آرمان ملي: يازدهميها که در نبود رقيب جدي خود حالا قوه مقننه را کامل در اختيار گرفته از همان روز اول نشستن بر صندليهاي سبز بهارستان خبرساز شدهاند. مجلسي که قرار بود انقلابيگونه مشکلات اقتصادي و معيشتي جامعه را پيگيري کند، حالا گويي آنچه اتفاقا دغدغه آن نيست، در عمل همان معيشت جامعه است. همانطور که پيش از اين بسياري از تحليلگران فکري و سياسي پيشبيني کرده بودند يازدهميهاي اصولگرا خيلي زودتر از آنچه تصور ميشد، وارد چالش با دولت روحاني و کابينه او شدهاند. بهارستانيها که در آغاز همين هفته وزير خارجه را به مجلس فرا خوانده بودند، با سخنان تند و تيز خود فضاي مجلس را متشنج کردهاند تا جايي که حتي ظريف قصد داشته مجلس را ترک کند، حالا خبر از برخوردهاي تندتري با دولت روحاني ميدهند که حتي بسياري از تحليلگران اين جريان سياسي را نيز دچار بهت و حيرت کرده است. درواقع ماجراي مقابله اصولگرايان با دولت روحاني فقط به کابينه او ختم نشده و حالا يازدهميها به قول خودشان از محاکمه وزراي سابق دولت تدبير و اميد سخن ميگويند.
نوبت دولت يازدهميها هم شد
روز گذشته نظامالدين موسوي، نماينده مجلس يازدهم در توييترش نوشت: «خبر خوش اينکه آيتا... رئيسي امروز مجدداً تاکيد کرد که «ترک فعل» مسئولان قبلي بايد پيگيري شود. خبر خوش بعدي اينکه رئيس سازمان بازرسي اعلام کرد: پيگرد ترک فعلهايي چون بيتوجهي به ساخت مسکن ارزان قيمت و راهاندازي سامانههاي قانوني، در دستور کار است. آقاي آخوندي آماده باشند». اما سوال اينجاست که يازدهميها و در واقع اصولگرايان چرا طي اين سالها اينگونه دلسوزانه پيگير مشکلات شدهاند و چرا تا به حال به دنبال خسارتهايي که رئيس دولتها نهم و دهم، که مورد حمايت خودشان بود، نبودهاند؟ چرا اصولگرايان تلاش دارند يک برهه از تاريخ اين کشور را حذف کنند و به نوعي از آن عبور ميکنند. قدرت گرفتن طيف تندروي اصولگرايي نتيجه کدام رويکرد است و ادامه اين روند چه خسارتي را متوجه جامعه ميکند؟
يازدهميها مقابل دولت
بهارستانيها که از همان ابتدا شمشير را براي دولت روحاني از رو بستهاند، قطعا روزهاي دشوارتري را براي حسن روحاني و کابينه او رقم خواهند زد. درواقع يازدهميها ميخواهند اينگونه القا کنند که روحاني و دولت او مسبب همه ناکاميها و وضع نامساعد اقتصادي از تورم گرفته تا بيکاري و فساد هستند و حالا تندروهاي جريان اصولگرايي ميخواهند به اين ناکاميها پايان دهند. دعواهاي سياسي و جناحي که حالا يازدهميها بهجد پيگير آن شدهاند، نه تنها باري از دوش مردمي، که حالا تحتمشکلات شديد اقتصادي و معيشتي هستند، برنميدارد، بلکه آنها را هر روز از نمايندگان خود نااميدتر ميکند. هر چند نميشود اذعان داشت مجلس يازدهم، نمايندگان اکثريت جامعه محسوب ميشوند، اما آنچه در شعار آنها در هنگامه انتخابات مطرح شده، با آنچه اين روزها در عمل قابل مشاهده است، تفاوت دارد. اين رفتار دوگانه درواقع ضربات جبرانناپذيري را به اعتماد جامعه و اعتبار نهادهاي تصميمگير نزد سرمايه اجتماعي خود وارد ميکند.
الان زمان انتقام نيست
مجلس يازدهم مدعي است که در راستاي تحقق خواستههاي اقشار کمدرآمد قدم برميدارد، اما کدام يک از موضعگيريها و تصميمات آنها تا به حال خواسته معيشتي جامعه را دنبال کرده است. درست در شرايطي که کشور تحت شديدترين تحريمهاست و جامعه هر روز فشار مضاعفتري را از نظر اقتصادي تحمل ميکند، انتظار ميرود قواي سهگانه و نهادهاي تصميمگير رقابتها و دعواهاي دروني را کنار گذاشته و در کنار هم به فکر ارائه راهکاري براي عبور از اين بحران در کنار دولت باشند. اشتباه است اگر اذعان شود که نقدي به دولت وارد نيست، اما قطعا پاستورنشينان در ايجاد شرايطي که کشور با آن مواجه است، مقصر نيستند. انتظار ميرود همه نهادهاي تصميمگير براي عبور از اين شرايط در کنار دولت باشند، نه مقابل آن قرار گيرند. همانطور که رئيسجمهوري هم پيش از آغاز به کار مجلس جديد و بهخصوص در نطق جلسه افتتاحيه مجلس يازدهم، بر تعامل دو قوه در چارچوب قانون اساسي تاکيد کرد و با اشاره به مشکلات موجود در کشور از دوره «پيوند و پيروزي» سخن گفت. حسن روحاني حتي اعلام کرد دست اخوت به سمت مجلس دراز ميکند.
چرا احمدينژاد را ناديده ميگيرند؟
اصولگرايان که حالا مدعي حل مشکلات مردم هستند و براي حل آن حتي ميخواهند عملکرد وزراي سابق دولت روحاني را نيز بررسي کنند و به قول خودشان محاکمه کنند، بد نيست کمي عقبتر رفته و عملکرد دولت نهم و دهم را نيز بررسي کنند؛ شايد به جوابهاي بهتري دست يابند. اگر قرار است مشکلات بهصورت ريشهاي حل شود بايد سري هم به عملکرد دولت مورد حمايت خود بزنند و آن را بابت خسارتهايي که به کشور وارد کرد، محاکمه کنند. محمود احمدينژاد اقتصادي با رشد7 درصد و تورم تکرقمي را با نفتي حدود 100 دلار در بشکه تحويل گرفت اما بهجاي ايجاد توسعه همهجانبه اقتصادي تنها يادگاري که از خود برجا گذاشت يارانه 45هزارتوماني بود. آنها که حالا روحاني را بابت برجام و امضاي اين معاهده بينالمللي مورد نقد جدي قرار دادهاند و خواهان خروج از آن هستند به خوبي ميدانند اگر برجام همانطور که مدنظر روحاني بود، پيش ميرفت سالهاي زيادي به حاشيه رانده ميشدند. بنابراين پرواضح است که در چنين شرايطي که اوضاع بر وفق مراد آنها پيش ميرود اينگونه به دولت هجمه کنند که حتي گفته ميشود با دولت ترامپ در يک زمين بازي ميکنند؛ به عبارتي آنچه دولت ترامپ ميخواهد، آنها بر زبان ميآورند.
هشدار به شکاف ميان جامعه و نهادها
درواقع جريان اصولگراي دلواپس با بهره بردن از مشكلات حل نشده اقتصادي جامعه توانسته تا حدودي طيف معتدلتر اصولگرايي را با خود همراه کند و حالا نيز تمام تلاش خود را ميکند تا دولت روحاني در هيچ پروژه اقتصادي موفق نشود. اما اين همه ماجرا نيست. بايد ديد نتيجه چنين رويکردي چه ميشود که در اينباره ديدگاههاي مختلفي وجود دارد. برخي معتقدند ادامه اين روند سبب گرفتار شدن جامعه و جريان اصولگرايي به افراد پوپوليستي با سبک و سياق احمدينژاد ميشود که آينده خوبي را براي کشور رقم نميزند. در مقابل ديدگاه ديگري وجود دارد که حرکت جامعه بر ريل تندروي نتيجهاي جز شکاف عميق بين جامعه و نهادهاي قدرت ندارد؛ يعني هر چه دعواها و انتقامگيريها در بين نهادهاي قدرت بيشتر شود، به همان ميزان فاصله ميان جامعه و نهادهاي قدرت نيز بيشتر ميشود. انتقاداتي که مطرح است فقط مختص دولت نيست؛ چرا که نقد متوجه سيستم تصميمگيرياي است که اصولگرايان خود نيز بخشي از آن محسوب ميشوند. اگر مشارکت و کنش در جامعه به پايينترين سطح خود برسد، پديد آمدن مشکلات جدي دور از انتظار نيست و ادامه روندي که در ماههاي اخير عليه بخشي از نهاد تصميمگير، بهوجود آمده است جامعه را به مقصد خوبي نميرساند، همانطور که وزير خارجه نيز در سخنان خود به آن اشاره کرده و گفته است دشمن جريان و جناح نميشناسد و همه در يک کشتي قرار داريم.
چه بايد کرد؟
اميد است که جريان اصولگرايي هر چه زودتر از سرعت قطار تندرويهاي خود بکاهد، پيش از آنکه خودش را نيز زير بگيرد. در شرايطي که احزاب سياسي دچار مرگ تدريجي شدهاند از دو جريان ريشهدار موجود در کشور انتظار ميرود با رويکردي آشتيطلبانه به فکر ارائه راهکاري براي برونرفت از اين شرايط باشند و اعتماد دوباره را به جامعه برگردانند، پيش از آنکه خيلي زود دير شود.