بستن

آيا توصيه‌هاي شعارزده گره‌گشاي شرايط است؟

آيا توصيه‌هاي شعارزده گره‌گشاي شرايط است؟

توصيه‌ها به دولت براي عمل به وعده‌هاي انتخاباتي گرچه اقدام مورد انتظار و قابل‌قبول از ديگر قوا و نهادهاست، اما زماني که اين توصيه‌ها با ناديده گرفتن اقدامات دولت و شرايط حاکم، گرفتار شعارزدگي شوند، نه‌تنها در روند بهبود موثر نيستند بلکه چالش تازه اين روند هم محسوب مي‌شوند. روساي کميسيون‌هاي دوازده‌گانه مجلس روز جمعه ششم تيرماه در نامه‌اي به رئيس‌جمهوري ضمن بيان برخي از مشکلات اقتصادي موجود در جامعه، انتظارات خود را هم از قوه مجريه در سال پاياني فعاليت آن مطرح کرده‌اند. در اين نامه گرچه به انواع ناملايمات و تغييرات مکرر اقتصادي اشاره شده است، اما راهکار ملموسي براي کاستن از حجم اين ناملايمات مطرح نيست. در بررسي اين نامه اگر آن را به چهار قسمت تقسيم کنيم، مي‌توان گفت در بند اول نمايندگان متذکر شده‌اند که بر حسب وظيفه قانوني خود اين نامه را به رشته تحرير درآورده‌اند. در بند دوم و سوم مشکلات موجود در کشور را خبررساني کرده و در بندهاي آخر قوه مجريه را دعوت به تغيير روش کرده‌اند. توصيه‌اي که با توجه به اقدامات و دستاوردهاي دولت تدبير و اميد دست‌کم در پنج سال نخست فعاليت آن و نيز با توجه به اينکه مبناي توصيه‌ها به شعار بيشتر آغشته است تا واقعيات، در تاثير چنين اقداماتي بر بهتر شدن شرايط کشور ترديدهايي ايجاد مي‌شود.

دولت از کدام مسير بازگردد؟

اگر اقدامات و تصميمات و در کل کارنامه هفت ساله دولت تدبير و اميد را به دو بازه زماني 92 تا 97 و 97 تا 99 تقسيم کنيم، شايد پرسش بعدي از نمايندگان نويسنده نامه اين باشد که به‌طور دقيق دولت از کدام‌يک از اين روندها بايد بازگردد؟ اگر منظور بازه زماني دوره نخست و روزهاي پيش و پس از اجراي برجام است که تصميم براي انعقاد اين قرارداد گرچه پيشنهاد دولت بوده اما پس از قبول و حمايت همه تصميم‌گيران نظام به نتيجه رسيده و رئيس همين مجلس تازه يعني محمدباقر قاليباف درباره آن گفته بود: «برجام به‌طور کلي و بدون‌شک، موفقيت بزرگي است. بنده هم به سهم خودم هر جا که فرصتي شد و دستي بر قلم بردم، سعي کردم از دستگاه ديپلماسي قدرشناسي کنم». با انعقاد اين توافق هم حجم عظيمي از سرمايه‌هاي خارجي، شرکت‌ها و هلدينگ‌هاي بزرگ در صنايع، نفت، پتروشيمي وارد ايران شدند و بسياري از منابع بلوکه شده جمهوري اسلامي ايران آزاد شد. بر اساس اعلام صندوق بين‌المللي پول «خيز رشد اقتصادي» پس از عملياتي شدن برجام کليد ‌خورد و در سال 95 به 4 تا 5/5 درصد رسيد. پس اگر منظور نمايندگان مجلس از تغيير روند مربوط به رويه بازه نخست باشد، بازگشت از آن چندان معقول نخواهد بود. اما اگر پيشنهاد بازگشت از رويه اداره کشور از سال 97 تاکنون، مورد‌نظر نمايندگان باشد گرچه با توجه به دشواري‌هاي کشور به نسبت ملموس‌تر است اما بازهم نکاتي فراموش شده در خود دارد: ترامپ رئيس‌جمهور نامتعارف آمريکا ارديبهشت 97 از برجام خارج شد و نه‌تنها تحريم‌هاي هسته‌اي را عليه دولت و ملت ايران اعمال کرد؛ بلکه با تهديد و ارعاب مانع از همکاري ساير کشورها و شرکت‌ها با ايران شد. انتظار مي‌رود منتقدان دولت که اکنون برخي از آنان در جايگاه نمايندگي و روساي کميسيون‌ها قرار گرفته‌اند، از اين اقدام دولت حمايت کنند. در هر صورت ايران در مقابل سياست فشار حداکثري راهکار مقاومت حداکثري را انتخاب کرده است و اين امر نيازمند درک شرايط از سوي همه ارکان قدرت است. ترور سردار سپهبد قاسم سليماني و شهادت ايشان، به دنبال آن حمله موشکي به عين‌الاسد در آن روزها، به اتفاق تلخ ساقط شدن هواپيماي اوکرايني منجر شد؛ اتفاقي که هنوز هم بخشي از توان و ظرفيت نظام مديريت کشور را به خود مشغول کرده و اگر دولت تدبير لازم را نکند همين مساله مي‌تواند به عنوان ابزار فشار عليه ملت ايران به شمار برود. شيوع بليه جهاني کرونا هم از ماه‌هاي پاياني سال گذشته همه توان کشور را معطوف به خود کرده است. با وجود اين شرايط دولت تمام توان و تمرکز خود را براي اداره کشور به کار گرفته است. گرچه نمي‌توان منکر نواقص موجود بود؛ اما هنر دولت روحاني برخلاف سلف خود اداره کشور با درآمدهاي نفتي صفر و تحريم‌هاي هدفمندي بود که امکان دور زدن آنها ديگر مانند دولت‌هاي قبل نيست. بازگشت از اين رويه سخت از سوي دولت در حالي که چاره‌اي جز مقاومت ندارد، نمي‌تواند چندان به نفع کشور و مردم تمام شود.

