آتشسوزيهاي متعدد در اراضي تالاب ميانکاله منجر به ايجاد تنش در زيستگاه حيات وحش ميشود، تنش ايجاد شده تا حدي جدي است که پرندههايي که در اين منطقه تخمريزي کردهاند را مجبور به ترک محل تخمهاي خود ميکند و در نتيجه سبب از بين رفتن تخمها و کشتار وسيع جوجهها ميشود و اين تنش ايجاد شده ديگر قابل جبران نخواهد بود. اين آتشسوزيها ميتواند بخش قابل توجهي از پوششهاي گياهي و درختچهاي پناهگاه حيات وحش ميانکاله را از بين ببرد. اين در حالي است که پوشش درختچهاي يکي از مولفههاي ايمنسازي زندگي موجوداتي از جمله پرندگان مهاجر است که ميتوانند درون آنها آشيانهسازي کنند. بنابراين حتي زمانيکه آتش در اين منطقه خاموش ميشود تا چندين سال نميتوان امنيت لازم را براي پرندگان بوجود آورد تا بتوانند به آن منطقه بازگردند و آشيانهسازي کنند. بايد براي جلوگيري از وقوع آتشسوزي در پارکهاي ملي، مناطق حفاظت شده و پناگاههاي حيات وحش تلاش کرد و تمهيدات پيشگيرانه درنظر گرفت، بسياري از کشاورزان بر اثر يک باور غلط به اين نتيجه رسيدهاند که اگر باقيمانده کاه و کلش محصول خود را آتش بزنند هم زمين ضدعفوني ميشود و هم حاصلخيزي خاک افزايش پيدا ميکند و بههمين دليل هر سال اين رسم را ادامه ميدهند درصورتي که پژوهشهاي جديد نشان داده که نه تنها اين اقدام باعث افزايش حاصلخيزي خاک نميشود بلکه بسياري از ميکوريزا (همزيستي سازنده بين يک قارچ و ريشههاي يک گياه)، جانداران ريز و باکتريهاي مفيد در اثر اين آتشسوزيها از بين ميروند و حاصلخيزي خاک نيز کم ميشود. بنابراين بايد به کشاورزان آموزش داد که آتش زدن باقي مانده کاه و کلش به نفع ارتقاي حاصلخيزي خاک زمينهاي کشاورزي آنان نيست. در بسياري از موارد آتش برافروخته شده توسط کشاورزان به زمينها و مراتع همجوار سرايت مي کند، برخي کشاورزان به کارشناسان دولتي اعتماد ندارند؛ اما در عين حال اعتماد لازم را به سازمانهاي مردم نهاد دارند از اين رو اگر دولت به سازمانهاي مردم نهاد بها و اجازه فعاليتهاي درخورتري از سوي آنان دهد در اين صورت اين سمنها هستند که ميتوانند با کشاورزان ارتباط برقرار کنند و به آنان ثابت کنند که لازم نيست کاه و کلش باقيمانده محصولات خود را آتش بزنند که در بسياري از موارد نيز باعث ايجاد آتشسوزي در مراتع و جنگلها ميشود. تنها عرصه سواحل درياي خزر که هنوز ساخت و ساز در آن صورت نگرفته است همان پهنه نوار 60 کيلومتري ميانکاله است که بسياري از سوداگران زمين، زمينخواران و درياخواران اکنون براي تصاحب آن چشم و دندان تيز کردهاند. معتقدم که تمام آتشسوزيها، تخريبها و سموم ريخته شده در پناهگاه حيات وحش و تالاب ميانکاله بهصورت عمدي صورت گرفته تا افراد سودجو بتوانند اين منطقه را به برهوتي تبديل کنند که در نهايت در آن ويلاها و ساختمانهايي را بسازند. تا زمانيکه سازمان حفاظت محيط زيست از اقتدار لازم برخوردار نباشد، نميتوان اميد داشت که از مايملک محيط زيستي خود در ميانکاله دفاع کند.