بستن

اعتمادسازي رمز عبور از بحران

اعتمادسازي رمز عبور


از بحران
داریوش قنبری فعال سیاسی اصلاح‌طلب

متاسفانه در سال‌هاي اخير عملکردهاي نهادهاي اجرايي به‌گونه‌اي بوده است که تضعيف مولفه‌هاي اعتمادزا را به‌دنبال داشته است. اين تضعيف‌ البته هم متغير داخلي داشته و هم خارجي، نمي‌شود گفت که چنين روندي فقط نتيجه متغيرهاي داخلي بوده است. در اين بين مهم‌ترين عامل خارجي فشارها و تحريم‌هايي است که از سوي آمريکا و متحدان او بر کشور اعمال شده است. در چنين شرايطي به واسطه تحريم‌هاي شديد معيشت مردم ما به شدت آسيب ديده است که در ادامه اعتماد بين مسئولان و مردم در حل مشکلات داخلي را کاهش داده است. يعني هر چه فشار اقتصادي بر مردم بيشتر مي‌شود اعتماد عمومي نيز به همان اندازه کاهش مي‌يابد. در واقع کاهش هر روز ارزش پول ملي که نتيجه آن تورم و افزايش مشکلات معيشتي است، خودش عدم اعتماد به اقتصاد کشور را به‌دنبال دارد، بنابراين فضاي اقتصادي و سياسي در ارتباط تنگاتنگ با همديگر هستند. در عرصه سياست نيز ماجرا به همين شکل است. انتخابات محلي است که افکار و انديشه‌هاي مختلف با هم رقابت کرده و سليقه‌ها و ديدگاه‌هاي مختلفي در آن حضور دارند که بايستي مورد توجه قرار بگيرد. در انتخاباتي با حضور تمام سلايق و انديشه‌هاي مختلف، اعتماد قطعا خود به خود احيا مي‌شود. اينجاست که مردم هم احساس مي‌کنند که ديده شده و نظرشان مورد احترام واقع مي‌شود. اما متاسفانه به برخي از سلايق پذيرفته شده در درون نظام، فرصت رقابت داده نمي‌شود که چنين برخوردي اعتماد مردم را خدشه‌دار کرده است. همچنين ما شاهد هستيم از سوي برخي مسئولان و نهادها شعارهايي داده مي‌شود که فقط در حد همان شعار باقي مي‌مانند و عملي نمي‌شوند. اين روند باعث مي‌شود که مردم باورشان را نسبت به آنها از دست بدهند و به نوعي اعتماد آنها تضعيف مي‌شود. همه اين‌ موارد که در بالا به آنها اشاره شد در بحث اعتمادسازي بين افکار عمومي تاثيرگذار هستند. اعتماد يک مساله چندوجهي است که داراي ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي است که بر همديگر تاثيرگذار هستند، که برآيند اين عرصه‌هاي مختلف اعتماد عمومي را در کل سيستم ايجاد مي‌کند. حتي در عرصه اجتماعي و فرهنگي ما شاهد رفتارهايي هستيم که با گفته‌ها تطابق چنداني ندارد، يعني حرف و عملشان يکي نيست اينجا باز ما کاهش اعتبار و اعتماد عمومي را شاهد هستيم. در چنين شرايطي که کشور از نظر اقتصادي و معيشتي تحت فشار است و در حال عبور از يک بحران است مسئولان و تصميم‌گيرندگان رسالت مهمي بر عهده دارند و وظيفه آنها جلب و احياي اين اعتماد است. بايد به‌گونه‌اي عمل کنند که جامعه مطمئن باشد تصميم‌گيرندگان کاري جز حل مشکلات ندارند. در شرايط کنوني به دعواهاي حزبي و جرياني خاتمه داده شود. وقتي مردم مي‌بينند در کوران حوادث و مشکلات نهادهاي مختلف درگير دعواها و يقه گرفتن رقيب خود هستند اين شکاف هر روز عميق‌تر مي‌شود و اعتماد به سيستم‌ را خدشه‌دار مي‌کند. در حال حاضر مهم‌ترين مشکل در جامعه تضعيف اعتماد عمومي به واسطه عملکرد نهادهاي تصميم‌گير در عرصه‌هاي مختلف است. ما بايد بخشي از احياي اعتماد که به متغيرهاي داخلي مربوط است، را بازسازي کنيم و در داخل کشور با ايجاد فضاي مثبت مردم را به آينده و عبور از اين شرايط اميدوارتر کنيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی