ادامه از صفحه 1/ ... اما از اين منظر که مسئولان ما بعد از سالها انتظار، تفاهمنامهاي انجام ميدهند که ميتواند هم اشتغال و هم سرمايهگذاري در کشور ايجاد کند و هم اعضاي اتاق در چين سرمايهگذاري کنند بايد استقبال کرد. در اين تفاهمنامه همان حقي که براي ما هست براي آنها هم هست، منتها هرکس براساس نيازهاي خودش. بنابراين حامي چين نيستم بلکه حامي قراردادي هستم که وضعيت اشتغال و سرمايهگذاري را تعيين تکليف ميکند و کشور را از يک حالت بلاتکليفي اقتصادي که از ناحيه غرب صددرصد در تحريم قرار دارد، خارج ميکند و اصطلاحا ميتواند ديدگاه روشني پيش روي جامعه قرار دهد. اما مخالفت چين با عضويت ايران در سازمان همکاريهاي شانگهاي را بايد از منظر ديگري هم ديد. آيا يک توافق به معناي موافقت با تمام توافقات ديگر است؟ در سازمان همکاريهاي شانگهاي عضوي از غرب آسيا وجود نداشته و اگر به اعضاي گروه نگاه کنيد اکثرا از جنوب شرق آسياست. اما وقتي روابط اقتصادي چين با ايران را در نظر بگيريد به قرارداد چينيها در خصوص آزادراه تهران- شمال و ورودشان به برخي پروژههاي نفتي در زمان روي کار آمدن دکتر روحاني ميرسيم که توتال را جايگزين چين کرد و پروژه آزادراه را هم از آنها گرفت وقايع را به عنوان واقعيتهاي تاريخي نگاه کنيم که چه اتفاقاتي افتاده است. در مسيري که به لحاظ پيمانهاي منطقهاي گذرانديم، اين ما بوديم که پيمانکارهاي بنام را جايگزين پيمانکارهايي کرديم که آنها را چندان قبول نداشتيم براي اينکه فکر ميکرديم رابطهمان با غرب دارد مناسب ميشود. دلايل مخالفت چين با عضويت ايران در سازمان همکاريهاي شانگهاي را بايد از وزارت امور خارجه سوال کرد که به درستي از آن مطلع هستند. درحقيقت اگر چينيها در يک، دو يا سه رابطه چنين ديدگاهي پيدا کردهاند بهتر است از خودمان هم بپرسيم چرا قرارداد آزادراه تهران- شمال را از چينيها گرفتيم و چرا قراردادهاي بزرگ نفتي را به پيمانکارهاي به نام دنيا سپرديم؟ از اين فرصت که شاهد وفاق ملي در حوزه اقتصاد هستيم و دولت بعد از سالها به اين جمعبندي رسيده که قراردادهاي بلندمدتي ببندد که تعيين تکليف کند، استقبال کنيم و به صورت پروژه به پروژه با کشورهاي ديگر هم جلو برويم. دولت را علاقهمند کنيم که با ترکيه، پاکستان و هند و روسيه و اتحاديه اروپا هم چنين قراردادي ببندد. آمريکا چه دليلي براي کنار رفتن از برجام داشت درحاليکه ايران هيچ کوتاهي انجام نداده بود. اما ما در اينباره سکوت ميکنيم که اتحاديه اروپا هيچ قدمي برنداشت و مدتها سرمان را با اينستکس گرم کرد. انصافا و وجدانا جدا از هر تفکري که داشته باشيم، غرب پاي خود را کنار کشيد و عهد و پيمانش را شکست و الان مخالفتها پيرامون قرارداد ايران و چين بيشتر انگيزههاي سياسي است و گرايشهايي که به سمت غرب وجود دارد، تمايل به بسته شدن چنين قراردادهايي براي منفعت خودشان ندارد. خوب است اتاق هم در اين شرايط از فعاليتهايي که براي اعتلاي بخش خصوصي کشور است، انجام داده، رونمايي کند. ما از دولت انتظار داريم که بگوييد براي بخش خصوصي چه کرده؟ کساني که نمايندگي بخش خصوصي را در کشور دارند و درصدي از فروش واحدهاي بزرگ را در اختيار ميگيرند که رقمهايش هم بسيار بالاست، منابعش را چگونه مصرف ميکنند؟ به جامعه گزارش دهند رقمهايي که اعضاي اتاق بازرگاني از واحدهاي صنعتي و توليدي به عنوان کارتهاي بازرگانيشان دريافت ميکنند چه ميکنند؟ مگر ما از دولت و بانکهاي دولتي انتظار نداريم؟ حالا از اتاق بازرگاني هم که مورد حمايت دولت است تا بتواند درصدي از فروش را از واحدهاي صنعتي دريافت کنند، انتظار داريم گزارشي ارائه دهند.