براساس آمارهايي که همه ساله مرکز آمار بر مبناي طرح اشتغال و بيکاري خانوارها منتشر ميکند، مشخص است که شاغلان بخش کشاورزي، معدن، صنعت، زيربخشهاي اصلي، ساختمان، آموزش، بهداشت يا رستوران و هتلداري چقدر هستند، يعني همه ساله گزارش مفصلي از وضعيت بازار کار و تعداد شاغلان براساس فعاليتهاي اقتصادي منتشر ميشود. پس ما اطلاعات خوبي داريم که اشتغال در بخشهاي مختلف چه وضعيتي دارد. برهمين اساس هم ميتوان ارزيابي کرد مثلا هتلها تا چه حد درآمدشان کاهش يافته است، چقدر از رستورانها بسته شدهاند يا اينکه فروشگاهها تا چه حدي نيروهايشان را تعديل کردهاند. باتوجه به اينکه همه ساله بايد شيوههاي نمونهگيري هم دقيقتر و بهتر شوند، نتايج نمونهگيري مرکز آمار ايران کمابيش قابل اتکاست. اگر اين آمارها را قبول نکنيم نميتوانيم هيچگونه تحليلي از بازار کار داشته باشيم. بايد حدس و گمان بزنيم و براي اينکار مبنايي نياز است تا بفهميم اين حدس درست است يا نه. براي ارزيابي آنچه روي داده حتي اگر وزارت کار اطلاعاتي را منتشر يا نهادها و سازمانهاي ديگر برآورد ميکنند، همه کمابيش متکي بر آن چيزي است که سالانه مرکز آمار ايران منتشر ميکند. اين آمارها هم براساس نمونهگيريهاي فصلي است که در پايان سال تعديل و نهايي ميشود. آمارهاي سالانه بهترين آمارهايي هستند که مرکز آمار ايران با تعديل مناسب بهصورت مفصل منتشر ميکند. عامل اينکه 59 درصد جمعيت بالاي 15 سال ايران غيرفعال هستند مسائل فرهنگي و مهمتر از آن شرايط اقتصادي است، به طور سنتي هزينه زندگي خانواده براساس درآمد سرپرست مرد تامين ميشود و زنها نقش زيادي در تامين هزينههاي زندگي ندارند. پس خانمها خانهدار هستند و غيرفعال محسوب ميشوند. علاوه بر زنان خانهدار که سهم بزرگي از جمعيت غيرفعال يعني همان 51 درصد را به خود اختصاص ميدهند، گروه بزرگي از دانشآموزان و دانشجويان نيز در زمره جمعيت غيرفعال قرار دارند. در حال حاضر شمار دانشجويان بالاي 5/4 ميليون نفر است. ادامه تحصيل سبب ميشود که افراد ديرتر وارد بازار کار شوند. بخش قابل توجهي از دانشجويان زن هستند که ممکن است بعد از اتمام تحصيلات وارد بازار کار نشوند؛ يا اينکه مدتي در جستوجوي کار باشند و بيکار به شمار آيند؛ ولي پس از مدتي جستوجو از يافتن کار نااميد شوند. اگر فرد علاقمند به کار به طور فعال در جستوجوي کار نباشد به جمعيت غيرفعال اضافه ميشود. در سالهاي اخير نسبت دختران مجرد داراي تحصيلات دانشگاهي غيرفعال افزايش يافته است. عموما خانوادهها از تحصيلات دخترانشان حمايت ميکنند و دختران تحصيلکرده نيز علاقمندند که کار کنند ولي بسياري از آنها بعد از اتمام تحصيلات فرصتي براي کار پيدا نکرده و به جمعيت غيرفعال اضافه ميشوند. غير از دانشآموزان، دانشجويان و خانمهاي خانهدار گروه ديگري که در جمعيت غيرفعال قرار ميگيرند بازنشستگان هستند. با توجه به افزايش طول عمر، سهم افراد داراي درآمد بدون کار که بخش قابل توجهي از آنها بازنشستگان و مستمريبگيران صندوقهاي بازنشستگي هستند، افزايش پيدا کرده است. چرا عامل اقتصادي در افزايش سهم جمعيت غير فعال موثر است؟ اگر اقتصاد ما پويا باشد بخش بزرگتري از زنان وارد بازار کار خواهند شد درحاليکه نرخ مشارکت براي زنان در ايران کمتر از 17 درصد است که از پايينترين نرخهاي مشارکت در دنياست. البته اين بلايي است که در اکثر کشورهاي خاورميانه ديده ميشود، يعني زنان تحصيلکردهاي که بازار کار برايشان جاي زيادي ندارد. اگر اقتصاد خوب کار کند بخش قابل توجهي از زنان و جوانان دانشجو وارد بازار کار خواهند شد. پس دو عامل فرهنگي و اقتصادي در پايين بودن نرخ مشارکت موثرند، اما عامل اقتصادي بسيار تعيينکننده است. دادههاي مرکز آمار ايران تصويري از فضاي بازار کار ايران را به نمايش ميگذارد ولي به تنهايي کافي نيست. ترکيبي از دادههاي مرکز آمار ايران و دادههاي بانک مرکزي در مورد رشد اقتصادي، رشد سرمايهگذاري، صادرات و واردات کالاهاي صنعتي و کالاهاي سرمايهاي و ... تصويري ميسازد که زنگ خطر را براي اقتصاد ايران به صدا درميآورد و تاکيد ميکند که به تغييرات اساسي نياز داريم. کمابيش همه نهادها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي، قواي سهگانه و ديگر ارگانها از اين شرايط نامطلوب آگاهي دارند ولي راهکار ساده براي آن وجود ندارد و به يک اراده قوي و منسجم سياسي و تفاهم در عرصههاي مختلف نياز داريم تا شرايط مساعدي براي رشد سرمايهگذاري، توليد و اشتغال در کشور فراهم شود.