محسن روحي صفت در گفتوگو با «آرمان ملي»:
آمريکا شاهرگ مالي جهان را براي فشار به ايران فشرده است
ايران و مالزي روابط ديرينهاي با يکديگر دارند
ايران به دنبال کانالهاي متعدد تجاري است
آرمان ملي - عليرضا پورحسين: وزير امور خارجه کشورمان روز گذشته با وزير خارجه مالزي درخصوص موضوعات دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي گفتوگو و تبادلنظر کرد. وزراي خارجه دو کشور در اين گفتوگو بر ضرورت استفاده از مکانيزم تجارت تهاتري براي انتفاع بيشتر دو ملت تاکيد و نهايي کردن قرارداد تعرفه ترجيحي و همچنين برگزاري کميسيون مشترک اقتصادي را از ديگر راههاي بسط و توسعه تجارت دوجانبه دانسته و تلاش براي نهايي کردن اين قرارداد و برگزاري نشست کميسيون مشترک را مورد توافق قرار دادند. ايران با توجه به جايگاه مالزي به عنوان عضو فعال سازمان همکاري اسلامي، از وزير خارجه مالزي دعوت کرد تا در حل بحران يمن از طريق سياسي، به عنوان تنها راهحل، ايفاي نقش کند. ايران همواره از موضع صحيح و اصولي مالزي در قبال مسائل منطقه دفاع کرده و همين مواضع است که روابط دو کشور را پايدار کرده است. مقولهاي که در کنار روابط خوب ايران و چين ميتواند دروازههاي ديگري به روي کشور در دوران سخت تحريم بگشايد. در راستاي بررسي اين مسائل «آرمان ملي» گفتوگويي با محسن روحيصفت، رايزن يکم سابق سفارت ايران در مالزي داشته است که در ادامه ميخوانيد.
روابط ايران و مالزي در اين برهه زماني ميتواند مثبت قلمداد شود؟
ايران و مالزي از زمان نخستوزيري ماهاتير محمد روابط بسيار حسنه، نزديک و دوستانهاي با يکديگر داشتهاند اما وقتي که ماهاتير محمد در سال 2003 پس از 22 سال از نخستوزيري کنارهگيري کرد، اعمال تحريمها عليه ايران و نزديکي جانشينان ماهاتير محمد به رياض موجب شد تا اين مسائل بر روابط تهران و کوآلالامپور سايه بيندازد. از سوي ديگر در سالهاي اخير شاهد يک نوع رکود و بيتحرکي در روابط تهران و کوآلالامپور بوديم اما پس از بازگشت ماهاتير محمد به قدرت و نخستوزيري مجدد وي، شاهد نزديکي ايران و مالزي و افزايش تحرکات ديپلماتيک ميان دو کشور هستيم. مشورتهاي تهران و کوآلالامپور براي توسعه روابط بيشتر شد و اميدها را براي يک رابطه خوب ديگر در شرق آسيا براي ايران زنده کرد. سفر وزيرخارجه کشورمان نيز در همين راستا است و در روزهايي که آمريکا شاهرگ مالي جهان را براي فشار بر ايران فشرده است ميتوان از طريق تجارت بر پايه تهاتر روابط خوبي را دنبال کرد.
چه نکات مشترکي سبب ميشود ايران و مالزي بتوانند روابط خوب و پايداري داشته باشند؟
در اين راستا شاهد هستيم که تهران و کوآلالامپور مشورتها و همکاريهاي خود را براي توسعه روابط و بهويژه مسائل جهان اسلام بيشتر کردهاند. روحيصفت با تاکيد بر اينکه ماهاتير محمد علاقهمند به پيشرفت و توسعه جهان اسلام بود و معتقد بود که کشورهاي اسلامي براي ثبات و توسعه همکاري راهي جز همکاري با يکديگر ندارند و از قِبَلِ همافزاييها و همکاريها ميان کشورهاي اسلامي، جهان اسلام بايد بهرهمند شده و مسلمانان به توسعه و رفاه بيشتري دست يابند. در اين ميان تحريمها مانع اصلي افزايش و توسعه همکاري دو کشور است. ماهاتير محمد بهعنوان چهره شاخص مالزي همواره علاقهمند به مردم و رهبران ايران بوده است. در اجلاس دوحه نيز مشاهده کرديم که وي نسبت به اعمال تحريمها عليه ايران اعتراض کرد و آنها را ظالمانه خواند. البته ماهاتير محمد در آن اجلاس هم به اين مساله اشاره کرد که بهرغم علاقهمندي کوآلالامپور به توسعه روابط با تهران و گسترش مناسبات، تحريمها مانع اصلي افزايش و توسعه همکاريها هستند. ايران و مالزي زمينههاي همکاري زيادي با يکديگر دارند و بايد ايران براي خارج شدن از فشار تحريمها در اين راستا گام بردارد.
آيا ميتوان به کم شدن اثر تحريمها به دنبال ايجاد ارتباط قوي با کشورهاي شرقي اميدوار بود؟
مالزي از مدتها پيش علاقهمند بهکارگيري نيروي انساني ايران بوده است. علاوه بر اين آنها از خريداران موادمعدني ايران بوده و در گذشته، سرمايهگذاري هنگفتي در زمينه انرژي به ويژه نفت ايران کرده بودند. امروزه هزاران دانشجوي ايراني در مالزي مشغول به تحصيل هستند و کوآلالامپور از جمله مقصدهاي گردشگري توريستهاي ايراني است. شرکتهاي ايراني زيادي در اين کشور فعاليت ميکنند. از سوي ديگر ايران از جمله خريداران مواد اوليه صنايع لاستيکسازي و محصولات الکترونيکي اين کشور است. سفر رئيسجمهوري ايران نيز تاثير مثبتي بر مناسبات تهران و کوآلالامپور داشت و سبب توسعه آنها شد. مالزي کشور قابل احترامي در جهان اسلام است. ماهاتير محمد معتقد است کشورهاي اسلامي به جاي تنش با يکديگر بايد با هم همکاري داشته باشند تا توسعه و رفاه ايجاد شود تا اينگونه بتوان با قدرتهاي جهاني رقابت کرد. آنها از هر اقدامي که موجب کاهش تنش در جهان اسلام شده و افزايش همکاريهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي را در پي داشته باشد، استقبال ميکنند و در آن جهت نيز اقدام ميکنند. بهطور طبيعي و البته عاقلانه بايد همراهي و تعامل با همه جهان در دستورکار سياست خارجي ايران باشد. لذا نبايد تعادل در امر ديپلماسي را فراموش کرد. همهجانبهگرايي ميتواند سياست خارجي را پويا و البته ثمربخش کند. همانطور که يکجانبهگرايي و محدوديت در امر ديپلماسي ميتواند محروميت کشور را از برخي مواهب تعامل با ديگر کشورها با خود به همراه داشته باشد. ارتباط تهران با همه بلوکها از اتحاديه اروپا تا آ.سه.آن و ديگر بلوکها ميتواند ضربهپذيري ما را در مقابل فشارها و تحريمهاي اقتصادي کاهش دهد. اما اگر بخواهيم وزن بلوکها را محاسبه کنيم، خوب ميبينيم که وزن کشورهاي شرق آسيا بالاتر از کشورهاي غربي بهخصوص در حوزه تجاري و اقتصاد است که اين روزها ميتواند براي کشور راهگشا باشد. پس نبايد خود را محروم از اين ارتباطات کنيم. البته اين مساله به معناي جايگزين کردن اين روابط به جاي تعامل با اتحاديه اروپا و غرب نيست. آن روابط در جاي خود هم کارآمد است. پس بايد نوعي رقابت را ميان آ.سه.آن و اتحاديه اروپا در ايجاد روابط با ايران به وجود آوريم تا زمينه بهرهبرداري بيشتر از مناسبات هر کدام از طرفين نصيب ما شود.