آرمانملي- محمدسياح: بازار ارز در ماههاي گذشته نوسانات بسيار شديدي را تجربه کرده و موج اين نوسانات به افزايش قيمت کالاها در بازارهاي مختلف منجر شده است. با رشد نرخ ارز کساني که براي تامين مواد اوليه نياز به ارز داشتند دچار مشکل شده و با کمبود ارز به دلايل مختلفي روبهرو شدند. نهايتا با از دست رفتن مديريت اين بازار تقاضا از عرضه پيشي گرفت و همين موضوع به رشد قيمت روزافزون اين نيازمندي مهم اقتصادي کشور دامن زد و باعث شد تا قيمت دلار تا حدود 26 هزار تومان هم افزايش يابد. رشد نرخ ارز در حاليکه قويترين بازار در سطح کشور و موثرترين آنها هم محسوب ميشود، يعني موج گراني. با اين حال برخي از کارشناسان معتقدند که دولت هنوز هم ميتواند با تامين ارز مورد نياز به اين بازار آرامش ببخشد و قيمت دستکم در بازهاي ثابت نگه دارد. با توجه به کاهش ارزش پول ملي در برابر دلار، بسياري از مردم توانايي خود را در تامين مايحتاج از دست دادهاند و ثابت ماندن نرخ ارز از طريق متعادلسازي عرضه و تقاضا ميتواند به تقويت توان معيشتي مردم هم بينجامد. در همين زمينه «آرمان ملي» در گفتوگويي با مسعود دانشمند، دبيرکل خانه اقتصاد ايران، به بررسي اين موضوع پرداخته است که در ادامه ميخوانيد.
با توجه به اينکه ارز در روزها و هفتههاي گذشته چهار تا پنج هزار تومان کاهش قيمت داشته است، آيا در هفته آينده هم شاهد ثبات يا کاهش قيمت ارز خواهيم بود؟
اين سوالي نيست که از کارشناس پرسيده شود، اين سوال را بايد از دولت پرسيد؛ اگر دولت در بازار ارز عرضه کند قيمت آن کاهش و درغير اين صورت قيمت آن افزايش پيدا خواهد کرد؛ اين موضوعي بديهي است. چرا هفته گذشته قيمت ارز کاهش پيدا کرد، چون دولت 100 ميليون دلار ارز حاصل از صادرات را در سامانه نيما فروخت و قيمتها کاهش پيدا کرد و با عدم تزريق دوباره قيمت افزايش يافت. الان هم که قيمت دلار در حدود 20 هزار و 500 تومان است با زمانيکه به 25 هزار تومان رسيده بود، تفاوت چنداني ندارد. فقط وقتي دولت قيمت ارز را در سامانه صرافيهاي ملي و دولتي خودش 21 هزار تومان تعيين ميکند توقع داريد قيمت ارز در بازار آزاد چند باشد؟ اگر قرار است دولت قيمت ارز را کاهش دهد بيايد و قيمت دلار را در صرافي خودش هفت تومان تعيين کند! وقتي دولت خودش قيمت را در صرافيهاي ملي 21 هزار تومان تعيين ميکند معلوم است که قيمت بازار آزاد آن 24 هزار تومان ميشود و شکي در آن نيست. بنابراين هيچکدام از اين مسائل از مکانيزم يک اقتصاد روشن پيروي نميکنند و از مکانيزم عرضه و تقاضايي که دولت هدايت ميکند، حادث ميشود.
به نظر شما بحثهاي رواني به عنوان مثال بحثهايي که درباره بازگشت ارز ناشي از صادرات مطرح شد، در بازار تاثير ميگذارد؟
بحثهاي رواني يک بار در بازار تاثير ميگذارد نه هر روز، يک بار ممکن است برنامهاي و دستورالعملي صادر و مثلا دلار از 800 تومان يکباره 150 تومان شود. اين هم يک بار اتفاق ميافتد که اگر قرار بود هر روز رخ دهد که به آن اتفاق نميگفتند.
