بستن

دکتر عارف و نوع سياست‌ورزي‌اش!

دکتر عارف


و نوع سياست‌ورزي‌اش!
احمد زیدآبادی فعال سیاسی

استعفاي دکتر محمدرضا عارف از رياست شوراي سياستگذاري اصلاح‌طلبان شايد براي برخي فعالان سياسي خبر خوشحال کننده‌اي باشد اما از نگاه من، اين استعفاء صرفا فرصتي است براي مرور مشکلات و تناقضات نوعي سياست‌ورزي که امثال وي در فضاي سياسي ايران دنبال مي‌کنند. عارف ظاهرا خود را در حوزه مديريت اجرايي توانا مي‌بيند و بنا به سابقه‌اش بيراه نيز نمي‌انديشد. او در منصب رياست دانشگاه تهران و وزارت پست و تلگراف و تلفن چندان بد عمل نکرد و در مقام معاون اول رياست جمهوري در دولت اصلاحات نيز کارنامه‌اش حداقل با سلف‌اش يعني مرحوم حسن حبيبي فاصله معناداري داشت. بنابراين، عارف در مقام يک بروکرات يا حتي تکنوکرات شايسته احترام است و دليلي براي بي‌احترامي به او وجود ندارد. عارف اما در سال‌هاي اخير عملا به آماج سهل و بي‌هزينه انواع حملات و حتي توهين‌هاي بخش بزرگي از فعالان اصلاح‌طلب تبديل شده است به‌طوري که گويي او مسبب تمام يا اغلب گرفتاري‌هايي است که اصلاح‌طلبان به آن دچار شده‌اند! البته مي‌توان بلندپروازي‌هاي عارف را براي ايفاي نقش سطح اول در صحنه سياست ايران، دليل اصلي نشستن خواسته يا ناخواسته‌اش بر سيبل حملات و تهاجمات بخشي از اصلاح‌طلبان دانست، بلندپروازي‌هايي که با نامزدي‌اش در انتخابات رياست جمهوري سال 92 آغاز شد و با رهبري فراکسيون اميد در مجلس دهم استمرار يافت و احتمالا با نامزدي مجدد در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ادامه مي‌يابد. عارف ظاهرا بر اين تصور است که بدون برانگيختن حساسيت نهادهاي متنفذ و قدرتمند و از طريق گفت‌وگو و متقاعد کردن آنان، مي‌توان راهي به سمت بهبود فضاي حکمراني در ايران گشود و اوضاع را تا اندازه‌اي تلطيف کرد. روحيه گريز از نزاع و ستيز او که حتي از روحيه همشهري‌اش سيد محمد خاتمي نيز سبق برده است، با همين نوع طرز فکر سازگار است. طبعا آدم مأخوذ به حيا و اغلب آرامي چون عارف، چندان ميانه‌اي با داد و فريادهاي علني ندارد و آن را کارساز هم نمي‌بيند. با داد و فرياد البته اغلب کاري از پيش نمي‌رود، اما با شيوه عارف اصلا پيش نرفته است! در حقيقت، جناح اصولگرا حتي يک امتياز هم به عارف نداد تا او بتواند مخاطبان خود را نسبت به کارآمدي شيوه خود متقاعد کند. آنها مثلا مي‌توانستند به درخواست عارف براي رفع حصر سه چهره محصور پاسخ مثبت دهند تا او در بحث با ساير اصلاح‌طلبان، حداقل دستاوردي براي عرضه داشته باشد، اما کوچکترين امتيازي از او دريغ شد. مماشات بي‌‌‌حد و مرز هنگامي که نتيجه ملموسي در بر نداشته باشد، در عالم سياست موجب بدنامي مي‌شود و راه را بر طرح هر تهمت و افترايي مي‌گشايد و اين بليه‌اي است که عارف به آن گرفتار شده است. با اين همه، معرفي عارف به‌عنوان عامل شکست و ناکامي اصلاح‌طلبان نوعي گريز از اعتراف به واقعيت وجودي اصلاح‌طلبان است. به فرض اگر عارف چند نطق تند و تيز هم در صحن مجلس مي‌کرد، گره‌اي از کار کشور و موقعيت رو به افول اصلاح‌طلبان گشوده نمي‌شد. با اين حال، چنين اقدامي مي‌توانست به لحاظ شخصي به کمک عارف آيد و نامش را به‌عنوان چهره‌اي فريادگر بر سر زبان بخشي از جامعه ‌اندازد، اما چنين حرکتي به نوبه خود روابط عارف را با اصولگرايان به کلي شکرآب مي‌کرد و عملا شيوه تعاملي مورد علاقه او را به باد فنا مي‌داد! بنابراين از هر جهت که بنگريم نوعي تناقض در کار او ظهور و بروز مي‌کرد. نهايتا مي‌توان از عارف پرسيد که چرا حرفه دانشگاهي همراه با تاثير و احترام خود را رها کرد و به عرصه سياست پيچيده و بي‌قاعده‌اي پا گذاشت که هم حرمت‌اش توسط برخي محافل شکسته شود و هم کمترين کاري از پيش نبرَد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی