بستن

«ژيرودو»خواني در ايران

«ژيرودو»خواني در ايران
فاطیما احمدی روزنامه‌نگار

«ژيرودو»خواني در ايران

درباره ژان ژيرودو

ژان ژيرودو در طول حيات 62 ساله‌اش بيش از 16 نمايشنامه و 20 رمان و چندين فيلمنامه نوشت. او را مهم‌ترين نمايشنامه‌نويس فرانسوي دوره ميان جنگ اول و دوم جهاني مي‌دانند. آثار او به دليل وقار سبک‌مند و فانتزي شاعرانه قابل توجه‌اند. ژان ژيرودو در 28 اکتبر 1882 متولد شد. پدرش کارمند اداره راه‌سازي بود. ژيرودو تحصيلات دبيرستاني را با کمک خرج تحصيلي سپري کرد و بعد وارد دانشسراي عالي شد و در رشته زبان و فرهنگ آلماني آموزش ديد و به استادي رسيد. از سال 1910 به‌طور جدي به ادبيات و مطالعات ادبي پرداخت. او با ولعي چشمگير آثار رمان‌نويسان و شاعران فرانسوي و آلماني را مي‌خواند. در همين زمان چند داستان نسبتا کم‌اهميت از او به چاپ رسيد. با آغاز جنگ اول جهاني با درجه ستواني به ارتش پيوست و در لشکرکشي آلزاس شرکت کرد. به تعبير ايوون بلانژه منتقد فرانسوي، اين گشت‌وگذار در دوران جنگ نوعي مبارزه با سرنوشت بود. در جبهه جنگ ژيرودو چندبار مجروح شد اما پس از بهبودي نسبي باز به جبهه برگشت. پايان جنگ اول جهاني براي ژيرودو به‌مثابه بلوغ روحي دوباره‌اي بود. پس از جنگ، ژيرودو در کنار مشاغل اداري و تعهدات خانوادگي کار نوشتن رمان و نمايشنامه را بسيار جدي گرفت.

آثاري که از ژيرودو به فارسي ترجمه و منتشر شده عبارت است از: تسا، زيگفريد، ژوديت، آم‍ف‍ي‍ت‍ري‍ون‌ 38، اوندين و ببر پشت دروازده. آنچه در ادامه مي خوانيد مروري است بر دو نمايشنامه «ببر پشت دروازده» و «اوندين».

ببر پشت دروازه

«ببر پشت دروازه» که عنوان اصلي آن «جنگ تروا، رخ نخواهد داد» است، توسط عبداله کوثري ترجمه و نشر «قطره» آن را منتشر کرده است. به زعم رابرت جونز، ژيرودو تنها نمايشنامه‌نويس معاصر فرانسوي است که جهان دراماتيکي آفريد که از هر حيث قابل مقايسه با کار نمايشنامه‌نويسان بزرگ گذشته است. مضمون بيشتر نمايشنامه‌هاي ژيرودو برگرفته از داستان‌هاي اساطيري يونان و کتاب مقدس است؛ به‌طوري‌که شخصيت‌هاي نمايشنامه‌هاي او که از يونانيان باستان و آدم‌هاي کتاب مقدس وام گرفته شده‌اند، از دوران خود فراتر مي‌روند و مثل هر شخصيتي در نمايشنامه‌هاي مدرن معنايي عام مي‌يابند. يکي از مضامين عمده آثار او که برگفته از همين اعتقاد اوست، تفاوت ميان افرادي از فرهنگ‌هاي مختلف، به‌خصوص فرانسوي و آلماني است. در «ببر پشت دروازه» نيز که ماجراي يک روز قبل از جنگ تروا است، مي‌بينيم که اگرچه هکتور با استدلالي خردمندانه مي‌کوشد تراوايي‌ها و يوناني‌ها را وادارد تفاوت‌هاي خود را ناديده بگيرند، نيروهاي ديگري در کارند که برخورد ميان اين مردم را ناگزير مي‌کنند. اين نمايشنامه درواقع اشاره‌اي به رابطه ميان فرانسه و آلمان پيش از جنگ دوم جهاني است، اما درکل مضمون اين نمايشنامه «سرنوشت» است که ژيرودو آن را به ببري تشبيه کرده که پشت خم کرده و آماده است تا هر لحظه از دروازه جنگ بيرون بجهد.

اوندين

«اوندين» نمايشنامه‌اي براساس رمان «اوندين» نوشته نويسنده رمانتيک آلماني فردريش د لا موته فوکه است. «اوندين» نمونه‌اي از داستان‌هاي عاميانه پريان است. در ابتدا، خواننده تصور مي‌کند با يکي از همان الگوهاي داستاني روبه‌رو شده که نورتروپ فراي معرفي‌اش مي‌کند، يعني شواليه (قهرمان) سرگردان و خسته که دل درگرو عشق شاهزاده خانمي دارد و براي به دست‌آوردن اوست که مي‌خواهد از جنگل بگذرد، اما با پيشروي داستان متوجه مي‌شويم، اگرچه پايه و اساس داستان نمايشنامه در همان الگوها پيريزي شده اما اين اثر، رويکردي جديد به قصه‌هاي پريان دارد و با بهانه قراردادن چنين داستاني سعي دارد مفاهيمي مثل عشق، خيانت، وفاداري و سرنوشت را به چالش بکشد.

اساسي‌ترين مساله اين نمايشنامه، انسان است. نويسنده با قرار دادن انسان به‌عنوان موضوع اصلي، درباره ناتواني او حرف مي‌زند و از سرگشتگي‌اي سخن مي‌گويد که به‌واسطه نقص بشر در او وجود دارد. نمايشنامه، فرض خود را بر داستان عاميانه پريان مي‌گذارد که انساني دل در گرو عشق پري دريايي‌اي مي‌گذارد -يا آنطور که در افسانه‌ها آمده پريان آدميان را سحر مي‌کنند- اما از ابتدا تمام اين فرمول به شکلي آشنازدايانه‌اي پيش مي‌رود، يعني اينجا پري (اوندين) است که ابتدا عاشق شواليه مي‌شود. چنين اتفاقي در ابتداي داستان به ما اين پيام را مي‌دهد که قرار نيست با يک نمايشنامه عاميانه روبه‌رو بشويم که با پاياني خوش تنها قصد قصه‌گويي دارد؛ بلکه اثر با نقض ساختار شناخته‌شده‌اي که در ذهن مخاطبش وجود دارد، سعي مي‌کند مفاهيمي مثل انسان، عشق و وفاداري يا ايثار را به چالش بکشد. نمايشنامه «اوندين« با ترجمه لي‌لي گلستان از سوي نشر نيلا منتشر شده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی