آرمان ملي- جواد باقري: مايک پومپئو، وزير امور خارجه آمريکا، اعلام کرده است که برايان هوک نماينده ويژه اين وزارتخانه در امور ايران از مقام خود کنارهگيري ميکند. قرار است اليوت آبرامز - نماينده فعلي وزارت امور خارجه آمريکا در امور ونزوئلا - جايگزين برايان هوک شود. هوک در ابتدا از دستياران ارشد رکس تيلرسون اولين وزير امور خارجه دونالد ترامپ بود که بهرغم کنار گذاشته شدن آقاي تيلرسون، به فعاليتهاي خود در وزارت خارجه ادامه داد. برايان هوک در مخالفت با توافق هستهاي (برجام) و پيشبرد خطمشي فشار حداکثري عليه جمهوري اسلامي و تشديد تحريمهاي ايران نقش فعالي ايفا کرد. منتقدان ميگويند که اين سياست دولت آقاي ترامپ در رسيدن به هدف خود يعني بازگرداندن ايران به پاي ميز مذاکره براي رسيدن به توافقي بزرگتر ناکام مانده است. در اين راستا بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با علياصغر زرگر تحليلگر مسائل خاورميانه داشته که در ادامه ميخوانيد.
ترامپ در جديدترين سخنان خود گفته ايران منتظر پيروزي «جو بايدن» نباشد؛ از آن رو برايان هوک استعفا داده و فرد ديگري جاي او را در خصوص ايران گرفته، کنارهگيري برايان هوک و سخنان اخير ترامپ را در چه راستاي ميتوان تحليل کرد؟
ترامپ قبلتر از اينها نيز چون خود را فاتح رقابت انتخاباتي رياستجمهوري ميداند، هم تاکيد کرده بود که ايران منتظر پيروزي بايدن نباشد و چون او پيروز اين کارزار خواهد شد، بهتر است که ايران با دولت او وارد مذاکره شود و تا آن زمان صبر نکند. به نظر ميرسد دو عامل در رويکارآمدن آقاي آدامز مدنظر سياستمداران ايالاتمتحده باشد. اين شخص در کارنامه خود درگير موضوعات ونزوئلا بوده؛ البته او شخصي بود در زمان تصميمگيري حمله به عراق از سوي آمريکا، در تلاش و توصيه بود که اين اتفاق رخ دهد و ايالاتمتحده آمريکا به عراق حمله کند. او يکي از شاهينها و چهرههاي بود که در تصميم آمريکا نقش فراواني را ايفا کرد که حمله به عراق شکل بگيرد. گمانهزني اول اين است که سياست داخلي آمريکا در حال حاضر شرايط خوبي را سپري نميکند و ترامپ نتوانسته، در مبارزه با بيماري کوويد 19 عملکرد خوبي از خود نشان دهد. در حال حاضر شاهد يک موج بيکاري در آمريکا هستيم. خصوصا در اين شرايط رقباي آمريکا مثل چين و روسيه در مقابل اين کشور جبههگيري کردهاند. بنابراين شاهد خواهيم بود که در آينده نزديک سياستهاي بعد از بحران در کشورهاي مختلف بر پايه قدرتهايي خواهد بود که از شرق به غرب گرايش دارند. ترامپ به اين نکته به خوبي واقف است که اگر پيروز کارزار انتخاباتي باشد بايد با اين مشکل که 50ميليون بيکار در کشور وجود دارد، مقابله بکند. او در تلاش است که آن را به نحو مطلوب اداره و مديريت کند. از آنسو در نوع سياست خارجه با چالشهايي مثل چين و روسيه روبهرو خواهد بود. يکي ديگر از چالشهاي مهم پيشروي دولت ترامپ به خاورميانه و ايران و خليج فارس برميگردد. با اين حال آمريکا با يکي از بازيگران مهم در اين منطقه به نام ايران روبهرو است. اين کشور زماني در تلاش بود با اعمال شديدترين تحريمهاي اقتصادي عليه ايران، اين بازيگر مهم منطقه را وادار کند، که بر پاي ميز مذاکره و سازش بنشاند و در حال حاضر اين پروژه خود را شکستخورده ميپندارند، لذا آمريکاييها تمايل دارند با ايران به نوعي تعامل برسند، نوع سياست فشار و حذف اين کشور را تغيير دهند و بتوانند از يک روش ديگر به مذاکره با ايران دست يابند.
در چه صورتي ايران پاي ميز مذاکره با آمريکا خواهد نشست و آيا قرارداد 25 ساله در اين زمينه دست بالا را به ايران خواهد داد؟
اگر آمريکا بخواهد بدون پيششرط با ايران مذاکره کند قطعا ايران هم به عنوان شنونده پاي ميز مذاکره مينشيند تا بفهمد حرف آنها چيست. موضوع دوم که ميتوان گفت که آمريکاييهاي را به نوعي سر عقل آورده است اين بوده که با تغيير سياست در آينده نزديک با توجه به اينکه ايران سياست رو به شرق را پيش گرفته و آنها از اين موضوع هراس دارند، اين ترس در سخنان وزير امور خارجه آنها کاملا روشن بود که نسبت به ابراز نگراني در مورد قرارداد راهبردي چين ايران اعلام نظر کرد. آمريکاييها بر اين باور هستند که اين دست تفاهمها پاي چين را در خاورميانه باز ميکند و منافع آمريکا را به خطر خواهد انداخت. به نظر ميرسد آمريکا دورنمايي از چالش را پيش روي خود ميبيند، که اگر ايران به سمت شرق متمايل شود در آينده نزديک آمريکا را با مشکلات در خاورميانه روبهرو خواهد کرد. با توافق ايران و چين آنها خواهند ديد که شيرهاي نفتي ايران به سمت شرق باز شده و خواه ناخواه از زير سلطه و اعمال فشار غرب خارج خواهد شد. آنها بر اين باور هستند که اگر چين جاي پاي خود را در ايران باز کند ميتواند کمکم وارد عراق شوند و خواهند ديد که منطقه خاورميانه به چين که رقيب اين کشور است نزديک خواهد شد. ايران در تلاش است که با ميل به شرق پاي آمريکا را از منطقه قطع کند و با حضور چين و اين قراردادها به نوعي از لحاظ اقتصادي آمريکا را از خاورميانه خارج نمايد.
اگــر جــو بايدن در انـتخابات نوامبر بر جمهوريخواهان پيروز شود آيا شاهد تغيير در رويکرد ايالاتمتحده خواهيم بود؟
سياست خارجه آمريکا را اگر بخواهيم شبيهسازي براي آن در نظر بگيريم، بايد گفت سياست خارجه آمريکا شبيه به يک کشتي بزرگ است، که در اقيانوس در حال شنا کردن قرار گرفته. اين کشتي جاي مانور 180 درجه ندارد يعني براي سياست خارجه آمريکا يک سياست و چهارچوب مشخص را پياده کردهاند و هدايتکنندههاي اين کشتي ملزم به رعايت قوانين آن هستند. اما چه کسي اين کشتي را هدايت کند بحث وجود دارد. جمهوريخواهان هميشه بر تاکتيک زور و حربه جنگ و ارتش هستند و از سوي دموکراتها ملايمتر از آنها با موضوعات برخورد ميکنند و در تلاش هستند با تاکتيک ديپلماتيک کشتي سياست خارجه آمريکا را به همان ساحل مدنظر ايالاتمتحده برسانند. اين امکان وجود دارد که با سر کار آمدن يک دموکرات اين بحث مطرح شود که آنها برجام را قبول دارند اما نيازمند اضافه شدند شرط و شروطي در آن هستند و مقداري هم در راستاي تعامل با ايران بربيايند. نکتهاي که در اين بين وجود دارد در زمان قدرت داشتن دموکراتها بر آمريکا آنها نوع ديگري از تحريمها را دنبال کردند و آن هم تحريمهاي در راستاي مباحث حقوق بشري بود و مربوط به برجام خلاصه نميشود و در تحريم ايران يد طولايي داشتند. با اين تفاسير نبايد اميدوار بود که سياست کلان آمريکا تغيير اساسي در اين زمينه بکند اما در نوع برخوردهايشان شايد با نرمي و از روش تعامل با ايران روي آورند. تاکتيک دموکراتها احتمالا با جمهوريخواه متفاوت و بر مبناي اساس ديپلماتيک خواهد بود.