ايستادن بر آرمان با مبناي واقعيات

نمايندگان در بخش پاياني نامه خود به رئيس‌جمهوري يادآور شده‌اند که پاي آرمان‌هاي و انقلابي‌گري خود ايستاده‌اند. اينکه نمايندگان مجلس به عنوان وکلاي ملت بر سر پيمان خود ايستادگي کنند موضوع مسرت‌بخشي است اما تا زماني که اين ايستادگي و آرمان‌گرايي سر به آسمان بلند شعارهاي دلفريب نسايد و پايي هم در عالم واقعيات موجود داشته باشد. واقعياتي از جنس تحريم و کرونا، واقعياتي از جنس اقتصاد بيمار ايران که تا زماني که زمامش را در دست نگيري نمي‌تواني درباره آن سخن بگويي. آرمان‌خواهي آغشته به شعار در خوش‌بينانه‌ترين حالتي که آلوده به سياست‌زدگي نشود، فقط براي تريبون‌ها و نامه‌ها زيباست و در بدبينانه‌ترين حالت اگر در تداوم رقابت‌هاي انتخاباتي باشد نه‌تنها يار شاطر حل معضلات نخواهد بود؛ بلکه بار خاطر براي دولتي است که به‌اندازه کافي در مسير اداره کشور گرفتاري دارد. در بخش ديگري از اين نامه، روساي کميسيون‌هاي مجلس از دولت مي‌خواهند مشي سابق با مجلس سابق را کنار بگذارد. شايد از اين نامه اين تداعي در ذهن مخاطب ايجاد شود که دولت را با مجلس سابق عهد اخوتي بود؛ که نبود و گواه آن هم سه هزار و 85 سوال و 10 مورد استيضاح وزراي دولت از سوي نمايندگان مجلس دهم است. دولت تدبير و اميد به اين دليل دوبار از سوي مردم مورد انتخاب واقع شد که مسير درستي براي اداره کشور انتخاب کرد و به دور از عوام‌فريبي‌هاي پيشين و متکي بر درآمدهاي ميليارد دلاري، تلاش کرد با واقعيات موجود جامعه را اداره کند. هرچند جهان و روابط بين‌الملل و ظهور بازيگر غيرمتعارفي مانند ترامپ با اين حجم از رفتارهاي عجيب و غريب، قابل پيش‌بيني نبود و دولت روحاني از آن ضربه خورد اما بازگشت به مسيري که جز شعارزدگي راهکار ديگر در آن قابل رويت و ملموس نيست، کشور را از چاله مشکلات به چاه انزوا مي‌کشاند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی