آرمان ملي- اميد کاجيان: دو روز پيش بود که محمدجواد ظريف با حضورش در مجلس آماج حملهها و شعارهاي تند و ناسزا قرار گرفت؛ از مرگ بر دروغگو بگيريد تا خائن. اما به نظر بسياري حمله به او شايد تنها يک بهانه باشد؛ بهانهاي براي اهداف بزرگتر، همانطور که يکي از نمايندگان مجلس يازدهم نيز درميان اين حملهها به آن اشاره داشت؛ «استيضاح رئيسجمهور» يا پايان زودتر از موعد حسن روحاني و برگزاري انتخابات زودهنگام. به عقيده برخي تحليلگران در مجلس يازدهم آنگونه که «محمدتقي نقدعلي»، نماينده خمينيشهر هم گفته بايد استيضاح رئيسجمهور را عملي کرد. مجلس يازدهم هماکنون طرح سوال از رئيسجمهور را عملياتي کرده با بيش از 200 امضا. اما عدهاي از نمايندگان مصرانه معتقدند در چنين شرايطي سوال از رئيسجمهور راه به جايي نخواهد برد، همانطور که در دوره مجلس دهم طرح سوال از رئيسجمهور مطرح شد اما از پنج سوالي که در آن زمان از رئيسجمهور پرسيده شد، نمايندگان از چهار سوال قانع نشدند و برخلاف قانون در نهايت به دليل مسامحه اين سوالات به سيستم قضائي ارسال نشد. از همين روست که عدهاي بر موضوع استيضاح رئيسجمهور پافشاري ميکنند. در اين رابطه اما، برخي از نمايندگان مجلس يازدهم نيز بر استعفاي اجباري حسن روحاني تاکيد دارند و چاره کار را در چنين موضوعي ميدانند، نمونهاش سيدمحمدجواد ابطحي که يکبار در صحن مجلس گفت: «آقاي روحاني! سرزمين سوخته تحويل دولت بعد ندهيد.» او از رئيسجمهور خواست استعفا دهد تا دولت جديد تشکيل شود. البته ناگفته نماند اين نخستينبار نيست که موضوع استعفاي حسن روحاني در کنار استيضاحش مطرح شده است. استعفاي روحاني تنها در ميان اصولگرايان تندرو يا مجلسيان يازدهم نيست که طرفدار دارد. اتفاقا موضوع استعفا نخستينبار از سوي گروهي از اصلاحطلبان مطرح شد. البته دليل اين موضوع کاملا متفاوت با خواست اصولگرايان بود. جريان اصلاح طلب خواستار استعفاي روحاني- که افرادي مانند سعيد حجاريان نيز جزو آنها هستند- معتقدند در کوران حوادث، رئيسجمهور براي مديريت بحران نياز به همسويي و همراهي ساير بخشها و نهادهايي دارد که در برابر او ايستادهاند. چون رئيسجمهور در شرايط فعلي که نيروهاي داخلي در برابر او قدعلم کردهاند قادر نخواهد بود کشور را اداره کند. بايد قوه مجريه را رها کند، آن وقت با اين استعفا هم حسن روحاني ميتواند به بازسازي پايگاه اجتماعي از دست رفته خود بپردازد و هم تمام بلاها بر سر او آوار نخواهد شد و هم آنکه سنگاندازي در امور کشور توسط تندروها کاهش مييابد. با استناد به همين دلايل جمعي از اصلاحطلبان موضوع استعفا را حتي قبل از مجلس يازدهم مطرح ميکردند. قطعا دسته دومي که خواستار استعفاي روحانياند همان طيف مجلسنشينان يازدهم يا مخالفان دلواپس دوآتشه و اصولگراي او هستند؛ کساني که درصدد القاي اين موضوعند تا فقط رئيسجمهور و دولت را عامل تمامي وضعيت اين روزها بدانند و نه کس و نهاد و بخش ديگري، از همين رو روحاني يا بايد استعفا بدهد يا استيضاح شود. جالب اينکه عدهاي از نامزدهاي تندروي اين جناح در مجلس يازدهم شعارهاي خودشان را «روحاني بايد برود» انتخاب کرده بودند. حال آنکه آنها اين روزها با وجود سکه 10 ميليون توماني و دلار 22 هزارتوماني، خود و ساير مقامات و ارگانها را دراين زمينه غيرمقصر دانسته و تمامي اتفاقات اين روزها را متوجه دولت ميدانند و در نقش غمخواري مردم موضوع کنارهگيري حسن روحاني؛ چه از طريق استعفا و چه استيضاح را مطرح ميکنند. در کنار اين دو گروه پيشتر هم شنيده ميشد که خود رئيسجمهور نيز قصد استعفا کرده اما به دلايلي عملي نشده است. شايعههاي متوالي استعفاي حسن روحاني باعث شده او در نشستي خبري تلويحا به اينکه دوبار در اين مسير ممکن بود گام بردارد اشاره کند و بگويد: «در سال 96 هنوز مراسم تحليف و تنفيذ انجام نشده بود، خدمت مقام معظم رهبري گفتم اين دولت آمده است و ميخواهد کار کند، اگر شما به هر دليلي که فکر ميکنيد دولت و فرد ديگري بهتر ميتواند خدمت کند، آمادهام که به راحتي کنار بروم؛ ايشان به شدت اين را رد کردند و گفتند دلم ميخواهد تا روز و ساعت آخر به خدمت خود ادامه دهيد... . يکبار ديگر در سال 97 اين موضوع را خدمت رهبر معظم انقلاب مطرح کردم و ايشان گفتند من حتي اجازه نميدهم دولت يک ساعت زودتر - بحث ماه و هفته نيست- مسئوليت خود را ترک کند.»
وضعيت بسامانتر بود اگر...
اما اين روزهاي سال 99 او به مراتب وضعيت اسفبارتر و دشوارتر از سال 96 يا 97 و حتي 98 دارد. روحاني اساسا حتي با وجود کسي مانند عبدالناصر همتي به عنوان رئيس بانک مرکزي نيز، عنان کنترل ارز و سکه را از دست داده است. در حوزه برجام، بيش از هر زمان ديگري خود را بازنده بازي ميبيند تا حدي که اينبار تهران از يک سو خواستار فعال شدن مکانيسم ماشه براي طرح شکايتش شده است و از سوي ديگر اروپاييها با اقدامي که براي صدور قطعنامه در شوراي حکام عليه ايران کردهاند، اساسا نشان دادهاند تمام و کمال دلشان با آمريکاييهاست. رئيسجمهوري که در دوران ماه عسل برجام و البته وجود مجلسي همسو با خود با مشکلات و سنگاندازيهاي ساير بخشها و ارگانها روبهرو ميشد اکنون با پارلماني تمام اصولگرا و ضددولتي مواجه است که باري به بارهايش افزوده و قطعا با توجه به بحرانيتر شدن اوضاع اين روزها توان تابآوري در برابر کساني که وزرايش را کساني ميداند که «حرفهاي صدتا يهغاز» ميزنند و بايد وي را استيضاح يا وادار به استعفا کرد، ندارد. اينکه روحاني بايد برود چه از طريق استيضاح يا چه استعفا، يک معنا دارد؛ تلاش براي برگزاري انتخابات زودهنگام در ايران. ولي حل مشکلات کنوني کشور تا چه اندازه با انتخابات زودهنگام ميسر خواهد شد؟
تغيير دولت شرايط را عوض نميکند
داريوش قنبري نماينده اسبق مجلس در اين باره به «آرمان ملي» ميگويد: حقيقت اين است که اتفاقات امروز در يد دولت نيست که تغيير دولت بخواهد شرايط را تغيير دهد. البته قطعا نميخواهيم بر اشتباهات دولت سرپوش بگذاريم. اما واقعيت اين است بيشتر آنچه اتفاق افتاده ناشي از تصميمات در امور سياست خارجه يا سياستهاي داخلي است که در واقعيت، حسن روحاني تنها اجرا کنندهاش بوده نه تصميمگير يا تصميمساز در مورد آن. از همين رو تغيير دولتها روند امروز را تغيير نميدهد؛ ضمن اينکه شاهد تحولاتي بوديم که اساسا ارتباطي با رفتار ايران نيز نداشته است. قنبري ميگويد: آنهايي که امروز به برجام ميتازند، برنامه بدونبرجام ارائه بدهند و از دولت بخواهند آن را انجام دهد. فقط برخوردهاي سلبي پاسخگو نخواهد بود، مجلس ميتواند قانون تصويب کند و اقدام ايجابي کند و دولت آن تصميم را اجرا کند؛ يعني راه را به دولت نشان دهد و اگر دولت نتوانست آن کار را انجام دهد، آن وقت حسن روحاني را برکنار کنند. اما صرفا تخريب در مجلس هيچ ثمري جز اينکه اوضاع را بدتر کند نخواهد داشت. براي همين انتخابات زودهنگام نيز قرار نيست اوضاع را بهترکند.