بستن

فاصله مسئولان و مردم از بين برود

فاصله مسئولان و مردم از بين برود
محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رضا خباز فعال سیاسی اصلاح‌طلب

اگر به چهل سال پيش برگرديم در زماني که انقلاب پيروز شد مردم و مسئولان همه در يک صف بودند و همه خود را با يکديگر در ايران اسلامي شريک مي‌دانستند. حتي وقتي جنگ بر ما تحميل شد اول کساني که در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شرکت کردند، مسئولان بودند و بعد از آنها و همراه با آنها مردم بودند و نوعي يکرنگي و يکدلي و هماهنگي در بين همه اقشار جامعه حاکم بود. درخانه مردم و مسئولان به روي هم باز بود. دليل همين بس که منافق وارد منزل آيت‌ا... هاشمي شد و خودشان به روي او در بازکرده بودند و ايشان در منزل خودش ترور شده بود؛ يعني مردم به همين راحتي در خانه مسئولان را مي‌زدند و داخل مي‌رفتند. اگر مردم عادي پيکان‌سوار مي‌شدند مسئول هم پيکان داشت. اگر مردم در دولت شهيد رجايي از کوپن استفاده مي‌کردند مسئولان هم از کالاي کوپني استفاده مي‌کردند. هيچ کسي براي خود فرق و برتري قائل نبود و هيچ کسي احساس نمي‌کرد ارباب مردم است. در مجلس اول وقتي نمايندگان به خدمت امام رسيدند و مرحوم حجازي نماينده اول مردم تهران در حضور امام سخنراني کرد هنوز سخنراني به پايان نرسيده بود که امام در مقابل تعريف و تمجيد مرحوم حجازي فورا موضع گرفتند و گفتند اين کار پسنديده نيست. شما نبايد اينطور از مسئولان‌تان تعريف کنيد. تعريف و تمجيد مسئولان به ضرر آنهاست و اين باعث گمراهي آنان خواهد شد. اين حالت همدلي و هماهنگي و همرنگي عامل ايجاد سرمايه اجتماعي بود، از اين جهت وقتي شخصي از بزرگان سخنراني مي‌کرد مادران خود با دست خود کفن بر اندام فرزندان خود مي‌پوشاندند و آنها را راهي جبهه‌ها مي‌کردند تا شوهران‌شان و فرزندان‌شان در خط‌مقدم اين جبهه از کيان کشور دفاع کنند. اما مشکل از جايي شروع شد که مسئولان کم کم و به تدريج خود را از صف مردم جدا کردند؛ البته شروع‌کننده اين کار منافقين بودند و با ترورهايي که انجام شد مسئولان مجبور شدند محافظاني داشته باشند. اين فاصله رفته رفته مردم را به حس بيگانگي از مسئولان رساند. سپس جامعه به خودي و غير‌خودي تقسيم شد. همفکران خودي محسوب شدند و ديگران غير‌خودي بودند؛ در حالي‌که هر کسي شناسنامه ايراني دارد خودي است. همين‌که مردم را از يکديگر جدا کردند موجب شد روز به روز به فاصله‌ها افزوده شود و زرق و برق دنيا، مسئولان را بگيرد. متاسفانه در اين شرايط فاصله اجتماعي زياد شد. شرايط اقتصادي و تحميل جنگ و تحريم‌ها نيز به اين وضعيت کمک کرد. امروز مردمي زندگي کردن چنان عجيب شده که اگر کسي روزي با اين سبک زندگي کند گويي شاهکار کرده درحالي‌که مردم عادي و مسئولان تفاوتي با هم ندارند. امروز اگر بخواهيم مجددا اعتماد مردم را به‌دست بياوريم بايد زندگي متوسطي در حد زندگي مردم داشته باشيم. وزير و مديرکل و رئيس سازمان هم بايد زندگي عادي و معمولي داشته و در دسترس مردم باشد. وقتي اخبار اختلاس‌ها منتشر مي‌شود انسان شرمنده مي‌شود. من به ياد دارم در ابتداي انقلاب کسي ماموريت نمي‌رفت. قسمت‌هاي مختلفي که به حقوق اضافه مي‌شود مطرح نبود. ايران در آن روزها مردم و مسئولاني ساده و همدل و همراه داشت. به ما گفته مي‌شد زي‌طلبگي خود را حفظ کنيد که اگر حفظ کرديد مردم هميشه با شما همراه خواهند بود؛ اما اگر خودتان به دست خودتان و بر اثر دنيا‌زدگي صفوف خود را از مردم جدا کرديد، بدانيد که ديگر جايگاهي در بين مردم نخواهيد داشت. سپس کم کم اصل نظام ضرر مي‌کند، چون پشتوانه اصلي خود يعني مردم را از دست مي‌دهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی