفي را اصلا قبول ندارم و معتقدم اين پخش است که تعيين مي‌کند چه فيلمي بفروشد و چه فيلمي نفروشد. وي که تاکيد دارد هر بازيگري براي داشتن پيشنهاهاي بيشتر بايد کارهايش ديده شود، در پاسخ به اينکه چقدر ديده‌شدن و پرکاربودن برايش اهميت داشته است؟ مي‌گويد: واقعيت اين است که من کار خود را در سينما زماني شروع کردم که تصويرم روي بيلبوردهاي تبليغاتي زيادي در سطح شهر ديده شده بود، يعني وقتي خيلي از جوان‌ها کارهاي تبليغاتي به آن شکل انجام نمي‌دادند من در يک زمان 250 بيلبورد شهري داشتم، اما حس و حال آن‌طور ديده‌شدن خيلي زود برايم از بين رفت و وقتي به سينما آمدم قصد ديده‌شدن نداشتم، چون اگر کسي چنين قصدي داشته باشد همين الان هم با اينستاگرام مي‌تواند ديده شود. من اتفاقا به‌خاطر اينکه خيلي‌ها مي‌گفتند او يک مدل است تلاش زيادي کردم تا اين برچسب «مدل» را از روي خود بردارم که قطعا زمان زيادي برد. آنچه برايم مهم بود و هنوز هم است تاثيرگذاري و اثر خوب گذاشتن آن‌هم با احترام به مخاطب است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی