مسعود آبپرور:
کرونا يک چالش است؛ از آن بياموزيم
مسعود آبپرور، کارگردان عقيده دارد: کرونا يک چالش است، همچنان که زندگي سراسر چالش است؛ هيچوقت در گذشته بشر چنين شرايطي را تجربه نکردهايم و اين شرايطي بسيار يگانه است که بهجاي اينکه با آن بجنگيم، ميتوانيم تجربهاش کنيم و از آن بياموزيم. کرونا روزهاي بد و تلخي را براي تمام جهانيان رقم زد، روزهايي که از اواخر سال 98 در ايران شروع شد و تا امروز ادامه داشته است؛ قطعا اين تلخي از جهتي براي ما ايرانيان بيشتر بود چرا که درست در روزهاي شروع سال جديد که براساس رسوم فرهنگي هزاران ساله عادت به ديدن همديگر و دورهم بودن داشتيم ما را به يک انزواي اجباري و خانهنشيني طولاني وادار کرد. پس از آن هم پسلزرهها ادامه داشت و موجهايي بود که بهصورتي ناتمام هموطنانمان را عزادار و زندگي را به کام بسياري تلخ کرد، بر بازار و درآمد و وضعيت اقتصادي اثرگذاشت و علاوه بر استرسهاي بيشمار ترس از بيماري، مردم را با مصائب متعددي مواجه کرد؛ مشکلاتي که همچنان ادامه دارد. اما اين همه بعد کرونا نبود و اين قصه تنها يک روي تلخ نداشت. کرونا عواقب مثبت بسياري داشت که از آن جمله ميتوان به بهبود شرايط زيستمحيطي و نفسکشيدن زمان؛ محيطزيست نفس کشيد، حيوانات نفس کشيدند و البته خود انسان هم فرصتي بهدست آورد تا به تمامي آن چيزهايي که بديهي و هميشگي و طبيعي ميدانست نگاهي دوباره انداخته و در اين ميانه بحران تعريف ديگري از خوشبختي و سلامت ارائه دهد. بر اين اساس روزهاي کرونا را ميتوان به سان همان وقفهاي ديد که فلاسفه معتقدند براي انديشيدن متفاوت و غيرروزمره در جريان زندگي لازم است؛ وقفهاي که براي چند صباحي نبض زندگي را تغيير داده و انسانها را از روتين و نظم سابق جدا ميسازد و زمينهاي ميشود براي تفکري عميقتر نسبت به داشتهها. مسعود آبپرور کارگردان و نويسنده در توضيح فعاليتهايي که اين روزها در دست انجام دارد، بيان کرد: اين روزها در حال پيگيري دو کار هستيم که يکي براي تلويزيون و ديگري خارج از حوزه تلويزيون است و اميدوارم که هر دو يا يکي از آنان به نتيجه برسد. هردو سريال پليسي - امنيتي هستند که دنبال اين هستيم که توافق اوليه صورت گيرد و نگارش کار شروع شود. در حال حاضر همهچيز بهکندي صورت ميگيرد و نوعي بلاتکليفي وجود دارد که ابعاد بينالمللي دارد و مديريت موضوع از دست همه دررفته است و سرمايهگذاران هم نگران سرمايهگذاري هستند؛ بايد زماني بگذرد تا همه چيز به روال سابق بازگردد. همه در يک انتظار به سر ميبريم و نکتهاي که وجود دارد تاخيري است که در انجام کارها ايجاد شده است. يعني مثلا چيزي که سابق بر اين در عرض دو، سه هفته به نتيجه ميرسيد، امروز دو، سه ماه است که در آن وقفه افتاده و روند کار کند شده است. وي افزود: در اين مدت قرنطينه و پس از آن برنامههاي آموزشيمان را دنبال کرديم، همچنان که زمينههاي مطالعاتي و پژوهشي و تحقيقي و نگارشي را که همواره داشتيم، دنبال کرديم. اين کارگردان و مدرس دانشگاه در واکنش به اين موضوع که چطور روزهاي قرنطينه و تاخير در روند کاري را مفيد سپري کرده است، گفت: چون با مطالعات روز روانشناسي و ارتباطات بيارتباط نيستم، سعي ميکنم که در اين زمينه از رويکردهاي مشخصي که اين علوم دارد، استفاده کنم و حتي در کلاسهايم و براي دانشجويان و هنرآموزانم در حاشيه درسهاي اصلي، آموزههايي داشته باشم که بشود از اين موقعيت پيشآمده به بهترين نحو گذر کرد. وي افزود: شايد بيش از خود بيماري، عوارض آن مانند همين انزوا ما را آزرده ميسازد؛ اينکه همه ما جزيره، جزيره شدهايم و با وجود آنکه کنار هم زندگي ميکنيم، ناچاريم که حتي بههم دست ندهيم و اين بسيار آزاردهنده است. آبپرور تاکيد کرد: نکتهاي که وجود دارد و در مطالعاتي که صورت گرفته ثابت شده، اين است که ما روزي دو، سه هزار بار بهصورت ناخودآگاه بهصورت خودمان، دست ميزنيم. محدوديتها کرونا و ملاحضاتي که شکل گرفته، موقعيت خاصي است که ما را آگاه سازد که چقدر از کارهايمان را فکر نشده و غيراختياري انجام ميدهيم و چه بخشي از اينها را ميتوانيم، اختياري کنيم. هيچوقت در گذشته چنين شرايطي را تجربه نکردهايم و اين شرايطي بسيار يگانه است که بهجاي اينکه با آن بجنگيم، ميتوانيم تجربهاش کنيم و از آن بياموزيم.
کرونا يک چالش است
کارگردان مجموعههاي ستاره قطبي (1374) لبخندهاي خاکي (1377) بر بال دوست (1375) قتل آنلاين (1384) عمليات 125 (سري سوم) (1391) هوشسياه (1389) هوشسياه2 (1392) لژيونر (1396) خاطرنشان کرد: کرونا يک چالش است، همچنان که زندگي سراسر چالش است؛ در مواجهه با شرايط امروز يکي از واکنشهاي شما اين است که خودتان را ببازيد و عرصه را ترک کنيد؛ اما از طرف ديگر ميتوانيم با اين چالشها مواجهه شويم و اساسا رشد و کمال انسان در مواجهه با اين چالشهاست. درنتيجه ما بايد در اين فاصلهاي که از هم گرفتهايم، بيابيم که چطور ميتوانيم باهم پيوند داشته باشيم. چقدر خوب است که شبکههاي اجتماعي و رسانههاي عمومي وجود دارند و ما بهواسطه اينها خيلي خوب توانستهايم راههاي ارتباطي با يکديگر را کشف کنيم. وي افزود: نکته ديگر اين است که مغز ما در ارتباط با وقايع و اتفاقات روزمره بهمحض وقوع حادثهاي، رجوع ميکند به الگوها و قالبهايي که قبلا در آن ساختهشده است؛ يعني مغز ما وقتي ميخواهد رفتارها را برنامهريزي کند، براساس تجربيات گذشته اين کار را ميکند و اين در مورد ناخودآگاه جمعي هم اينگونه است که يک جامعه يا جامعه جهاني وقتي با پديده ناشناختهاي مانند کرونا برخورد ميکند، طبيعتاً به سمت تجربياتي که قبلاً داشته است، بازميگردد؛ اما خوب است که به خلاف اين هم نگاه کنيم. آدمهايي مانند دانشمندان و پژوهشگران اتفاقا به گذشته نگاه نميکنند و اگر هم نگاه کنند خيلي سريع اين نگاه را به آينده معطوف ميسازند و همين دانشمندان انگشتشمار هستند که براي مقابله با رخدادي که صورت گرفته است راهکار و مسيري براي برونرفت از اين بحران مييابند نه کساني که توجه به گذشته دارند.آبپرور تصريح کرد: اينها چيزهايي است که مغز ما را از حالت اتوماتيک خارج ساخته و باعث ميشود نگاهي روبهجلو و چارهساز داشته باشيم و چنين اتفاقاتي تنها در صورت وقوع پديدههايي چون کرونا امکان بروز دارند؛ وگرنه بهطور خودکار ما کارمان را ميکنيم و اگر ميزان کمال و رشدمان از اول تا آخر زندگيمان 20 درصد باشد، با تجربه شرايط بحراني و در صورت برخورد آگاهانه با آن، اين ميزان رشد تا چندين برابر افزايش خواهد يافت.