آدم اين روزها همينطور که به اخبار توجه ميکند متوجه ميشود که انگار خيلي نرم و ريز به يک جدول برنامهريزي شده رسيدهايم که روزهاي زوج يک چيزي گرانتر شود و روزهاي فرد هم از يک سلطان جديد رونمايي شود:
1- خبرگزاري ايرنا اعلام کرد: از سلطان قبر هم رونمايي شد!
الف- اگر از شنيدن اين خبر آنقدر نخنديد که فکتان از چشمتان بيرون بزند، بقيه گزينهها را هم بخوانيد.
ب- سلطان قبر آخه؟ قبر چيه که سلطان داشته باشه؟ اين بنده خدا ظاهرا به ته بار سلطاني خورده است.
ج- قديمها کلا يک سلطان علي پروين داشتيم و بس! الان خود سلطان علي پروين بودن هم يک سلطان دارد.
د- طبق گفتههاي آقاي طبري ظاهرا ما الان روي دانگ يکي از سلطانها داريم زندگي ميکنيم، زودتر اعلام موجوديت کنند، مديون ايشان نشويم.
2- بانک مرکزي اعلام کرد: 25 ميليارد دلار ارز دولتي به کشور بازنگشته است.
الف- يک زنگ به ارز دولتي گمشده بزنيد، شايد راه را اشتباه رفته و گم شده است.
ب- در خانه ما هر چيزي گم ميشود زير تخت است، در مملکت هرچيزي گم ميشود در کاناداست!
ج- تا دير نشده سلطان ارز دولتي گمشده را پيدا کنيد، هرچند تجربه پيدا کردن سلاطين در حل مشکلات به اندازه شيرکاکائو در درمان بيرونزدگي ديسک کمر هم مفيد نيست.
د- ارزي که برگشتن بلد نيست، به گمشدن ميگويد تقدير!