از آنجايي که ادبيات نقش بسيار بسيار بسيار مهمي در زندگي هرکس دارد و مطالعه آثار مکتوب داخلي و خارجي به رشد و تعالي مغز انسان کمک ميکند(چه خفن!) قصد داريم يک روزهايي اخبار را به ابياتي از شاعران کشورمان پيوند بزنيم تا هم چند بيتي شعر بخوانيم و هم در جريان دستهگلهاي آن روز قرار بگيريم!
از سر کوي تو هر کو به ملالت برود/ نرود کارش و آخر به خجالت برود
حافظ در اين بيت اشاره کاملا مستقيمي به صحبتهاي روز گذشته حسن روحاني رئيسجمهوري که چند قرن پس از او به مسند رياستجمهوري ميرسد، داشته است.چون امروز در کنفرانس خبري جناب رئيسجمهور با قدرت و صراحت خاص گفتهاند: از پانزدهم تير استفاده از ماسک الزامي ميشود! احتمالا ايشان خبر دارند که کرونا تا پانزدهم تور چهار شب و سه روز آنتاليا گرفته و برنميگردد و از آنجايي که مردم هم بر اين باورند که زدن ماسک حتي اندازه شمبليله که در کانال تلگرامي پروفسور سميعي به عنوان داروي قطعي درمان کرونا، فايده ندارد! تلاش بر اين است که کرونا بدون رعايت پروتکلهاي بهداشتي، «آخر به خجالت برود!».
گفتي سر تو بسته فتراک ما شود/ سهل است اگر تو زحمت اين بار ميکشي
حافظ در اين بيت اشاره به اين خبر داشته که 60 درصد سرقتهاي خودرويي سال گذشته را پرايد به خودش اختصاص داده است. اين شاعر بزرگ کشورمان با اشاره به سهل است اگر تو زحمت اين بار ميکشي، اشاره به خودروسازان عزيز داشته که سيستم امنيتي خودروها را در حد درشکه و کلنگ طراحي کردهاند و دزديدن مرغ در حال حاضر بسيار دشوارتر از دزديدن خودروهاي داخلي است، چون لااقل مرغ خودش ميتواند فرار کند و يک سر و صدايي به پا کند، خودرو چه؟!
که پرورده مرغ باشد به کوه/ نشاني شده در ميان گروه
فردوسي يکي ديگر از شاعران بزرگ کشورمان همانطور که از ميدانش هم پيداست، توي کار اقتصاد و مسائل مالي و پولي بوده است. البته در مولوي هم مرغ و خروس و همهجور جک و جانور پيدا ميشود، اما در مورد قيمت اين عزيزان، فقط فردوسي صاحبنظر است. او در اين بيت از شاهنامه اشاره ريزي به افزايش قيمت مرغ و رسيدن آن به مرز کيلويي 20 هزار تومان داشته است. اما به تخممرغ اشاره خاصي نکرده است، چون احتمالا بر اين باور بوده که اول مرغ بود و بعد تخممرغ! منتهي زمان گران شدن، هر دوي اينها با هم گران ميشوند که ابهامي باقي نماند. هرچند با اين افزايش قيمت، تخممرغ که سهل است ما پر مرغ هم گيرمان نميآيد و با اشاره به «نشاني شده در ميان گروه» اشاره دارد که مردم اين روزها آدرس جايي که مرغ يخزده را در آنجا بفروشند از يکديگر سوال ميکنند.
گر بزان شهر با من تاختند/ من ندانستم چه تنبل ساختند؟
رودکي که در کمال تعجب تنها اسم يک خيابان و ايستگاه مترو نيست هم يکي از شعراي کشورمان بوده است.او در اين بيت اشاره به صحبتهاي سازمان امداد و نجات داشته که گفته: «برخي از کوهنوردان وقتي به بالاي کوه ميرسند به خاطر تنبلي خودشان را به مريضي ميزنند تا با هليکوپتر آنها را پايين بياوريم».
رودکي در مصراع دوم اشاره به همين مساله دارد، که کسي که از خواب نازنين خودش در روز تعطيل ميزند و به بالاي کوه ميرود، چرا نبايد خودش پايين بيايد؟ در عين حال ما که اين همه هليکوپتر دست به خدمت(حالا!) در کشور داريم، چرا براي نجات جنگلها و خاموش کردن زاگرس به کمک نميروند؟ چون آنجا گرم است؟ دور است؟ جنگل چيه؟ ماجرا از چه قرار است؟ چون رودکي هم اشارهاي به اين مساله نداشته و کاملا تک بعدي همه چيز را گردن تنبلي مردم انداخته است.
در جهان جاي او حجيم بود
اوحدي در اين مصراع اشارهاي به صحبتهاي معاون وزير ورزش که گفته اگر پاورليفتينگ باعث حجيمسازي عضلات شود با آن مخالفيم، داشته است. اين خبر البته با طرح خانههاي 25 متري مرتبط است، چون اگر قرار باشد همه حجيم شويم که در اين خانهها جا نميشويم. نهايتا بتوانيم اندازه زنبورعسل شويم تا داخل کندو جايمان شود. اوحدي هم همين نظر را داشته، اتفاقا دولت و شهرداري و مجلس هم همين نظر را دارند. لطفا در جهان جايتان حجيم نباشد!