ساعت 18عصر 2مردادماه سال97 به ماموران کلانتري136 فرجام خبر رسيد جنازه يک زنومرد جوان در خودروي زانتياي سفيد در حوالي باغ پرندگان لويزان پيدا شده است. پليس بلافاصله به محل موردنظر رفت و با جنازههاي خونين زنومرد جوان روبهرو شد که با شليک گلوله به گيجگاهشان از پا در آمده بودند. در بررسي خودروي موردنظر نامهاي پيدا شد که نشان ميداد به احتمال زياد مردجوان پس از کشتن همسرش دست به خودکشي زده است. کشف يک اسلحه نيز اين فرضيه را تاييد کرد و جنازهها به پزشکي قانوني منتقل شدند. در نامه کشفشده نوشته شده بود: «برسد بهدست مادرزنم. مسبب مرگ من و همسرم. مادرزن ديدار به قيامت». با کشف اين نامه پليس به بازجويي از خانواده 2قرباني پرداخت. مادر «سپيد» گفت: دخترم دانشجوي قزوين بود و هميشه براي رفتن به دانشگاه از اتوبوس استفاده ميکرد. دامادم «جواد» هم در شرکت مسافربري مشغول کار بود و آنها از اين طريق با هم آشنا شده بودند. دخترم 35سال و دامادم 37سال داشت. «جواد» وقتي به خواستگاري دخترم آمد ميگفت پدرش صاحب چندين شرکت مسافربري است و وضع مالي خوبي دارد. اما دروغ ميگفت. او کار درست و حسابي نداشت. آنها عقد کرده بودند و با آن که دو سال از عقدشان گذشته بود باهم اختلاف داشتند. آنها هنوز جشن عروسي را برگزار نکرده بودند. دخترم اعتمادي به شوهرش نداشت و باهم درگير بودند. دامادم ادعا ميکرد من باعث اختلاف بين آنها بودم، ولي آنها خودشان با هم مشکل داشتند.
«سپيده» بهدست همسرش کشته شد
با روشنشدن زواياي پنهان اين پرونده و تاييد قتل «سپيده» بهدست همسرش اولياي دم در شعبه12 دادگاه کيفري يک استان تهران حاضر شدند و خواستند تا ديه دخترشان ازصندوق بيتالمال به آنها پرداخت شود. اما قضات دادگاه اعلام کردند ابتدا بايد اموال «جواد» بررسي شود تا در صورتيکه اموالي داشته باشد ديه از آن پرداخت شود. به اين ترتيب قضات دستور دادند تا اموال پسرجوان بررسي شود. بعداز اظهارنظر کارشناسان در اينباره قضات دادگاه درباره درخواست اوليايدم اظهارنظر ميکنند.