فکر ميکنيد دولت توانايي تامين ارز را با توجه به مشکلاتي نظير تحريم و بلوکه شدن ارز و کاهش صادرات که خودش بيان ميکند، دارد؟
خود دولت اين حرفها را ميزند، ولي داستان اصلي چيست؟ يکسري پروفرم در دست وزارت صنعت و معدن منتظر صدور مجوز هستند و تا زمانيکه مجوز نگيرند، نميتوانند در سامانه نيما خريد کنند. با توجه به اين شرايط و تراکم ايجاد شده در وزارت صمت، زمانيکه ميبيند مثلا امروز در سامانه نيما يک ميليون دلار وارد شده يک ميليون پروفرم را تاييد و وارد بازار ميکند و نتيجه چيزي است که ميبينيم. اگر دولت بخواهد قيمت را در سامانه نيما تثبيت کند، نميتوان به صادرکنندهاي که با دلار 23 هزار توماني کالا تهيه و صادر کرده بگوييم دلار صادراتياش را در سامانه نيما با قيمت بسيار پايينتر بفروشد و مسلما صادرکننده اين کار را انجام نميدهد. بنابراين بايد بين اين موضوعات تعادلي برقرار شود و تا زمانيکه اين تعادل وجود ندارد، وضعيت همين است و بهنظر هم نميرسد دولت برنامهاي براي ايجاد اين تعادل داشته باشد.
بارها در مورد تک نرخي شدن ارز بحث شده و هنوز هم شاهد اختلاف قيمت ارز بازار آزاد و نيمايي هستيم، چرا يکسانسازي و تکنرخي کردن ارز مورد توجه قرار نميگيرد؟
در اين راستا کارهايي درحال انجام است، يعني ارز نيمايي را از هشت و نه هزار تومان به 17 هزار تومان رساندهاند و از اين رقم هم پله پله به بالا ميبرند تا به قيمت ارز آزاد برسانند تا آن را تک نرخي کنند و اين تک نرخي چيزي حدود 22 تا 24 هزار تومان تصويب خواهد شد، اگر نيت دولت اين باشد. براي اينکه اگر کمتر از اين ارقام باشد صادرکننده مشکل پيدا ميکند، اگر صادرکننده مشکل پيدا کند، توليد داخلي مشکل پيدا ميکند، مشکلات توليد داخلي برابر با بيکاري است و بيکاري هم به افزايش تورم منجر خواهد شود. بنابراين دولت نميتواند نرخ بازار آزاد را به نرخ نيمايي نزديک کند و کاهش دهد، بلکه بايد نرخ نيمايي را بايد بالا ببرد و به نرخ بازار آزاد نزديک کند.
تا زمانيکه اين اتفاق بيفتد و دلار تک نرخي شود، اين صادرکنندگان هستند که آسيب ميبينند يا بخش توليد و مردم؟
در هر صورت مردم متضرر ميشوند چون به دلار حقوق نميگيرند ولي هزينههايشان با توجه به قيمت دلار افزايش پيدا ميکند. قيمت برنج، روغن، حبوبات، سبزيجات و غيره با افزايش قيمت دلار افزايش پيدا ميکند. خود مرکز آمار ايران چند روز پيش اعلام کرد ايران چهارمين کشور متورم جهان است، بنابراين زمانيکه قيمت دلار افزايش مييابد قيمت کالاها در مغازه خردهفروشان هم متناسب با آن افزايش پيدا ميکند و شخصي که حقوق ثابت ريالي ميگيرد، صدمه خواهد ديد. يعني قدرت خريد افراد کاهش مييابد و ديگر نميتواند خيلي از کالاها را بخرد و سفره آن هرروز کوچک و کوچکتر ميشود تا جاييکه افراد ممکن است حتي زندگيشان را از دست بدهند.