قبل از شيوع کرونا وضعيت معيشتي بيش از دوهزار خانوار پيرانشهري که زندگيشان با درآمد کولبري تامين ميشد، اسفناک بود و حالا که کرونا اين شغل و منبع درآمد را تا حدودي تعطيل کرده، دهها هزار نفر براي تامين نيازها و حداقلهاي اوليه زندگيشان با مشکل جدي روبهرو هستند. اين يک واقعيت است که فقر و بيکاري در بين مردم مرزنشين بيداد ميکند و اين موضوع مهم که به آن توجهي نميشود ميتواند امنيت پايدار کشور که در گرو امنيت پايدار معاش مردم مرزنشين است را به مخاطره بيندازد. در حال حاضر جمعيت مرزنشين کشور صدمات سختي را از لحاظ اقتصادي ديده و پادويي بارهاي سنگين و درآمد بسيار پايين کولبري، تنها راه معاش اين مردم بود که اکنون نيز تا حدودي متوقف شده است. کولبري شغل نيست و مبناي قانوني ندارد و بههمين دليل نميتوان براي آنها امتيازاتي از قبيل بيمه بيکاري و... از قانون گرفت. ما در مرزها شغل ايمن ايجاد نکردهايم و اميدواريم دولت در آينده حداقل به اين موضوع ورود پيدا کند. تسريع در ايجاد شغل پايدار و ايمن در مرزهاي ايران بسيار مهم است و در صورت ناديده گرفتن اين مهم ميتواند هزينههاي بسيار زيادي را در مقايسه با هزينههاي تاسيس چند کارخانه يا بازارچههاي مرزي در آينده داشته باشد. طرحهايي در مجلس دهم براي کولبران مطرح شد و ما سعي کرديم اين طرحها را با شتاب دوفوريتي به صحن ببريم، اما متاسفانه اين طرح به کميسيون اقتصادي که رفت، نتوانست شتاب بهدست بياورد و مجلس در اين حوزه ضعيف عمل کرد. البته عملکرد ضعيف آنها نيز توجيهاتي داشت، چرا که مشکلات عديده اقتصادي براي کشور بهوجود آمد. تعدد اين مشکلات نگذاشت طرحي که براي کولبران تنظيم شده بود، به نتيجه برسد. اين طرح بسيار مقتضي و مهم بود اما نتوانست شتاب دوفوريتي کسب کند. طرحهاي تک فوريتي مجلس هم تنها در بايگاني پسانداز شدند. خلاصه اينکه بنده طراح و پيگير مطالبات معيشتي کولبري در مجلس بودم که در اين طرح تبيين شده بود، اما با پايان مجلس به تصويب نرسيد و متاسفانه اين طرح نيز راکد ماند. بنده به نيابت از آقاي لاريجاني (رئيس سابق مجلس) به اتفاق آقاي ظريف (وزير امور خارجه) و آقاي رحماني فضلي (وزير کشور) بارها به منطقه رفتيم. هميشه سعي کردم آنها را مجاب کنم که در منطقه سرمايهگذاري کنند و حتي بهنتايج خوبي هم رسيديم، ولي عملا هيچ تغييري در وضعيت کولبران يا بهطور کلي مرزنشينها ايجاد نشد. در واقع هدف ما ايجاد بازارچههاي مرزي بود، اما تنها دستاورد اين سفرها و پيگيريها رسمي شدن مرز سردشت بود. تا زمانيکه زيرساختهاي معاش اين مردم فراهم نشده، لااقل سختگيريها را کم کنند تا مردم بتوانند اموراتشان را با کولبري بگذرانند. بر کسي پوشيده نيست خانواري که معاش معقول داشته باشد، کولبري نميکند. در بين اين بچهها تحصيلکرده تا حد فوق ليسانس در اين دستهها که بارهاي سنگين را از کوهها جابهجا ميکنند ديده ميشوند، در منطقه پيرانشهر بيش از دوهزار نفر مشغول کولبري هستند، اين يعني دوهزار سرپرست خانواده درآمدشان با اين شغل تامين ميشود و وابسته به اين کار هستند. حالا که مرزهاي کشور بهدليل کرونا تعطيل است، معاش اين خانوادهها نيز دچار بحران شده و بايد دولت تا دير نشده فکري بهحال آنها بکند.