بستن

صلح ليبي، دستاويز سودجويي قدرت‌هاي فرصت‌طلب

صلح ليبي، دستاويز سودجويي قدرت‌هاي فرصت‌طلب
محمدمهدی مظاهری استاد دانشگاه

ليبي از زمان برکناري معمر قذافي، ديکتاتور مخلوع، شاهد دودستگي و جنگ و ناآرامي است و دو دولت يکي در غرب (دولت وفاق ملي به رياست فائز السراج) و ديگري در شرق (به رياست خليفه حفتر) بر اين کشور سلطه دارند که هر يک تلاش دارد با شکست ديگري، کنترل کل کشور را در دست بگيرد. دولت اول از سوي سازمان ملل و ترکيه به رسميت شناخته شده و دولت شرق ليبي هم از سوي برخي کشورها از جمله روسيه، مصر و برخي ديگر از کشورهاي عربي حمايت مي‌شود. در نتيجه اين کشور بعد از تجربه ناکام انقلاب، به صحنه زورآزمايي قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي تبديل شده و شاهد يک جنگ داخلي مزمن است.علت ناکامي قدرت‌هاي مداخله‌گر در ليبي شايد در موقعيت ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک ليبي نهفته باشد؛ هر چند حدود 90 درصد از سرزمين ليبي را بيابان و صحراهاي بي‌آب و علف پوشانده، هيچ رودخانه دائمي در خاک ليبي وجود ندارد و تنها 2 درصد خاک آن کاربرد کشاورزي دارد و بنابراين بخش عمده مواد غذايي موردنياز مردم ليبي از خارج وارد مي‌شود، اما اين کشور به تعبيري بام آفريقا است و دروازه ورود به کشورهاي موسوم به ساحل آفريقا محسوب مي‌شود؛ ليبي محل تلاقي سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا و البته داراي منابع گسترده نفت و گاز است. در همين راستاست که هر اقدامي از سوي دولت‌هاي ذي‌نفع در اين کشور، با واکنش جدي کشورهاي رقيب مواجه مي‌شود که با تمام توان وارد معرکه شوند. واقعيت اين است که در سال‌هاي اخير يک «مسابقه نفوذ» گسترده در منطقه استراتژيک خاورميانه و شمال آفريقا درگرفته که هيچ يک از قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي حاضر به عقب‌ماندن و شکست در آن نيستند و هر يک مي‌کوشند با ابزارهاي مختلف، موقعيت خود را در اين مسابقه بهبود ببخشند. اين رقابت بي‌رحمانه که در قالب دخالت‌هاي نظامي و فروش تسليحات و البته به بهاي جان و مال مردم کشورهايي همچون ليبي، سوريه، افغانستان و يمن و عقب‌ماندگي آنها در جريان است در حالي صورت مي‌گيرد که رسانه‌هاي غربي و عربي در سال‌هاي اخير تنها فعاليت‌هاي منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران را به‌عنوان سيبل تبليغاتي خويش برگزيده‌اند، همواره کشورمان را به توسعه‌طلبي و تلاش براي گسترش نفوذ منطقه‌اي متهم مي‌کنند و مي‌کوشند با فشار تحريم و قطعنامه‌هاي متعدد ايران را متوقف کنند و چشم خود را بر اقدامات ضد بشري و مخالف حقوق بين‌الملل کشورهاي همسو با خود بسته‌اند. در حال حاضر مساله ليبي و دليل طولاني شدن جنگ داخلي در اين کشور تنها اختلاف‌نظر گروه‌هاي داخلي نيست، بلکه اشتهاي سيري‌ناپذير قدرت‌هاي متوسط و بزرگ براي پيدا کردن جاي پايي در اين کشور بحران‌زده و بي‌ثبات است. اين کشور نيز همچون سوريه، افغانستان و يمن درگير بازي‌هاي سياسي نيابتي براي پيروزي در «مسابقه نفوذ» شده است که متاسفانه چشم‌انداز صلح و ثبات در اين کشور را تيره و تار کرده است. در چنين شرايطي و براي کاستن از ويراني بيشتر زيرساخت‌هاي اين کشور، توافق فراگير گروه‌هاي ليبيايي ملي‌گرا که تنها دغدغه تامين منافع ملي کشورشان از طريق پتانسيل‌هاي داخلي را داشته باشند يا يک سازمان ملل قوي‌تر که بتواند جلوي مداخلات نظامي کشورهاي منطقه را بگيرد و با استقرار نيروهايش مانع ورود گروه‌هاي شبه‌نظامي و تسليحات به ليبي شود، تنها راه‌حل‌هاي موجود براي پايان اين جنگ داخلي مزمن هستند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی