برگزاري سومين جلسه دادگاه مديران سابق بانک مرکزي
متهم صالحي: سکههايي که خريد و فروش کردند به هزار نميرسيد
نماينده دادستان: صالحي مرد کتمان است و چيزي را نميپذيرد
آرمان ملي- سومين جلسه دادگاه برخي از مديران سابق بانک مرکزي به رياست قاضي مسعودي مقام برگزار شد. در اين جلسه متهم صالحي با قرار گرفتن در جايگاه به دفاع از خود پرداخت و قاضي و نماينده دادستان نيز به صحبت در مورد اتهامات وي پرداختند. قاضي خطاب به متهم گفت: شما چگونه به عنوان کارمند بانک مرکزي هم در عرصه بورس و هم در عرصه ارز فعاليت انجام ميداديد؟ پس چه زمان به مسئوليتهاي خود و امور محوله ميپرداختيد، شما به عنوان کارمند بانک مرکزي با اطلاعات ذيقيمتي که داشتيد، موازي با ساير افراد وارد عرصههاي مختلف ميشديد.
چرا با اشخاص مراوده مالي داشتيد؟
در آغاز سومين جلسه دادگاه برخي از مديران سابق بانک مرکزي، قاضي مسعوديمقام ضمن قرائت و تفهيم مواد 193 و 194 قانون آيين دادرسي کيفري گفت: پرونده حاضر در رابطه با مسئولان سابق بانک مرکزي بوده که در حال رسيدگي است و هنوز حکم آنها صادر نشده است؛ رسيدگي به اين پرونده به معناي اين نيست که ما زحمات بيشائبه کارکنان بانک مرکزي را که به صورت شبانهروزي در حال خدمت به کشور هستند، زير سوال ببريم. در ادامه جلسه دادگاه شاهمحمدي، نماينده دادستان اظهار داشت: رصدهاي اطلاعاتي ضابطين و اقارير ديگر متهمان پرونده و ساير قرائن موجود بيانگر آن است که دفتري که آقاي صالحي در بعدازظهرها در آن حاضر ميشد يک دفتر کاملا پوششي براي ارتباط غيرمتعارف و ناصحيح با کارگزاران بانک مرکزي بوده است. صالحي مدعي بود کارگزار بورس است. وي پولها را از افراد اخذ ميکرد و به نام خود عمده سرمايهگذاريها را در بورس انجام ميداد. در يک مورد حسينزاده که براي سرمايهگذاري در بورس پول خود را به صالحي داده بود، اظهار ميدارد وقتي پول خود را از صالحي طلب کردم او 500 ميليون از طلب من را کسر کرد. اسدبيگي در بازپرسي گفت من 100 سکه و 12 هزار دلار به صالحي دادم، اسدبيگي در جلسه قبل دادگاه اظهارات خود را تصحيح کرد و گفت که من معادل ريالي آن 100 سکه و 12 هزار دلار را به صالحي دادم. وي در ادامه بيان داشت: دو کارمند صالحي در اظهاراتشان گفتهاند ما 20 عدد سکه را با بستهبندي صرافي آلعلي فروختيم و صالحي گفت پول حاصله را خرج دفتر کنيد. حال سوال اين است که آقاي صالحي شما به عنوان کارمند رده بالاي بانک مرکزي چرا بايد با اشخاصي که کارشان صددرصد به شما گير بوده است، مراوده مالي با بهانههاي مختلف داشته باشيد. شما چرا بايد اين مقدار مراوده مالي با اين اشخاص به بهانههاي مختلف داشته باشيد؟
80 سکه را در اين سالها خريدم
متهم صالحي گفت: با نيمچه سوادي که در علم اقتصاد دارم با تئوريپردازهاي دنيا که مرتبط با بانک مرکزي هستند، مراوده علمي داشتم؛ هيچ کجا در کيفرخواست گفته نشده که من در دفترم به دانشجوهاي دکتري تدريس ميکردم. نماينده دادستان گفت: شما در جلسه قبل اين را گفتيد. متهم صالحي گفت: آن دو کارمند دانشجوي دکتري من نيستند. من 8 سالي که در مقطع دکتري تدريس ميکردم، دانشجويان خوب خود را براي تحليلهاي اقتصادي انتخاب ميکردم. نماينده دادستان گفت: يکي از اين افراد در اظهارات خود گفته در تابستان 96، 80 سکه از اسدبيگي دريافت شده و به فروش رسيده است. متهم صالحي گفت: اين دو نفر استشهاديه امضا و تاکيد کردهاند ما در اظهاراتمان نگفتهايم که سکهاي متعلق به صرافي اسدبيگي فروخته شده باشد؛ بنابر اين مطلبي که نماينده دادستان گفت اقرار محسوب نميشود. در ادامه جلسه دادگاه قاضي از متهم صالحي پرسيد: آن سکهها متعلق به چه کسي بود؟ متهم صالحي گفت: من در سالهاي 91 و 92، در ابتداي بازگشتم به ايران داراي 7 ميليارد تومان حساب شخصي بودم که از اين مقدار 300 الي 400 ميليون آن متعلق به من و مابقي آن متعلق به 28 نفر ديگر بود. من در سهام و بورس و فارکس و ملک سرمايهگذاري ميکردم. قاضي گفت: زندگي پيشين شما دلالت بر اين حجم مال ندارد. متهم صالحي گفت: 7 ميليارد سال 91 معادل 120 ميليارد سال 96 ميشود؛ از 120 ميليارد سه الي چهار ميليارد متعلق به 4 نفر از آن 28 نفر نزد من مانده بود. قاضي از متهم صالحي پرسيد: اموالتان در سال 96 چه ميزان بود؟متهم گفت: نميدانم؛ يک و نيم الي دو ميليارد. قاضي گفت: با خانه و ماشين و تشکيلات؟ متهم صالحي گفت: خانه نداشتم. در خانه 85 متري خيابان پيروزي ساکن بودم. از 5 تا 800 ميليون به من براي سرمايهگذاري پول ميدادند. قاضي از متهم صالحي پرسيد: اين 80 سکه براي کيست؟متهم گفت: اين 80 سکه را در اين سالها خريده بودم. نماينده دادستان گفت: مجموعا بگوييد چقدر سکه خريد و فروش کردهايد؟ چند هزار سکه بوده است؟ متهم صالحي گفت: به هزار تا نميرسيد. قاضي خطاب به متهم صالحي گفت: آيا قائل هستيد که اين سکهها که به فروش رفته متعلق به خود شما بوده است. اين متهم گفت: متعلق به خودم و افرادي که سرمايهگذارشان بودهام. من مدرس سازمان مديريت صنعتي بودهام. مديرعاملهاي شرکتهاي کارگزاري شاگردان من بودهاند به همين دليل من در اين کارگزاريها سهام ميخريدم.
اظهارات اوليه متهمان
نماينده دادستان بيان داشت: آقايان ميگويند سکهها را در تجريش فروختهايم حال آنکه صرافي عامري روبهروي بانک مرکزي است. قاضي اظهار داشت: طي اين 25 سال که از فعاليتم ميگذرد به من ثابت شده که اظهارات اوليه متهمان و مطلعان بيشتر با واقعيت انطباق دارد تا اظهارات بعدي آنها. در ادامه جلسه دادگاه نماينده دادستان گفت: کارمند آقاي صالحي در پرونده اظهار ميدارد در يک مرحله 100 سکه از صالحي تحويل ما داده شد که 70 الي 80 مورد آن را در تجريش فروختيم. کارمند ديگر صالحي ميگويد اين 80 سکه را صالحي از اسدبيگي گرفته بود و ما فروختيم و وجه به حساب من واريز شد. اسدبيگي در جلسه قبل اقرار کرده من به بازپرس گفتهام 100 هزار دلار و تعدادي سکه را به صالحي دادهام، آقاي صالحي اين را ميپذيريد؟ اين آقايان ميگويند چک و سکه از اسدبيگي داشتهايم؛ سکه گرفته و فروخته شد؛ اسدبيگي ميگويد من معادل ريالي سکه و ارز دادهام. نماينده دادستان بيان کرد: اسدبيگي در اقاريرش گفته 100 سکه و 12 هزار دلار به صالحي داده و سهام را که به فروش ميرسانديد، سهمتان را برميداشتيد. متهم صالحي گفت: در کد بورسي اسدبيگي وجود دارد و اسدبيگي از 2 ميليارد مربوط به سهمش، 463 ميليون براي پرداخت حقوق هفت تپه ضرر کرده است. وي افزود: از 7 ارديبهشت 97 معاون اداره بينالملل شدم و اين موضوعاتي که مطرح ميشود مربوط به زماني است که يک کارمند ساده بودهام. شاهمحمدي بيان کرد: سکهها را از شوهرخواهر او کشف کردهايم و داراي وکيوم صرافي امين هستند. متهم صالحي پاسخ داد: از 57 سکهاي که از من پيدا شده براي 30 سکه رسيد خريد دارم. قاضي بيان کرد: مگر سکه سند دارد؟ اين موضوع چگونه مشخص ميشود؟ متهم پاسخ داد: يک عدد از آن 57 سکه مربوط به اسدبيگي و هيتال نيست. رئيس دادگاه اظهار کرد: سکههاي مربوط به اسدبيگي به فروش رفته و اين سکهها مکشوفه است.