آرمان ملي ـ نسترن فراهاني: نمايندگان ظاهرا برنامه کاري خود را بهنحوي تنظيم کردهاند که از همان ابتدا به دولت پيام دهند مسيري متفاوت را خواهند پيمود. وزرا را به مجلس فرا ميخوانند و به وزير محبوبي مانند محمدجواد ظريف هجمه ميبرند. برخي از اين نمايندگان پيش از حضور در مجلس هم بارها مخالفت خود با دولت را علني کرده بودند و اکنون تريبون رسمي در اختيار دارند مخالفتهايشان را علني ميکنند. در راستاي آنچه مجلس در يک ماه اخير در مواجهه با دولت انجام داد عبدالکريم حسينزاده نماينده سابق مجلس با «آرمان ملي» به گفتوگو پرداخته که ميخوانيد.
موضوع سوال از رئيسجمهور در مجلس دهم مطرح بود و امروز هم در مجلسي که مدت کوتاهي از آغاز به کار آن گذشته مطرح شده است. اين موضوع به چه علتي انقدر با عجله و پرهياهو مطرح شد؟
سوال از رئيسجمهور مبحثي بود که مجلس دهم هم به آن رسيدگي کرد و البته در آن زمان هم اين موضوع نتيجه تلاش همان طيف خاصي است که در اين دوره از مجلس هم حضور دارند. من در دو ماه آخر مجلس دهم که ردصلاحيتها براي مجلس يازدهم هم صورت گرفته بود شاهد بودم که نمايندگان فرمهاي حضور در فراکسيونها و کميسيون هاي مجلس يازدهم را پر ميکردند. برنامهاي که براي سوال از رئيسجمهور طراحي شده مختص به امروز نيست و حداقل برنامهريزي براي آن از سه چهار ماه قبل آغاز شده و امروز هم صحبت از اجراي آن در صحن علني مطرح است البته که اين حرف دليل بر آن نيست که بگوييم نقد نبايد وجود داشته باشد اما نوع رفتار نمايندگان در صحن مجلس نشان داد از درک دقيق جايگاه پارلمان در کشور دور هستند. تصور ميکنم سوال از رئيسجمهور و نوع برخورد امروز با روحاني و دولت از چندين وقت قبل طراحي شده است. شايد هم دوستان قبلي که در مجلس دهم به نتيجه خاصي نرسيدند و فقط در سطح يک گفتوگو درون مجلس بود سعي کردند با مدل جديدي وارد طرح سوال از رئيسجمهور شوند. فکر ميکنم نوع مديريت موجود هم در فضاي رواني حاکم بر صحن علني مجلس تاثيرگذار بوده است.
با اين وجود علت پيشامد اين رفتارها و جنجالها در مجلس نوپاي يازدهم را در چه مي بينيد؟
اثبات اينکه فرياد بزنند ما انقلابيتريم در مجلس يازدهم از هرچيزي براي آنها مهمتر است و بهنظر ميرسد بيش از آنکه به فکر حل مشکلات باشند، بهدنبال اين هستند که حقانيت خود را ثابت و سعي دارند نسبت فاصله کم خود را با انقلابيگري مشخص کنند اما نميدانند اثبات انقلابيگري در شرايط امروز به معناي درگيري با دولت يا توهين و تهمت نيست. همه دوستان مدعي انقلابيگري هستند پس بايد بدانند مجلس محل داد و هياهو و تهمت نيست و امروز جايگاه پارلمان آنطور که بايد باشد، نيست. مجلس بايد به مسير اصلي خود يعني پرسشگري و نظارت منصفانه بازگردد. نقدها هم بايد به دور از توهين و هياهو شکل بگيرند.
بهعنوان نماينده مجلس دهم و سابقه حضور در پارلمان چه راهکاري را جايگزين اين دست اقدامات مجلس يازدهم مناسب مي دانيد؟
سئوال از رئيسجمهور از مدتها پيش توسط تعدادي از همکاران سابق ما کليد خورده بود. شرايط امروز قطعا جاي پرسش دارد و حتما پاسخي هم براي آن وجود دارد اما راهکار عقلانيتري به نسبت پرسش از روحاني هم وجود داشت، البته که رئيسجمهور بايد براي شرايط امروز پاسخ داشته باشد اما موضوعي که مرحلهاي قبلتر از پرسش از رئيسجمهور است، رسيدگي به مشکلات در وهله اول توسط کميسيونهاست. اگر کارگروههاي تخصصي تشکيل شده پس بايد در مرحله اول با وزرا و رئيس بانک مرکزي و تمام مسئولين در رابطه با مشکلات اخير خصوصا نوسانات ارزي، جلسهاي گذاشته شود، به علت يابي مشکلات پرداخته شود و سپس به سوال از رئيسجمهور بپردازند. اگر تمام اين جلسات برگزار شده و دولت و شخص روحاني به تنهايي مقصر شرايط موجود بودند پس از آن سوال به صحن آورده و مطرح شود. هر اقدامي، مقدماتي دارد و طي نکردن اين مقدمات خوشايند نيست. بايد در فضاي تخصصيتري به مشکلات رسيدگي شود و مرحله آخر پرسش از روحاني است.
با اين تفاسير اين دست اقدامات را فقط نوعي جنجال سياسي از سوي دلواپسان بهارستان مي دانيد؟
شرايط به وجود آمده محل پرسش دارد ، امروز مردم بازهم تجمعاتي براي خريد ارز 22 توماني داشتند اما شرايط امروز محصول عملکرد دولت به تنهايي نيست. واقعيتي که در پس اقداماتي مثل سوال از رئيسجمهور وجود دارد اين است که چنين مسائلي وقتي به اين شکل و با اين شرايط مطرح مي شوند، نامي جز دعواي سياسي و جناحي ندارند و دعوا بر سر اثبات اين است که ما ميتوانيم و فلان جريان نميتواند. در نهايت من فکر نميکنم دعواها و درگيريها بر سر زيست مردم و اصلاح شرايط موجود باشد.
وظيفه دولت بهعنوان عکسالعمل يا راهي براي جلوگيري از تنش را چه ميدانيد؟
توصيه اول من اين است که سران قوا براي حل مشکلات جلساتي برگزار کنند چراکه هر سه آنها افرادي هستند که کانديداي رياست جمهوري بودند و قطعا هم برنامههايي براي حل مشکلات کشور داشتند، هرسه آنها پلنهايي دارند و امروز زمان آن است که گفتوگو سران قوا ايجاد شود. مردم تصور ميکنند اگر قرار باشد مشکلات حل شود بايد توسط اين سه نفر حل و فصل شود بنابراين پيش از آنکه دعواها به صحن علني جامعه کشيده شود سران قوا بايد جلسه تشکيل دهند. هرسه اين افراد بهطور دائم سخن از همدلي ميزنند اما در عمل شاهد اقدامي از سوي آنها نيستيم و مردم با اين تفاسير به اين نتيجه رسيدهاند که کشورشان توسط افرادي اداره ميشود که فقط زيبا سخن ميگويند. بايد اين ديدگاه را در جامعه عوض کنيم و سران قوا اگر ميبينند مشکلات راهکاري ندارد، با مردم صادق باشند و شفاف بگويند راهکاري وجود ندارد. علاوه بر اين موضوعات نبايد فراموش شود که سال پاياني دولت را ميگذرانيم و رقابت بر سر کرسي رياستجمهوري در سال 1400 گويي از امروز شروع شده است. براي برخي آقايان فقط موفقيت در انتخابات مهم است و کارچنداني با ارزش هاي اخلاقي ندارند، اگر شرايط به اين شکل پيش برود درک شرايط امروز مردم با نگاه به انتخابات آتي فراموش ميشود.