ايالاتمتحده آمريکا بهخوبي ميدانست که پيشنويس قطعنامه شديد اين کشور عليه ايران در شوراي امنيت با راي منفي دو کشور روسيه و چين روبهرو خواهد بود. همانگونه که اين راي منفي را در شوراي حکام آژانس بينالمللي انرژي هستهاي تجربه کرده بود. لذا اين پرسش پيش ميآيد که چرا آمريکاييها با وجود اين پيشبيني تلاش داشت تا پرونده ايران را در شوراي امنيت مطرح کند و قطعنامه 2232 را پيگيري نمايد. لحن تند ترامپ نسبت به متحدان اروپايي خود و عملکردهاي وي در 3ساله اخير در ارتباط با سازمانهاي بينالمللي و امثالهم تا حدود زيادي پايتختهاي کشورهاي اروپايي را نسبت به واشنگتن در يک موضع واگرايانه قرار داده است. در عين حال اروپاييها بهخوبي ميدانند که تنها در کنار آمريکا و با آمريکا ميتوانند در نظام بينالملل و رقابتهاي موجود ميان غرب و شرق زمينههاي موفقيت بهتري را داشته باشند. لذا در عين رقابت، همکاري توامان با آمريکا را دنبال ميکنند و از اين جهت يک اتحاد مشترک را رقم ميزنند. در اين وضعيت به نظر ميرسد آمريکا به دنبال چکاندن ماشه است اما اين ماشه اگرچه به ظاهر بازگشت به تحريمها را در چارچوب برجام دنبال ميکند اما خود يک شرط لازم براي شکل بخشيدن به يک گام ديگر و آن احتمال کشيدن ماشه جنگ است. فراموش نکنيم آمريکاييها اين شکست را از اين جهت به جان خريدند که بتوانند زمينهپروري و زمينهسازي مساعد را براي کشيدن ماشه دنبال کنند؛ ماشهاي که ميتوان مکانيسم ماشه برجام را در مرحله نخست در برداشته باشد که با چالشهاي متفاوتي روبهرو است و اتحاديه اروپا بالتبع با آن مخالف است. چراکه معتقد است که خروج آمريکا از برجام مساله کشيدن ماشه براي آمريکا را از مشروعيت خارج ميکند. اما اين پرسش پيش ميآيد که آيا اتحاديه اروپا به برجام متعهد ميماند يا به سوق دادن ترامپ به چکاندن ماشه جنگ ميانديشد؟ آيا در کنار تهران، پکن يا مسکو قرار ميگيرد يا به تلآويو نزديک شده و در نهايت با واشنگتن همراه خواهد شد. اين پرسشها بسيار معنادار است و ميتواند اينگونه تعريفپذير شود که اگر آمريکا در فشار حداکثري بر ايران تا آستانه انتخابات به يک برگ برنده دست پيدا نکند، تيم پمپئو که اکنون با رويکارآمدن آبرامز رويکرد جنگي بيشتري را پذيرفته در کنار کاپيتان مايک و نماينده وزارت خزانهداري آمريکا در بخش مربوط به ايران ميتوانند ترامپ را مجاب کنند که بهترين حرکت در اين وضعيت آن است که آمريکا به سمت و سوي فشار بيشتر براي وادار کردن تهران وارد شود. در وضعيتي که نگاه جهان به صلح اعراب و رژيمصهيونيستي به توافقنامهاي است که ميان تلآويو و ابوظبي بسته ميشود ما شاهد وضعيتي باشيم که فشارهاي بينالمللي بر تهران افزايش پيدا کند و ايالاتمتحده آمريکا جهتگيري چکاندن ماشه برجام را به سمت و سوي چکاندن ماشهاي ديگر سوق دهد تا افکار عمومي را در اين جهت آماده سازد. اين امري محال نيست؛ اگرچه احتمال آن ضعيف است اما از وضعيت امکان به سمت احتمال سوق داده شده است.