بستن

با شعارهای پوپولیستی مشکلات حل نمی‌شود

با شعارهای پوپولیستی مشکلات حل نمی‌شود
جلال جلالی‌زاده نماینده اسبق مجلس

 

 

 

چند ماهي تا انتخابات رياست‌جمهوري 1400 باقي مانده و به‌زعم برخي نتيجه بستگي به عملکرد جناح‌هاي اصلاح‌طلب و اصولگرا در مدت باقي‌مانده دارد. درباره پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان سخن‌هاي زيادي گفته شده که تحت تاثير اتفاقاتي، بعضا با تغييراتي همراه بوده است. اصولگرايان هم از تاثير اتفاقاتي که متاثر از عملکردشان است بي‌نصيب نمانده‌اند و به نظر مي‌رسد با مرگ بعضي از رهبران طيف سنتي اصولگرا دايره نفوذ و تاثير اين جناح در جامعه کمتر شده. هرچند اين طيف سنتي در ميان اقشار مذهبي يا سنتي جامعه مخصوصا روحانيون هنوز داراي پايگاه و جايگاهي است اما آنگونه که در اين چند دوره اخير شاهد بوده‌ايم، گروه‌هاي جوان‌تر يا نسل جوان اين طيف بيشتر وارد کارزار سياسي و مسائل رقابتي شده و يک نوع خودسري يا شورش درون‌جناحي موجب شده که جناح سنتي تقريبا کم‌کم نفوذ خود را در جامعه از دست دهد و مساله ريش‌سفيدي و معتمدي تا حدودي کمرنگ شود. به هر صورت اختلافاتي که بين آقايان ميرسليم و قاليباف وجود دارد، رغبت به سمت نيروهاي قشر جوان‌تر اصولگرا را بيشتر از طيف سنتي کرده است. طيف سنتي براثر مرور زمان و ايجاد مسائل جديد و توقعات و انتظارات و پيشرفت تکنولوژي و تحولاتي که در دنيا ايجاد شده، با اقبال کمتري از سوي جامعه مواجه شده و نسبت به گذشته رغبتي به سمت آنها ايجاد نمي‌شود. درواقع کساني‌که حتي از افکار سنتي برخوردار و داراي اعتقاداتي باشند، بيشتر تلاش مي‌کنند به نوعي خود را با تحولات جديد تطبيق دهند. اين درحالي است که وضعيت مردم با موضع‌گيري‌ها و کارهايي که انجام مي‌شود، چندان تطابق ندارد و کافي نيست. نسبت توقعات جامعه و آنچه در ازاي آن انجام مي‌شود، قابل تامل است و بايد از سوي مسئولان مورد بازنگري و توجه واقع شود و در مقام مقايسه با ملت‌هاي ديگر در دنيا باشد. آيا واقعا پرداخت 2 دلار و نيم براي حل مشکلات يک خانواده، توهين به ملت نيست؟ ملتي که بايد آينده‌نگر باشد و ديدگاه توسعه‌طلبانه داشته باشد، مسئولان را از ديد توانمندي و سخنان منطقي و همچنين از ديد صداقت مورد بررسي قرار مي‌دهد. ما ديگر تا کي بايد چوب حرف‌ها و وعده‌هاي پوپوليستي را بخوريم؟ به نظر مي‌رسد اين‌بار ملت بايد هوشيارتر و آگاه‌تر عمل کنند نه اينکه مرتبا دست به آزمون و خطا بزنند. مردم مي‌دانند که مجلس با کمترين مشارکت رقم خورده و خزانه دولت هم خالي است. پس با طرح‌هايي مثل واريز سهميه پول بنزين به حساب هر ايراني مشکلات خانواده‌هايي که جوانان تحصيلکرده بيکار دارند و از پس پرداخت اجاره‌بهاي خود برنمي‌آيند و از معيشت سختي برخوردارند، حل نمي‌شود. به نظر مي‌رسد مجلس بايد طرح‌هايي را به تصويب برساند که در کمترين فرصت و اسرع وقت دريچه‌ها و دروازه‌هايي مثل بازرگاني خارجي، صادرات و واردات را پيش روي ملت بگشايد. طرح‌هايي که منجر به اشتغالزايي شود و به کاهش تورم بينجامد. درحقيقت تحول بزرگي در جامعه ايجاد شود که در پي آن مردم احساس کنند براي چندين سال آينده ديگر خبري از گراني يا افزايش بيکاري و فقر و فساد و اعتياد نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی