خيلي دوست داريم که روزها را با اخبار خوب و خوش شروع کنيم اما چه کنيم که مسئولان عزيز و زحمتکش همينقدر از دستشان برميآيد:
1- رئيس سازمان مديريت بحران کشور در مورد وقوع زلزله در پايتخت گفت: دعا کنيد در تهران زلزله نيايد! آمادگي تهران براي مقابله با زلزله با وجود همه اقدامات 8/18درصد است و براي زلزله بالاي 7 ريشتر مشکل قبر داريم.
الف- ببخشيد علاوه بر روح، جسم هم داريم و جسممان ظاهرا باعث زحمت عزيزان شده است.
ب- اعدادي مثل 8/18 درصد را ميگويند که مثلا کار را کارشناسي شده در نظر بگيريم؟ نمره شما که 20 است بقيه را هم 20 در نظر ميگيريم.
ج- اگر قرار به دعا باشد، حقوقش را هم حداقل به ما بدهيد. نميشود شما حقوق بگيريد اما مشکلات فقط با دعاي ما حل شود که! منطقي نيست.
د- يعني ما اميد داريم اگر قرار است زلزله بيايد تا 7 ريشتر بيايد، شانس در اين صورت بيشتر از اين است که روي برنامهريزيهاي مسئولان حساب باز کنيم.
2- روزنامه اعتماد در گزارشي نوشته ميانگين مدت زمان خانهدار شدن درکل کشور 23 سال و در تهران 50 سال است!
الف- کم کم سن خانهدار شدن دارد به ميانگين سن خودمان ميرسد، چند سال ديگر ميگويند انشاءا... 120 سال ديگر خانهدار شويد.
ب- الان خانهدار شدن فقط به عنوان شغل در دسترس است و خانهدار شدن با عنوان صاحبخانه شدن منتفي است.
ج- از تهران تا شهرستان 17 سال تفاوت وجود دارد؟ پس اين همه ميگويند همه چيز براي تهرانيهاست، کجا دقيقا معنا پيدا ميکند؟
د- اي کاش اين آمار را حداقل به ما اعلام نکنيد، تدبير و اميد مگر نبود ناسلامتي؟ تدبير که هيچي، اميدش چه شد؟ کلاغها برش داشتند؟!