رئيس پارلمان عربي در روزهاي اخير عنوان کرده که اين پارلمان مخالف برنامه هستهاي ايران است و براي اولينبار راهبردي براي تعامل با ايران تصويب کرده و هدف آن توقف دخالتهاي ايران در امور داخلي کشورهاي عربي و مقابله با ايجاد مجموعههاي مسلح مرتبط با ايران در داخل کشورهاي عربي است. در اين راهبرد ضدايراني ادعا شده است که ايران به دنبال صادر کردن انقلاب خود به کشورهاي عربي است و همچنين تاکيد شده که سياست جمهوري اسلامي ايران در قبال کشورهاي عربي بايد شفاف شود. آنها مدعي شدهاند که تمام کشورهاي عربي بايد تبادلات تجاري خود با ايران و ترکيه و همچنين پروژههاي مشترک خود با اين دو کشور را متوقف کنند. سياست جبهه عربي مخالف با ايران همواره چنين مقولههايي بوده است که غالبا متشکل از کشورهاي دوست و همپيمان عربستان سعودي هستند. وسعت اين قبيل موضعگيريها به شکلي است که تعداد قابلتوجهي از کشورهاي عربي با آن همراهي ميکنند و برخي ديگر از کشورهاي عربي نيز از اين موضعگيريها حمايت نميکنند. در ميان کشورهاي عربي طيفي از نقطهنظرات نسبت به سياستهاي منطقهاي جمهوري اسلامي ايران داريم. انسجام و يکدستي در اين حوزه ميان کشورهاي عربي وجود ندارد. علت اينکه در اين زمان چنين گفتههايي مطرح ميشود، بايد آن را در سياستهاي آمريکا و مخصوصا شخص ترامپ عليه ايران جستوجو کرد. الان بهترين زمان براي عربستان است و از وضعيت فعلي نيز بهشدت خوشحال هستند زيرا ترامپ با تمام قوا در مقابل ايران ايستاده و به عربستان نيز نزديکتر از هميشه است. اين موقعيت را عربستان براي خود يک زمان مناسب ميبيند تا اهداف و موقعيت منطقهاي خود را در مقابل ايران بهبود بخشد. در زمان باراک اوباما اين وضعيت وجود نداشت و سعوديها همواره محلي از اعراب نداشتند و سياستهاي آنها همواره مورد نقد قرار ميگرفت. اجماعسازي عليه سياستهاي ايران امروز با موافقت و همراهي ترامپ صورت ميگيرد، در حالتي که سياستهاي کشورهاي عربي هيچ تغييري نکرده است. همواره دغدغههايي ميان کشورهاي منطقه در خصوص سياستهاي منطقهاي ايران وجود داشته است. اين به آن معنا نيست که آنها محق هستند بلکه يک واقعيت است که وجود دارد. ايران بايد به سمتي حرکت کند که اجازه سوءاستفاده را به آنها ندهد. ايران بايد به سمت يک سازوکاري حرکت کند تا دغدغه اين کشورها در مسير آن پاسخ داده شوند و به نحوي خودمان مشکلات را با کشورهاي منطقه حل کنيم و اجازه ندهيم تا بازيگران خارج از منطقه در آن دخالت کنند. برخي بر اين باور هستند که راهحل آن يک پيمان امنيتي است و برخي نيز بر اين باور هستند که اين اختلافات در چارچوب توافقهاي اقتصادي نيز حل ميشود. مجموعه اين شرايط باعث ميشود که لزوم يک چارچوب را يادآور شود تا در تعامل ذيل آن اختلافات حل شود و نقش کشورهاي فرامنطقهاي را به اين وسيله به حداقل برسانيم.