داريوش فرضيايي با اشاره آسيبهاي فضاي مجازي و لزوم بازنگري در ميزان حضور کودکان در اين فضا، تاکيد کرد که حاشيهسازي بهمنظور جذب فالوور بيشتر يک عقبگرد فرهنگي است. داريوش فرضيايي درباره فعاليتهايش در اين روزها که بههمراه تيم توليد برنامه «بچهمحل» بيشترين بار برنامهسازي در حوزه کودک را در تلويزيون بر عهده دارند، بيان کرد: تيم ما سعي کرد هيچگاه در اين حوزه شانه خالي نکند و با همه محدوديتها سعي کرديم حسننيت خود را ثابت کنيم و در همه عرصهها و برهههايي که مشکل مالي بوده يا نبوده با افتخار و از جانودل مايه گذاشتهايم. وي ادامه داد: دليل اين مايهگذاشتن هم اين است که بچهها را خيلي دوست داريم و براي همين است که در زمانيکه ريسکپذيري کار خيلي بالاست ما با عشق فعاليت ميکنيم چون فکر ميکنم بايد کودک را جدي گرفت. فرضيايي با اشاره به مجموعه «بچهمحل» که اين روزها در حال توليد دارد و بازخوردهايي که از آن دريافت ميکند، گفت: من هر از گاهي نظرسنجيهايي در صفحه مجازيام ميگذارم و نظرات مردم را ميپرسم خدا را شکر انتقادات خيلي کم است و شايد در حد چند درصد انتقاد کنند. البته اين به اين معنا نيست که کارمان کاستي ندارد، ولي خدا را شکر اکثر مردم راضي هستند.
«بچهمحل» ساختاري سريالي دارد
وي درباره فضاي «بچهمحل» و حضور عوامل و بازيگران حرفهاي در آن عنوان کرد: «بچهمحل» ساختاري سريالي دارد، اما عدهاي هنوز کار کودک را جدي نميگيرند و حتي نميخواهند سريال کودک را با آثار بزرگسال مقايسه کنند. با وجود اينکه بازيگراني که در اين سريال داريم همه آنها کارشان را با برنامههاي کودک شروع کرده و بعدا به حوزههاي بزرگسال ورود کردهاند. اين مجري برنامههاي کودک با اشاره به جايگاه برنامهسازي کودک گفت: بهنظرم کار کودک اولين سکوي پرتاب براي افرادي بوده است که به شکلي موفق در عرصه تئاتر، سينماوتلويزيون فعاليت دارند. چنين افرادي تجربه اصلي خود را در کار کودک بهدست آوردهاند چون کار در حوزه کودک بهمراتب سختتر از حوزه بزرگسال است. فرضيايي اضافه کرد: در حوزه بزرگسال، مخاطب بهراحتي ميتواند قصه، اتفاقات و مسائل را آناليز کند، ولي در کار کودک، بايد مراقب باشيد خدشهاي به باورهاي او وارد نشود و يا زمينه رواني و تربيتي کودک مورد سوال قرار نگيرد.وي درباره تعادل ميان آموزش و سرگرمي در «بچهمحل» يادآور شد: ما قرار نيست در يک برنامه همه چيز را آموزش دهيم ما بخشي از شادي، سرگرمي و آموزش کودک را بر عهده داريم. بهنظرم بخش شادي و سرگرمي بايد در اولويت باشد زيرا تا وقتي اين شادي نباشد کودک بهواسطه آن مخاطب اثر قرار نميگيرد که مفاهيم آموزشي را ياد بگيرد.
لايوهايم ساختار و چارچوب داشت
فرضيايي که پيش از اين و در بازه زماني توقف مجموعه تلويزيونياش در اينستاگرام گفتوگوهاي لايو برگزار ميکرد، با اشاره به يک آسيبشناسي در اينباره توضيح داد: فضاي مجازي يک رسانه بوده و خوب است که هر يک از ما از آن بهعنوان يک ابزار خوب از آن استفاده کنيم، آنهم در اين زمان که روحيه بعضي دچار افسردگي شده است. خود من در پخش زنده اينستاگرام از هنرمندان دعوت ميکردم و از فعاليتهاي آنها سخن ميگفتيم که مثل يک برنامه تلويزيوني بود. با اين حال همان لايوها هم چارچوب و ساختار خود را داشت. وي با اشاره به هدف استفاده از اين ابزار بيان کرد: بهطور مثال من در فضاي مجازي و يا پستهايي که به اشتراک ميگذارم خيلي روي مقوله مادر تاکيد دارم و البته اين را هم بگويم که اين تاکيد روي «مادر» براي من ابزاري براي جمعکردن فالوور نيست. بلکه مفهومي براي انتقال عشق است تا بگويم من به مادرم عشق ميورزم و اگر به اينجا رسيدهام و يا با مخاطبانم رابطه خوبي برقرار ميکنم، انگيزهاش را از يک منبع انرژي بهنام مادر گرفتهام. فرضيايي تاکيد کرد: الان خيليها شعار ميدهند ولي من با مادرم ارتباط خوبي دارم و همان زندگي را با مخاطبانم به اشتراک ميگذارم. خيلي از خانوادهها هم برايم کامنت ميگذارند که دعا ميکنند فرزندشان مثل من باشد. نميخواهم بگويم من آدم خوبي هستم اگر هم اينطور باشد بازهم بهخاطر مادرم است و نعمتي که خداوند براي من قائل شده است. بنابراين در فضاي مجازي هم ميتوان کارهاي تربيتي انجام داد وقتي کودک چنين فضاهايي را ببيند ميگويد مامان من هم دوست دارم مثل عموپورنگ چنين کارهايي انجام بدهم. اين مجري تلويزيون درباره چهرههايي که در تلويزيون برنامه و تريبون رسمي دارند و دغدغهشان جمعکردن فالوور در فضاي مجازي است، عنوان کرد: خود من چنين دغدغهاي ندارم و دنبال اين نيستم که به شکل غيرمتعارف فالوور جمع کنم و بينندههايم بالا برود متاسفانه فضاي مجازي الان اينگونه شده است که اگر حرف درستي بزنيد کسي سمت شما نميآيد، اما کافي است يک حاشيه درست کنيد تا ديگران به سمت شما بيايند. اين از لحاظ فرهنگي نوعي عقبگرد است که مثلاً وقتي کتاب معرفي ميکنيد سه هزار نفر شما را فالوو ميکنند اما وقتي درباره يک اتفاق حاشيهاي و غيرمترقبه حرف ميزنيد 30هزار نفر شما را فالوو ميکنند، مسلما عدهاي هم دائم بهدنبال همين حواشي هستند تا بتوانند مخاطبانشان را زياد کنند. فرضيايي در بخش ديگر درباره قطعات موسيقايي «بچهمحل» که تلاش شده است با محوريت خانواده و کودک باشد، به برخي قطعات مبتذل اشاره و بيان کرد: يک قطعه موسيقايي که اشعارش فرهنگ و تربيت کودک را زيرسوال ميبرد تا حد زيادي در جامعه مورد استقبال قرار ميگيرد صرفا به اين دليل که ساختارشکني کرده و از الفاظي استفاده کرده است که من اطمينان دارم هيچ پدر و مادري آنها را بهکار نميبرد. حتي پدرومادري در فرهنگ غرب هم نميگويد بهطور مثال اول اينستاگرام بعد کتاب. پس ما بايد تلاش کنيم تا کودکان با فضاي موسيقايي خوب آشنا شده و به آن موسيقيها تودهني بزنند. وي اضافه کرد: ما شعرهايي در کودکي شنيدهايم و از طريق آنها فرهنگ امروزمان را آموزش ديدهايم اما اين اشعار دارد از بين ميرود. موسيقي يکي از فاکتورهاي مهم در آموزش است که بايد بهروز و با محتويات درست آموزشي باشد. خود من هيچگاه سعي نکردم براي اينکه موسيقيمان بهچشم بيايد از الفاظ يا نکاتي استفاده کنم که غيرمتعارف باشد. اين مجري با سابقه تلويزيون در ادامه به نقش پررنگ خانوادهها براي فرهنگسازي کودکان اشاره و بيان کرد: خانوادهها امروز يک تبلت دست کودک ميدهند که مدام همراه اوست و بهراحتي بهوسيله آن وارد هر سايت و سرويسي ميشود. مشکل عمده خانوادههاي ما همين است که کمتر با فرزندشان ارتباط دارند و آنوقت ما را زيرسوال ميبرند و ميخواهند الگو باشيم. اما آيا بعضي از پدرومادرها ميتوانند خودشان الگوي مناسبي براي کودکان باشند؟ آيا شبها پيش آمده است که بهجاي تبلتي که در دست کودک ميدهند يک کتاب برايش ورق بزنند؟ وي در پايان با هشدار نسبت به استفاده کودکان امروز از تکنولوژِيها گفت: پدرومادري که خيلي نگران فرزندش است بيشتر از من بايد دلسوز باشد. من فقط ميتوانم يک ساعت از شبانهروز او را با برنامه تلويزيوني پر کنم اما او نقش مستقيمي دارد و اکنون با وسايل ارتباطي که در دست کودک است بايد هرگونه فيلم و برنامهاي را که کودک ميبيند رصد کند. فيلم، انيميشن، بازي و… را بايد پدرومادر انتخاب کند و بعد در اختيار کودک بگذارد.