در علم پزشکي جراحي قلب باز روشي است که در آن جراح، قفسه سينه را بهمنظور جراحي روي قلب باز ميکند. اين عمل ميتواند براي درمان بيماريها و مشکلات مختلف قلبي مورد استفاده قرار گيرد بهواسطه عمل باز قلب بايپس با باز کردن يک مسير، جريان خون به قلب بهبود مييابد، جراح ابتدا برشي 8 تا10اينچي در قفسه سينه ايجاد ميکند و براي دسترسي به قلب تمام يا بخشي از استخوانهاي قفسه سينه را برش ميدهد. هنگامي که قلب مشاهده شد بيمار ممکن است به دستگاه بايپس قلب و ريه متصل شود که دستگاه خون را از قلب دور ميکند؛ بهطوريکه جراح بتواند عمل را انجام دهد. برخي از روشهاي تازهتر از اين دستگاه استفاده نميکنند. اکنون با آغاز بهکار کردن پارلمان يازدهم همزمان با سال پاياني دولت بسياري از نمايندگان برخلاف آنچه رئيس پارلمان در نخستين نطق پيش از دستور خويش گفته بود اين مجلس بناي تقابل با دولت را ندارد اما حالا گويا بسياري از آنها و بهويژه حلقه احمدينژاد و گروه پايداري قصد مچگيري دارند که دو هفته پيش وزير فرهنگ و ارشاد و آموزشوپرورش را در صحن بهارستان فتيلهپيچ کردند و بهتازگي در سوداي جراحي باز سياست دولت تدبير و اميدند و بر اين باور هستند که به دليل اينکه تحريمها را دولت افراطي و يکجانبهگراي دونالد ترامپ با خروج يکطرفه از برجام را مجدد اعمال کرده، سياست هستهاي و ديپلماسي وزارت خارجه دولت اشتباه بوده است که اگرچه براي اثبات اين ادعاي خويش دليل يا دلايل قانعکننده براي تنوير افکار عمومي و خواص و احزاب و قاطبه مردم جامعه ندارند و با توجيه و شعار و بلند کردن صدا که نميشود آسيبشناسي ساختاري کرد. شناخت اين نکته که هرگونه ضرورت اخلاقي از ضرورت چارهانديشي بر رنج و درد مايه ميگيرد، شبيه اتخاذ راهبرد استراتژي اقتصاد مقاومتي به پيشنهاد رهبر انقلاب براي مقابله با تحريمهاي ايالاتمتحده که در 18 ارديبهشت 97 با خروج يکجانبه خويش از معاهده بينالمللي برجام که با 6 قدرت جهان تدوين و امضا شده بود و باعث يک تروريسم تمامعيار اقتصادي و پزشکي عليه ملت نستوه و قهرمان و دولت تلاشگر و خدوم تدبير و اميد شد. با شرايط صعب و دشوار اقتصادي در خلال تورم و گراني و افزايش ضريب جيني و پايين آمدن و کوچک شدن قدرت خريد و جيب مردم آن مساله که پيشتر در بالا آمد جاي به اين ضابطه ميسپارد که بيان ميکند کمترين مقدار رنج قابل اجتناب براي همه يا به صورت کوتاهتر، رنج و درد را براي جامعه به حداقل برسانيد. اين ضابطه ساده به باور بنده ميتواند به يکي از مبادي بنيادي سياست اجتماعي و همگاني بدل شود.