مسائل و مشکلات امروز کشور به عدم هماهنگي در بخشهاي مختلف بازميگردد، اما اينکه همه تقصيرها را به گردن رئيسجمهور بيندازيم در دادگاه عدل الهي هم پذيرفته شده نيست و دستهاي پرقدرت عدالت را هميشه برقرار ميکنند، نبايد به ناحق کسي را متهم کنيم. بايد بدانيم چه کسي را به چه علتي متهم ميکنيم. در دنياي سياست هميشه اين حواشي وجود داشته است. در کشور ما هميشه تقصير را به گردن ديگري انداختن وجود داشته است. البته واضح است که دليل اين تخريبها چيست. همه ميدانند برخي جريانها بهدنبال تصرف کل ارگانها هستند اما اين افراد موضوع کل نهادها را تجربه کردهاند و نتيجه آن هم امروز مشخص است. کشور هنوز هم صدمات ناشي از اين نوع حکومت را پس ميدهد، روحاني تلاش زيادي کرد با خواستههاي برخي همراهي کند اما نفعي که از اين موضوع برد تنها و تنها حملات بيشتر به دولت بود. شايد اگر روش ديگري را برميگزيد و هدف را کاملا رسيدگي به مطالبات مردم و عمل به وعدههاي خود قرار ميداد نتيجه بهتري ميگرفت. در واقع رئيسجمهور در دولت دوم خود سعي داشت با تن دادن به برخي خواستههاي نيروهاي تندرو، آرامش را برقرار کند اما نتيجه آن به نفع او نبود. رئيسجمهور موظف است اراده ملت را در نظر بگيرد البته رئيس جمهور در بسياري موارد هم پاي مردم ايستاد و ايستادگي کرد اما در برخي موارد شايد زور او نچربيد و توانستند بازهم اهداف خود را اولويت قرار دهند. روحاني و تيم او به تنهايي مقصر شرايط امروز نيستند و همه بايد اين موضوع را در نظر بگيرند. نبايد آماج حملات را فقط روي دولت متمرکز کنيم. دولت روحاني تمام بحرانها را بهطور يکجا تجربه کرد، در بسياري از دولتها تحريمها و فشار آنها به اين شدت وجود نداشت و روحاني بايد همه بحرانها را بهطور همزمان مديريت ميکرد. روحاني اصل را به همکاري بيشتر گذاشته است و رئيس مجلس وقت هم همين روش را در پيش گرفته اما شايد اين روش به تنهايي نتيجه نميدهد. در برخي مسائل به خوبي ميتوان تشخيص داد سکوت روحاني فقط براي مصلحت کشور و حفظ امنيت بوده است. از طرفي مجلس يازدهم رويکرد چندان مناسبي نسبت به دولت و عملکردش ندارد و گرچه قرار بود که اين مجلس به کمک دولت بشتابد اما در عمل ديدم که اينگونه نشد. در اين شرايط قطعا بدون حمايت همه دستگاهها و نهادها نميتوان منتظر بود که دولت به تنهايي شرايط خروج از وضعيت فعلي که بدان گرفتار هستيم را مهيا کند. از اين رو بايد اذعان داشت که تنها راه برون رفت از شرايط فعلي و حل مشکلات جامعه صرفا تعامل بيشتر همه قوا براي برون رفت جامعه از وضعيت فعلي است. اميد ميرود که اين مهم هرچه سريعتر رخ دهد.