سابقه کولبری زنان برای رسیدن به آب، طولانی است. متاسفانه در زمانیکه علم و تکنولوژی، جهان را متحول کرده، روستاهایی هستند که زنان آن باید آب شرب خود را تا خانه حمل کنند. البته کارهایی در این مورد طی چهار دهه گذشته انجام گرفته است، ولی تا چه اندازه در این رابطه کارهای عملی صورت گرفته، نیاز به بررسی دارد. این مقوله قدیمی است. سال 58، درباره روستایی در ترکمن صحرا مطالعه میکردیم که زنان حتی منبعی برای تهیه آب و آوردن آن به خانه نداشتند. در این سالها تلاش شد برای آنگونه روستاها منابعی (حداقل یک منشعب آب) کشیده شود. با این حال همچنان مناطقی وجود دارند که زنان برای آب شرب مورد نیازشان، صدها و شاید هزاران متر، راه بروند. نکته اصلی در رابطه با حل این مشکلات همت مسئولان است. اما واقعیت دارد که مسئولین از مردم عقب هستند. در همان زمان هم اگر به آن روستای ترکمن آب رسید، به این دلیل بود که ما دانشجویان جهادگری بودیم که خود برای این کار آستین بالا زدم و هیچمسئولی این کار را از ما نخواست و در نهایت توانستیم کار لوله کشی را به روستا انجام دهیم. روستایی که وقتی به مردم میگفتم کجا استحمام میکنید؟ تعجب میکردند که حمام
چیست؟ گویا با آب شدن برف در فصل بهار در رودخانه استحمام میکردند. امروز هم کارهای از این قبیل را اگر به مسئولین بسپاریم هیچاتفاقی رخ نمیدهد، در حالی که گروههای جهادی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، این اقدامات را به سرانجام میرسانند. آنطور که مشهود است، کسی نمیخواهد در جهت حل مشکلات خانوادههای روستایی و تامین آب روستاهای دور افتاده کاری انجام دهد، اگر کاری هم انجام میشود، جزیرهای است و با هدف و دغدغهمندی فردی روی میدهد. در این مسأله آب آوردن و دسترسی به آب شرب هم همین منوال جاریست. شما بهغیر از سختی آوردن آب توسط یک زن یا کودک باید به میزان استاندارد و بهداشت آب توجه کنید. در این حالت چه کسی میتواند سلامت آبی که این خانواده ها استفاده میکنند را تضمین کند؟ اینطور نیست که مسئولین بودجه نداشته باشند تا به این مسائل بپردازند. آنها بودجه را صرف کارهای دیگری میکنند. برای تمام این کارها طی تمام این سالها بودجه تعلق گرفته است، اما بنا بر همین بودجهها، مسئولین مدعی هستند و اصرار دارند که ما داریم کار انجام می دهیم، اما محتوای این کار چیست؟ کسی نمیداند. بودجه کجا رفته است؟ بازهم کسی
نمیداند.