به یاد دارم در سال 1358 زمانی که شهید دکتر کاظم سامی وزیر بهداری و بهزیستی بود، مباحثه و مجادلهای با شهید محمدعلی رجایی داشت از برای تعهد مکتبی و تعهد متخصص. شهید رجایی بیان میکرد که مقامات و مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید متعهد مکتبی باشند و شهید سامی میگفت مقامات و مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید متعهد و متخصص باشند و میگفت که تخصص حرف اول را میزند و شهید رجایی میگفت مکتبی بودن حرف اول را میزند و انقلاب اسلامی یک انقلاب ایدئولوژیک است. سرانجام حرف شهید رجایی به کرسی نشست و گزینشها شروع شد و مکتبی بودن غالب گردید و به همین سبب بود که بسیاری از متخصصین متعهد وطنپرست ما منزوی شدند. بهخصوص با تاسیس حزب جمهوری اسلامی این مساله به مجلس هم کشیده شد. در دوره اول مجلس نسبتا اعضای کمیسیونهای مجلس شورای اسلامی تخصصشان با آن کمیسیون در ارتباط بود ولیکن از دوره دوم که ریاست مجلس به دست جناح راست و محافظهکار افتاد، دیگر تخصص جای خود را به مکتبی و سیاسی بودن داد تا میرسیم به دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی که در چند نکته به آن خواهم پرداخت که اگر کمیسیونهای مجلس تخصصی نباشند آن مجلس در مجموع عملکرد خوبی
نخواهد داشت:
1 -در مجلس یازدهم که حدود 230 نفر از اصولگرایان به آن راه یافتند و باید آنها را در کمیسیونهای متعدد مجلس جای داد، دیگر به نظر میرسد تخصص در این کمیسیونها معنا و مفهومی ندارد و فقط سیاستبازی و جناحبندی است. مثلا کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات که یک کمیسیون اقتصادی است باید درباره معیشت و اقتصاد خرد و کلان مردم تصمیم بگیرد. رئیس این کمیسیون دکترای الهیات از دانشگاه آزاد اسلامی و وزیر سابق آموزش و پرورش است. آیا رابطهای بین این کمیسیون و تخصص ایشان وجود دارد؟ پرواضح است که وجود ندارد و حتی برخی دیگر از اعضای این کمیسیون هیچ ارتباطی با موضوعات و تجارب اقتصادی ندارند. درمورد کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ریاست آن با کسی است که تحصیلات حوزوی دارد و البته نیز مدرک کارشناسیارشد دفاعی. شاید امنیت ملی در رابطه با کارشناسیارشد دفاعی باشد ولیکن سیاست خارجی آن چنین نیست. 2 - کمیسیون فرهنگی نمونه دیگری است که ریاست آن با شخصی است که تحصیلات حوزوی دارد و مدرک کارشناسی روانشناسی. آیا رئیس و اعضای این کمیسیون، فرهنگ این جامعه و مرزو بوم را کاملا میشناسند که بتوانند برای فرهنگ رایج روز جامعه تصمیم بگیرند و
نیز کمیسیون اجتماعی مجلس که کمیسیونی حساس برای مردم و جامعه بوده ریاست آن با شخصی است که مدرک مدیریت دفاعی دارد و نیز کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با شخصی است که مدرک کارشناسیارشد بافتشناسی و امنیت ملی دارد و شاید بهجرات بتوانم بگویم بهندرت نمایندهای در کمیسیونی بتوان پیدا کرد که مدرکش مرتبط با تخصص آن کمیسیون باشد و شاید بتوان گفت نمایندگان اصولگرا اکثرشان مدرک امنیتی دارند. 3 - کمیسیون عمران که باید درباره عمران و آبادانی کشور لایحه و نظر بدهد ریاستش با شخصی است که مدرک تحصیلیاش دکترای پزشکی است و همچنین کمیسیون صنایع و معادن جالب است که رئیس کمیسیون تحصیلاتش در زمینه حقوق خصوصی و بینالملل است. انصافا و وجدانا این نوع ریاست از لحاظ شرعی و قانونی جایز است؟ رئیس کمیسیون اصل نود تحصیلاتش حوزوی است درحالیکه باید تا اندازهای تحصیلات حقوقی داشته باشد و بتواند به شکایات از قوای سهگانه و ارگانهای دیگر کشور رسیدگی کند. 4 - از مطالب بیانشده میتوان برداشت کرد که این مجلس کاملا جناحی و سیاسی و بدون تخصص است و اکثر مهرهها سر جای خود نیستند و درواقع در این مجلس کلمات معانی خود را از دست دادهاند و
به یک مجلس بسته جناحی تبدیل شده است. به نظر من این مجلس نمیتواند کار مثبتی برای این مردم و جامعه انجام دهد و حتی مسائل روزمره مردم را حل کند. این مسائل تداعی دارد که بسیاری بدون تخصص در هر کمیسیونی عضو شدهاند.