درپي واكنشهاي متفاوت به اظهارات جنجالي رئيس بنياد
گفت وگوي فتاح
از آرشيو آنلاين تلويزيون حذف شد
تبديل «بگم بگم» به «گفتم گفتم»
نيروهاي مسلح هم به فتاح پاسخ داد
ادامه از صفحه 3/
نه اصولگرايان به حمايت از فتاح
نکته قابل تامل آنجاست که هيچ گروه اصولگرايي روز شنبه از ادعاهاي فتاح در امان نبود، بنابراين پرواضح است که سبک احمدينژادي او که از «بگمبگم» به «گفتمگفتم» سبب ريزش حاميانش شده است و حضور با پشتوانه هيچ در انتخابات رياستجمهوري نتيجهاي براي او به دنبال نخواهد داشت. ديروز فعال سياسي اصولگرا درباره کنشهاي سياسي فتاح به «نامهنيوز» گفت: «من با اين شيوه ورود به صحنه انتخابات مخالفم. اينکه فردي بدون کار تشکيلاتي و بر اساس تشخيص و تصميم خود وارد انتخابات شود و بعد از اخذ تصميم او نيروهاي سياسي له يا عليهاش سخن بگويند يا گروهها و احزاب پشت سرش حرکت کنند، صحيح نيست و تجربه نشان داده است که چنين روشي مصالح ملي را تامين نميکند. درباره چند رئيسجمهور پيشين هم همين اتفاق افتاد و نتايجش را ديديم. متاسفانه رويهاي حاکم شده است که در هر انتخابات چندنفر روسا وارد انتخابات ميشوند و گفتوگو ميکنند و ديگران را نقد ميکنند تا خود را در ميان مردم مطرح و حتي محبوب کنند». محسن کوهکن در پاسخ به اين پرسش که آيا فتاح فردي است که بتواند از پس مسئوليت رياستجمهوري برآيد، گفت: «اکنون رسالت همه اين است که محکم بايستيم و به عنوان مطالبه عمومي بخواهيم که فرد را جمع تعيين کند. اينکه آقاي فتاح فرد قابلي براي رياستجمهوري است يا نه را بايد خرد جمعي تعيين کند. بايد خرد جمعي بگويد که آيا آقاي فتاح توانايي رياستجمهوري دارد يا نه. وي افزود: آنهايي که توانايي رياستجمهوري دارند به دليل آنکه ميدانند چه مسئوليت سنگيني متوجهشان خواهد شد، به صحنه نميآيند. من نااميد نيستم و هنوز باور دارم که دستگاه اجرائي ميتواند بخش عمده مشکلات کشور را حل کند، مشروط به آنکه از همه ظرفيتهاي کشور استفاده کند. اکنون ما برنامهاي از سوي احزاب و افراد نميبينيم. وقتي يک فرد ميخواهد رئيسجمهور بشود، علاوه بر آنکه بايد حمايت حزبي لازم را داشته باشد، بايد بداند چه نيروهايي را در چه مسئوليتهايي ميخواهد به کار بگيرد. به ياد داريم که فردي ناگهان از شهرداري تهران به رياستجمهوري رسيد و چون هيچ برنامه و البته تجربهاي نداشت از همان دوستان قديمي و همکاران شهردارياش در رياستجمهوري استفاده کرد که نتيجهاش را ديديم.»