فصول گرم سال براي آتشسوزي جنگلها بسيار مناسب هستند. در سالهاي اخير سابقه آتشسوزيهاي بسياري را در جنگلهاي شمالي کشور داشتهايم و امسال اين آتش سوزيها به جنگلهاي بخش مرکزي ايران و زاگرس کشيده شده، تا جايي که هر روز خبر از وقوع يک آتش سوزي در اين مناطق حفاظت شده شنيده ميشود. اين آتشسوزيها گاهي بهدليل عوامل انساني و در برخي موارد بهدليل گرمايهوا بوده است. علاوه بر عوامل انساني پديد آورنده آتش بيشتر آتشسوزيهاي غيرانساني در فصل پاييز رخ ميدهد که برگهاي درختان خشکشده و در اثر باران و رعد و برق آتش ميگيرند. يکي از مهمترين راهها براي مقابله با پديده آتشسوزي ارائه آموزشهاي لازم به روستاييان و جنگلنشينان است تا ماموران جنگلباني را در راه انجام وظيفه خود تقويت کنند. خودروهاي متعلق به جنگلباني به ارتفاعات کوهستاني به راحتي ورود ميکنند و خودروهاي آنها متفاوت با خودروهاي آتشنشاني معمولي در شهرداري است. بهرغم وجود تفاوتهايي در خودرو آتشنشاني معمولي يا شهرداري اما همچنان تجهيزات اين خودروها بايد توسط سازمان جنگلها و مراتع بهبود يابد تا بتواند نياز جنگلهاي کشور را براي حفاظت و نگهداري بيشتر پاسخگو باشد. در واقع سازمان جنگلها و مراتع بايد اين خودروها را به آخرين تجهيزات اطفاي حريق تجهيز کنند تا نيروهاي سازمان جنگلها توسط اين خودروها و و مراتع بتوانند به کمک مردم آتشسوزي را مهار کنند. سازمان جنگلها و مراتع در شمال کشور از امکانات بسيار محدودي برخوردار است و تنها خودروهاي آتشنشاني براي اطفاي کافي نيست. متاسفانه اقدامات اساسي براي تکرار اين رخدادها در سال جديد انجام نشده و همين امر موجب خسارتهاي بسياري به جنگلهاي زاگرس شد. سازمان جنگلها و مراتع نتوانسته اقداماتي را در راستاي کاهش اين حوادث انجام دهد. سازمان مراتع و جنگباني در زمينه حفاظت و نگهداري قادر به پوشش حداکثري جنگلها نيست. در واقع آنها نيروي انساني مورد نياز مانند قرق بان و جنگلبان به ميزان کافي ندارند. علاوه بر اينکه نميتوانند اعمال تمام گردشگران را مورد نظارت و کنترل قرار دهند. بنابراين بهترين و مهمترين شيوه براي کنترل آتشسوزي در جنگلها کمک به فرهنگ محيط زيستي و دوستدار جنگل مردم است. در اين صورت گردشگران خود حافظ و نگهبان جنگلها خواهند بود و اجازه تخريب جنگلها را نميدهد. يکي از راههاي احياي جنگلها استفاده از مجازاتهاي جايگزين بوده که در سال هاي اخير رواج پيدا کرده است. در اين صورت احتمالا ميتوان جوابگوي کمکاريها و نواقص در زمينه احياي محيطزيست بود. مجازاتهاي جايگزين تاکنون به ميزان موردنياز در کشور اجرا نشدهاند تا بتوان با اتکا به آنها و در صورت تخلف در جنگلها افراد را به مجازاتهاي محيطزيستي محکوم کرد، اما اين مجازاتها ميتواند از ورود افراد به زندانها جلوگيري و بستري نوين را در عرضه قوانين و مجازاتهاي اسلامي فراهم کنند. بسياري از افراد بهصورت عمد به آتش زدن جنگل ها اقدام ميکنند که بايد اقدامات دولت و سازمان محيطزيست تا چه ميزان مثمرثمر بوده تا اين افراد از اين اقدام دست بردارند. هرچند وجود مجازات ها تاکنون به ميزاني بازدارنده بودهاند، اما اگر منظور از بهکاربردن لفظ مجازات به معناي آن باشد که تنها به اين حربه از آتشسوزي جنگلها جلوگيري کنيم بهنظر درست نميآيد. در واقع اين مجازاتها عامل لازم هستند، اما کافي نيستند. آموزش کليد حل اين مشکل است. زماني که بنا بهترويج فرهنگ استفاده از کمربند ايمني در ميان افراد جامعه بود در مرحله اول مسئولان بهدنبال آموزش به دانش آموزان بودند. در واقع آنها کودکان را مامور نظارت بر والدين در استفاده از کمربندايمني کردند. بنابراين اين فرهنگ به سرعت رواج يافت. بنابراين آموزش و پرورش بهترين مکاني است که در آن مي توان آموزشهاي لازم را در زمينه حفظ جنگلها به دانشآموزان داد و از فوايد و راههاي جلوگيري از آتش سوزي جنگلها به آنها گفت.