تحليل و ارزيابي شما در خصوص رويدادها و انفجارهايي که در چند وقت اخير در کشور بهوقوع پيوسته چيست؟ اين اتفاقات برمبناي حادثه رخ داده يا اقدام خرابکارانه و دليل اين جنگرواني را چه مي دانيد؟
جمهوري اسلامي بهدليل موقعيت و اهميت ويژهاي که در سطح منطقه و عرصه سياست خارجي دارد همواره با چالشها و مشکلات فراواني در حوزه سياسي، اقتصادي، نظامي و امنيتي روبهرو بوده و دشمنان بهدنبال اين هستند، که با هر نوع تاکتيک و برنامهاي به اهداف خود دست پيدا کنند. اين نوع برنامهها مربوط به امروز نبوده و اگر نگاهي به تاريخ کشور داشته باشيم خواهيم ديد که اين رويدادها همواره براي فشار به کشور بوجود آمده است. اما اتفاقاتي که اخيرا رخ داده هم در همان چارچوب جوسازي و ايجاد جنگ رواني و بر پايه سياست دشمنان عليه کشور تدوين شده است. دستگاههاي مربوطه در حال بررسي اين اتفاقات هستند تا بتوانند علت اين رويدادها را روشن کنند. اما در خصوص هر کدام از حوادث اخير که در کشور به وقوع پيوست، دستگاه و نهادهاي مسئول در اين باره با توجه به موضوع منافع ملي بايد توضيحات و پاسخهاي روشن و حقيقي را در اختيار افکار عمومي قرار دهند، البته مسئولان ذيصلاح با توجه به شرايط و فضاي حاکم بر جامعه بعد از بررسي ابعاد مختلف و بررسي موشکافانه در اين خصوص که اين رويدادها يک اقدام خرابکارانه بوده يا ناشي از مشکلات فني پاسخ قانع کنندهاي خواهند داد. بايد منتظر بود که مسئولان و مراجعي که اين اتفاقات را مورد ارزيابي قرار دادهاند نظر خود را در اين باره اعلام کنند. به اعتقاد من هرگونه اظهارنظر در اين باره که از سوي اشخاص يا رسانهها عنوان شود بهدليل اينکه اطلاعات آنها از روي حدس و بر گمانهزني است، حاصلي جز جوسازي و ايجاد جنگ رواني در جهت تشويش افکار عمومي نخواهد داشت. هرگونه اعلام نظر در اين باره بايد داراي مستندات و ادله کافي مطرح شود. اما نکتهاي که اين اتفاقات را مهم جلوه ميدهد به شرايط حال حاضر باز ميگردد. فشارهاي همه جانبهاي از سوي دشمنان بهخصوص آمريکا بر کشور وارد شده که ميتوان آن را تروريسم اقتصادي ناميد. از طرفي رژيم صهيونيستي نيز از هر فرصتي براي ضربه زدن به کشور نهايت سوءاستفاده را ميبرد و کشورهاي ديگر که سياست همسو با اين دو را دنبال ميکنند، با بزرگ نمايي اين رويدادها و بهويژه اتفاقات رخ داده در چند وقت گذشته، در تلاش هستند که فضاي جامعه و افکار عمومي مردم را درگير نوعي جنگ رواني کنند که اين موضوع در نوع خود از اهميت ويژهاي برخوردار است.
دستگاهها و نهادهاي مسئول در اين خصوص بايد چه عملکردي داشته باشند؟
موضوعي که در اين بين اهميت دارد و بايد بر آن تاکيد کنم اين است که ما درگير اين بزرگنماييها و جنگ رواني دشمنان قرار نخواهيم گرفت. البته ذکر اين نکته ضرورت دارد که براي بيثمرشدن جنگ رواني دشمن مسئولان و نهادهاي ذيصلاح چون سيستمهاي امنيتي و پدافند غيرعامل بايد رفتار هوشمندانهاي از خود نشان دهند. به اعتقاد بنده تشکيلات پدافند غيرعامل کشور بايد بهطور جدي پاي کار باشد و از قبل تمهيدات لازم را بهصورت هوشمندانه و جدي در زير ساختهاي مربوط به اين تاسيسات مد نظر قرار داده تا بتواند ابعاد گوناگون اين حوادث را مورد بررسي و ارزيابي قرار دهد. با اين تفاسير بازهم تاکيد ميکنم که ما در دام چنين جوسازيها و جنگ رواني که توسط غولهاي رسانهاي متکي بر دشمنانمان نخواهيم افتاد. بر همه دنيا واضح و روشن است که مردم فهيم ايران همواره در طول عمر 40ساله انقلاب اسلامي با کوراني از حوادث گوناگون رو در رو بودهاند، مردم و جامعه به درستي آگاه هستند که کدام يک از مباحثي که پيرامون آنها رخ داده ناشي از جنگ رواني و کدام يک حاصل حادثه، کم کاري يا اتفاقيبودن يک رويداد است. مردم برخلاف تفکر دشمنان به درستي مرز بين اين دو را ميشناسند.
از ايجاد جنگ رواني درصدد بهرهبرداري چه اموري هستند؟
پاسخ اين سوال بسيار ساده است زيرا آنها اهداف روشني دارند. سياست دشمنان در جهت ضربه زدن به کشور و به تبع آن به خطر انداختن آرامش و ثبات در جامعه است، بازيگران اين جوسازيها بهدنبال آسمان و ريسمان بافتن بوده و در تلاش هستند که از کاه کوه بسازند تا بتوانند به اهداف از پيش تعيين شده خود برسند. ايجاد جنگ رواني در هر جامعهاي سبب سلب اعتماد مردم از مسئولان و حاکميت آن کشور ختم خواهد شد و طراحان اين جنگ رواني در اين فکر و خيال هستند که با دستاويز قرار دادن چنين رويدادهايي افکار عمومي را ملتهب کنند. هرچند بايد اين موضوع را متذکر شوم که شايد در خصوص موضوعات مختلف در داخل کشور نقدها، نظرات و تفاوت سليقههاي گوناگوني در خصوص سياست خارجي يا داخلي داشته باشيم که طبيعي بهنظر ميرسد اما تجربه نشان داده که در تاريخ اين کشور همواره ايرانيان در مواجهه با بيگانگان يک صدا بوده و اجازه دخالت در امور کشور را ندادهاند. لذا جنگ رواني هم باعث از هم گسيختگي در جامعه نخواهد شد.
در مقام يک ديپلمات، نقش وزارت امور خارجه را در مقابله با جنگ رواني ايجاد شده از سوي دشمنان چگونه تبيين مي کنيد؟
پاسخ جمهوري اسلامي در چارچوب سياست خارجه بر سه اصل استوار است. اصل اول پيگيري حقوقي و مراجعه به نهادهاي بينالمللي با توجه به مدارک مبني بر دخالت بيگانگان در حوادث و رويدادها است که اگر پيدا شود بر مبناي آن ميتوان به مراجع حقوقي بينوالمللي مراجعه کرد. اصل دوم موضوع رايزنيهاي ديپلماسي محور و ديپلماتيک بوده که شخص خود وزير امور خارجه در راس آن و سفيران، سفارتخانهها و ديپلماتهاي ما در کشورهاي مختلف در گفتوگو با همتايان خود استدلالهايشان را مطرح ميکنند. اصل سوم نيز که به سطح ديپلماسي عمومي معروف شده بر پايه استفاده موثر از رسانههاي جمعي، فضاي مجازي و به تبع آن شبکههاي اجتماعي يا رايزني با فعالان رسانهاي و نهادهاي غيردولتي در داخل کشور و بهويژه در اقصي نقاط جهان استوار است که ميتواند حقانيت کشور ما را به گوش جهانيان برساند. در راستاي همين موضوع شخص وزير امور خارجه ابتکار عملي در اين باره انجام دادهاند که ميتوان به آن اشاره کرد، که با استفاده از بستر فضاي مجازي توانستهاند صداي جمهوري اسلامي را به گوش جهانيان برسانند و اين موضوع در نوع خود جاي تقدير دارد.
از ديد شما ضعف کشور در مقابله با جنگ رواني دشمنان در کجا است و چرا نهادهاي مسئول به روشني در مورد چنين موضوعاتي با رسانهها صحبت نميکنند؟
اطلاعرساني به موقع در خصوص وقايعي در اين سطح نگرانيهايي را در بستر جامعه ايجاد ميکند. اين موضوع درست و غيرقابل انکار است. ولي در برخي از موضوعات مرتبط با سياست خارجه يا مسائل مرتبط بينالمللي و همچنين مباحث امنيتي امکان دارد ملاحظاتي وجود داشته باشد که مراجع و مسئولان ذيصلاح با در نظر گرفتن شرايط کشور طبيعتا آن را مطرح نکنند و يا طرح آن را به آينده و زمان مناسبتر ارجاع دهند. به اعتقاد من تنها اين مراجع هستند که ميتوانند در اين باره اعلام نظر کنند که رخدادهاي اخير حادثه بوده يا يک اقدام خرابکارانه به حساب ميآيد. از طرف ديگر اطلاعرساني يک امر ضروري است. اما بايد در نظر داشته باشيم که در اين موضوعات شايد مسائلي وجود داشته باشد که با اطلاعرساني در بررسي ابعاد اين رخدادها شايد، خللي ايجاد شود. ولي قطعا بعد از جمع بندي و رسيدن به علت و معلول بايد اطلاعرساني صورت گيرد. نبايد در اين موضوع خساست داشته باشيم زيرا رسانهها ميتوانند بهعنوان مکمل در جهت تنوير افکار عمومي گام بردارند، اما بايد اجازه دهيم که شواهد و مدارک کامل شود تا بتوانيم يک اطلاعرساني دقيق و روشن در اين نوع وقايع داشته باشيم.
شاهد بوديم روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز در مورد حادثه نطنز و ساير اتفاقات درصدد نشان دادن اين موضوع هستند که آمريکا با ايفاي نقش در جريانهاي اخير به خواست رژيم صهيونيستي اقدام کرده؛ علت اين جوسازي را در چه مسائلي ميبينيد؟
همانطور که اشاره کردم علت اين حادثه در حال بررسي است و جمع بندي نهايي در مورد آن صورت نگرفته است و اگر در جمع بندي نهايي به اين نتيجه برسيم که رژيم يا دولتي در اين موضوع بهصورت مستقيم يا غيرمستقيم دخالت داشته طبيعي است که اين موضوع با واکنش جدي ايران همراه خواهد بود و آنها خواهند ديد که دوران بزن در رو تمام شده است. ايران از هر گزارشي که منتشر و ادعاهايي که در آن مطرح ميشود به آساني عبور نميکند به خصوص اگر در اين ادعاها مسئوليتهايي را متوجه کشورهايي کنند. قطعا اين گزارشها مورد توجه و بررسي قرار ميگيرد. اما ريشه آن به ماه گذشته برميگردد. صحنه رويارويي و تقابل ايالات متحده آمريکا و ايران به نحو محسوسي تغيير فضا يافته و سياست «فشار حداکثري» دولت ترامپ عليه ايران در حال ازدست دادن اعتبار است. با وجودي که استراتژي «فشار حداکثري» ايالات متحده آمريکا همچنان پابرجا بوده و از فشار تحريمي آمريکا عليه ايران ذرهاي کاسته نشده، اما زمين بازي در تقابل دولت ترامپ و متحدان منطقهاي آن از سويي و جمهوري اسلامي ايران در سوي ديگر تغيير شکل يافته است. از 18 ارديبهشتماه سال 1397 (تاريخ خروج يکجانبه آمريکاي ترامپ از برجام) تا به امروز ايران ماههاي سختي را پشت سرگذاشت و صبر و انتظار در پيش گرفت؛ صبري که در ادبيات مقامات جمهوري اسلامي به «صبر استراتژيک» تعبير و تفسير شد. اگر فرض را بر اين بگذاريم که تاکتيکهاي چند ماه اخير ايران در چارچوب استراتژي «مقاومت فعال» موفق بوده است، اين امر مرهون همراهي و همگامي دو بخش مهم از اجزاي حاکميت جمهوري اسلامي ايران بوده است ، اين اجزا عبارتند از :1- ديپلماسي فعال که محمد جواد ظريف بهعنوان وزير امور خارجه و بهطور کلي دستگاه ديپلماسي تحت مديريت ايشان که طي چند ماه گذشته با تحرکات زياد و رايزني سياسي در اقصي نقاط دنيا، فضاي ديپلماسي رسمي و ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي ايران را فراخ کرده و ميدان مانور تهران را در تقابل با آمريکا افزايش دادهاند. بهنحوي که همچنان به سياق ماه گذشته پس از خروج يکجانبه آمريکاي ترامپ از برجام- اين دولت آمريکاست که بابت نقض برجام و خروج يکجانبه از آن حتي از سوي نزديکترين متحدان خود سرزنش ميشود و بسياري از متحدان آمريکا همچنان معتقدند برجام بهترين روش و فرمول ممکن براي ايجاد صلح و ثبات منطقهاي و جلوگيري از مسابقه تسليحات اتمي در منطقه خاورميانه است.2- اقتدار نظامي: در کنار بال ديپلماسي، عملکرد دستگاههاي نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران نيز در تغيير ميدان و فضا دادن به «ديپلماسي ايراني» بسيار موثر بوده است. در اين شرايط طبيعي است که دست به اقداماتي نظير جنگ رواني بزنند و تلاش کنند که ضعفها و شکستهاي خود را با چنين اقداماتي بپوشانند. همواره بايد در گوشه ذهن خود اين موضوع را داشته باشيم که وقتي دشمن يک ملت ببيند اهدافي که بر ضد يک ملت برنامهريزي کرده با شکست مواجه شده، بهدنبال آن خواهد بود که با استفاده از ساير ابزارها همچون رسانه به فرافکني بپردازد تا شايد بدين وسيله بتواند در بستر جامعه شکاف ايجاد کند. اين موضوع در حال حاضر در ابعاد وسيعي عليه ايران نمود پيدا کرده است. در خصوص اتفاقات اخير هم در فرصت مناسب قطعا مسئولان ذيربط اطلاعرساني لازم را خواهند کرد و نبايد در عرصه سياست داخلي با بروز رفتارهاي عجولانه در راستاي تحقق اهداف دشمنان گام برداريم و در دام جنگ رواني گرفتار شويم. با اندکي صبر با چاشني زمان آن روي سکه را خواهيم ديد.