بستن

او تاوان خنداندن مخاطبان را داد

او  تاوان خنداندن مخاطبان را  داد

ديروز 14تيرماه جمعي از مردم و هنرمندان با ماسک به‌دليل شيوع کرونا در قطعه هنرمندان حاضر شدند تا پيکر سيروس گرجستاني بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون را به خاک بسپارند. مقبره‌اي که براي سيروس گرجستاني در نظر گرفته شده، کنار مقبره منوچهر حامدي است. در اين مراسم که اجراي آن را کامران ملکي عضو هيات‌مديره خانه‌سينما برعهده داشت؛ فاطمه معتمدآريا پيام داد و هنرمنداني چون فاطمه گودرزي، ابوالفضل پورعرب، افسانه بايگان و.... صحبت کردند. پزشک معالج سيروس گرجستاني، سيدمحمد طباطبايي مديرعامل موسسه هنرمندان پيشکسوت و پسر سيروس گرجستاني هم صحبت کردند. در اين مراسم با وجود تاکيدهاي زياد براي رعايت پروتکل‌هاي بهداشتي، برخي حاضران اين پروتکل‌ها را رعايت نمي‌کردند که اين باعث نگراني ديگر حاضران مراسم شده بود. کامران ملکي عضو هيات‌مديره خانه‌سينما در ابتداي مراسم خاکسپاري در سخناني با ابراز تاسف از درگذشت سيروس گرجستاني، به انتشار فيلم‌هاي از آثار او که پس از درگذشتش در فضاي مجازي دست به دست شده بود، اشاره کرد و گفت: بعداز درگذشت ايشان با ديدن بازي‌هاي ايشان در فضاي مجازي وقتي که داشتيم به آثار بزرگ، ارزشمند و طنز او مي‌خنديدم، چشمان‌مان اشکبار بود و گريه مي‌کرديم. او گريه‌کردن با لبخند را به ما آموخت. همانطور که در زندگي‌اش سعي کرد لبخند بر لب همه مردم بيايد و با تمام وجود تلاش مي‌کرد در شرايط بسيار اسفبار و ناهنجار که همه مردم دچار مشکلاتي بودند، لبخند را به سهم و با بضاعت خود بر لبان مردم سرزمينش بنشاند تا قدري از اندوه آنان، کاسته شود. او اضافه کرد: ما هنرمند بزرگي را بدرقه مي‌کنيم. قرار نبود چنين مراسمي برگزار شود. مراسم اطلاع‌رساني نشده بود. اگر قراربود براي هنرمند بزرگي مثل او مراسم تشييع برگزار شود، اين مراسم بايد در خانه‌سينما، خانه هنرمندان يا در تالاروحدت اتفاق مي‌افتاد ولي به‌خاطر وضعيت بحراني کشور در بحران کرونا قرار شد مراسمي برگزار نشود. ملکي با اشاره به حضور تعدادي از مردم در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا(س) افزود: موسسه هنرمندان پيشکسوت به احترام مردمي که خودشان را به قطعه هنرمندان رساندند، اين گردهمايي را با تاخير برگزار کرد و به احترام عزيزاني که خود را به قطعه هنرمندان رسانده‌اند، قرارشد چندتن از هنرمندان در بدرقه سيروس گرجستاني صحبت کنند. ملکي از حاضران خواست تا فاصله اجتماعي را رعايت کنند. اين مراسم با تاکيد بر اينکه حاضران ماسک بايد داشته باشند برگزار شد و اگر کسي ماسک نداشت به او ماسک مي‌دادند و البته برخي‌ها اين دستورالعمل را رعايت نمي‌کردند.

فاطمه گودرزي چه گفت؟

فاطمه گودرزي که با گرجستاني همکاري‌هاي داشته است در حاليکه به‌شدت متاثر بود، از طرف خانواده اين هنرمند از حاضراني که در شرايط کرونايي به اين برنامه آمده بودند، قدرداني کرد و افزود: فکر نمي‌کردم روزي بالاي سر آقاي گرجستاني بايستم و درباره ايشان صحبت کنم. سياوش عزيز پسر استاد از من خواستند صحبت کنم. دليلش شايد اين باشد که از دوستان خانوادگي ايشان هستيم و ديگر اينکه در آخرين کار ايشان، افتخار همکاري با آقاي گرجستاني را داشتم. چه سعادتي که از ايشان کار ياد بگيرم و چه سعادتي داشتم که غير از يادگرفتن کار، از نظر اخلاقي هم توانستم از ايشان ياد بگيرم. او با اشاره علاقه گرجستاني به خانواده‌اش افزود: ايشان عاشق خانواده‌اش بود. روزي نبود که پشت‌صحنه صحبتي کنيم و ايشان صحبت‌مان را بهانه وصل به خانوده‌اش نکند و از عشقش به همسر و فرزندانش نگويد. صحبت‌کردن درباره پيشکسوتي که اين‌همه کارهاي زيباکرده، خيلي سخت است و مي‌دانم شما مردم عزيزمان چقدر قدرشناس هستيد. گودرزي از گرجستاني به‌عنوان هنرمندي مردمي ياد کرد و ادامه داد: چهل روز با ايشان کار کردم. هرجا و در هر شرايطي که بوديم، ايشان آنقدر مورد استقبال قرار مي‌گرفتند و آنقدر دل مردم جاي داشتند و مردمي بودند که بايد رابطه ايشان را با مردم تماشا مي‌کرديم. اين بازيگر اضافه کرد: آرزوي صبر مي‌کنم براي همه هنرمنداني که با ايشان کار کردند. گودرزي با قدرداني از مردمي که به اين برنامه آمده بودند، گفت: همه ما اين مسير را طي خواهيم کرد. خوب است که قدرشناس هستيم و به هم احترام مي‌گذاريم. از مردم خوب‌مان ممنونم که دوستدار هنرمندان هستند. مي‌دانم چه شرايط سخت اقتصادي و وضعيت خيلي بد کرونايي را مي‌گذرانند، شرايطي که بر زندگي همه تاثير گذاشته، ولي اميدوارم شرايط بهتر شود و روزهاي بهتري را ببينيم. او در پايان صحبتش آرزو کرد روح سيروس گرجستاني شاد باشد و از او به‌عنوان هنرمندي ياد کرد که هميشه آراسته بوده و مي‌گفته دنيا گذراست و بهتر است از يکديگر چيزي به‌دل نگيريم.

سال‌ها تاوان داد تا شما بخنديد

ابوالفضل پورعرب ديگر هنرمند حاضر در اين برنامه در سخناني گفت: خيلي سخت است که در کنار دوست و رفيق ساليان دور و نزديک در حاليکه بر زمين خفته از او تعريف کنيم. آنچه من بايد بگويم، آنچه من بايد تعريف کنم، شما در اين سال‌ها ديده‌ايد. در واقع تمام عمر تاوان داد براي ديدن لبخند شما. با شما گريست و با شما خنديد.

پيام فاطمه معتمدآريا

فاطمه معتمد آريا، رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران که به‌دليل مشغله‌کاري نتوانسته بود در برنامه حاضر شود، پيامي داد که کامران ملکي مجري برنامه آن را خواند. اين بازيگر در پيام خود نوشته است: «با قلبي آکنده از اندوه و ديدگان اشکبار بازيگر و هنرمندي را بدرقه مي‌کنيم که نام نيکش پشتوانه و اعتبار حرفه و هنر بازيگري است. بازيگر بي‌بديلي که سر زندگي و مهر پدرانه‌اش او را نه‌تنها در ميان همکاران که در دل تماشاگرانش نيز چهرهاي دوست‌داشتني ساخته بود. روزگار غريبي است که نمي‌توانيم گردهم آييم و غم از دست‌دادن عزيزانمان را با يکديگر تقسيم کنيم، امروز بزرگمرد اين حرفه سيروس گرجستاني را غريبان به خاک مي‌سپاريم، آنگونه که هزاران هموطن ما در خلوت با عزيزانشان براي هميشه وداع مي‌کنند. اما نام او، نيک‌سرشت نيک‌رفتار، تا ابد در تاريخ اين سرزمين و ميان مردمانش خواهد ماند. ضمن تسليت به بازماندگان محترم ايشان و مردم هنردوست ايران آرزوي فرا رسيدن روزهاي روشن، در فضاي تاريک و غم‌زده جهان امروز را دارم، روزهايي که بتوانيم در غم و شادي کنار هم و با عزيزانمان باشيم.»

بايد براي روزنامه تسليتي بفرستيم

افسانه بايگان ديگر هنرمند حاضر در برنامه نيز در سخناني گفت: باز اينجا دور هم شده‌ايم تا پيکر عزيزي از عزيزان اهل هنر را به خاک بسپاريم و آرزو کنيم که روح بلندش در اعلي عليين جاي بگيرد. او ادامه داد: مرحوم سروس گرجستاني از بزرگانِ افتاده‌ عارف مسلک اهل هنر و اهل بازيگري بود و سال‌هاي سال با هنرشان در دل همه مردم اين سرزمين جاي باز کردند و بسيار لبخند که بر لب‌ها نشاندند. بايگان با يادآوري دو قطعه شعر از قيصر امين‌پورو فروغ فرخزاد افزود: داستان تکراري است. تا وقتي هستيم، قدر يکديگر را بدانيم و گرنه هميشه پيش از آنکه فکر کنيم، اتفاق مي‌افتد. براي روزنامه تسليتي بفرستيم. روحشان شاد، راهشان روشن. يا علي.

آخرين نصيحت سيروس گرجستاني

در ادامه برنامه کامران ملکي به دوستي نزديک منوچهر حامدي و سيروس گرجستاني اشاره کرد و افزود: در انجمن بازيگران ايران ارتباط خوبي بين اين دو هنرمند وجود داشت. آنان خيلي به هم انس داشتند و رفقاي خيلي خوبي بودند و خيلي شگفت‌آور است که الان منوچهر حامدي آغوشش را بازکرده براي رفيق ديرينه‌اش. او با اشاره به اينکه پسران هر دو هنرمند در اين برنامه حضور دارند، از سياوش گرجستاني دعوت کرد تا سخن بگويد. سياوش گرجستاني با قدرداني از حاضران و کساني که در فضاهاي گوناگون با اين خانواده همدردي کرده‌اند، گفت: پدرهميشه شعرهايي را که برايش ارسال مي‌شد در اتاقش نصب مي‌کرد و آخرينش اين بود. آنچه از سرگذشت/ شد سرگذشت/ حيف که بي‌دقت گذشت/ اما گذشت. تا که خواستيم يک دو روزي فکر کنيم/ بر در خانه نوشتند درگذشت. او ادامه داد: من و پدرم محرم‌اسرار يکديگر بوديم و مي‌رود زيرخاک، فقط دل من مانده و صدا و حرف‌هاي پدر. سياوش گرجستاني ادامه داد: آخرين درددل پدر به روز پيش از فوتش برمي‌گردد که با مخاطبي نابينا در خيابان برخورد کرده بود و ايشان با حرف‌هايش خيلي پدر را احساسي کرده بود. وقتي به خانه بازگشت به من گفت اين همه سال هيچ چيزي برايم با ارزش‌تر از احترام از جنس رفاقت نبود. او با بيان اينکه پدرش هميشه با کلمه استاد مشکل داشته است، ادامه داد: آخرين نصيحت پدر به من اين بود که اگر مي‌خواهي در اين حرفه برايت اتفاقي بيفتد، بدان هيچ‌وقت شانس در خانه‌ را نمي‌زند. من تا امروز دويده‌ايم و توهم بايد بدوي و منتظر نشوي.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی