ما ملت هميشه معترض هستيم، يعني به همه چيز اعتراض داريم. به زمين، به آسمان، به ترافيک، به دولت، به شلنگ، به سلبريتي، به آب کرفس، به هندزفري، به حقوق بشر، به کارلوس کيروش، به خشکسالي و... . کلا به وضعيت موجود اگر هم خودمان باعث و بانياش باشيم، باز هم معترض هستيم.
مهم اين است که هر چيزي يا هر کسي که باعث اعتراض ما شده، خيلي غلط زيادي کرده و حتما تا فردا صبح بايد سه بار خودش براي خودش سبيل آتشين بکشد و دو بار هم انگشت پايش را به پايه مبل بکوبد تا ديگر از اين غلطهاي اضافي نکند.
متاسفانه از آنجايي که نميدانم چه اتفاقي افتاده که 80 ميليون معترض داخل يک گربه جا شدهايم، هميشه معترض بالاي معترض بسيار است و اگر شما به چيزي اعتراض کنيد، ديگران از شما معترضتر شده و گاهي شما مجبور ميشويد از کسي که هشت سال برخلاف ميل باطنياش رئيسجمهورتان بوده بابت وضعيت سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي فعلي مملکت، عذرخواهي کنيد.
کسي با راي مردم به مجلس يا دولت ميرود اما پس از مدتي از مردم نسبت به وضعيت کشور شاکيتر شده و در نهايت مردم خطاب به او ميگويند خون خودش را کثيف نکند و مردم بهزودي مشکلات را حل کرده و ناراحتي ايشان را از دلشان درميآورند.
ممکن است متوجه نشويد که اعتراض چه فرد يا کدام گروه واقعي است، اصولا کسي که بلندگو در دست دارد يا ناخنش بلندتر است يا دستش سنگينتر است يا دوربين بيشتر و باکيفيتتري براي ضبط ويدئو دارد، فالوئرهاي اينستاگرامش بيشتر هستند، نسبت به بقيه حق بيشتري دارد. اصلا الان همه نارضايتيشان را در فضاي مجازي بروز ميدهند.
گاهي اوقات معترضها کمپين راه مياندازند. کمپين چيزي است که مسئولان به کمک آن حتما تلاش ميکنند ثابت کنند شما اشتباه کردهايد که معترض شدهايد، چون اشتباه کردهايد. پس فراموش نکنيد هر کمپيني که خصوصا در آن سوالي هم مطرح شود، در نهايت به شنيدن جديدترين جوکهاي سياسي از جانب مديران ارشد کشور که بايد مشکلات مملکت را حل کنند اما به جاي آن، مشغول خنداندن مردم هستند، ختم ميشود.
البته عصبي بودن ما در فضاي مجازي کلا پاياني ندارد. مثلا برخي فکر ميکردند بسته شدن صفحه تتلو آغازي خواهد بود براي پايان دادن به فحاشيهاي مجازي که اينچنين نشد. چون مدتهاست وقتي اپليکيشن اينستاگرام را باز ميکنم حداقل سه فحش جديد ياد ميگيريم. مثلا به صفحه بازيگران تشريف ببريد و کامنتها را بخوانيد، انگار وسط چاله ميدان هستيد.
پدرم مدتي است که در اينستاگرام فعال شده و هر زمان که عينک ميزند و نگاهش را به صفحه موبايلش مياندازد يا نوچ نوچ ميکند، يا چشمانش گرد ميشود و ميگويد: «اي بيادبا!».
جالب است تمام اين افراد فحاش و فحشنده، در قسمت معرفي خودشان شعري از حافظ و سعدي يا سخن بزرگاني چون حسين پناهي و آرتور ميلر و چخوف گذاشتهاند. حتي برخي نوشتهاند توهين مساوي است با بلاک. اما در صفحههاي ديگران اين حق را دارند که از الف تا گاف، هرچه فحش در دنيا هست را يک چيزي رويش بگذارند و به ديگران بگويند.
اگر هنرمندي اظهارنظر نکند ميگويند: «چيه؟! چقدر بهت دادن زيپ دهنت رو ببندي؟!» اگر اظهارنظر نکند، ميگويند: «چقدر بهت دادن بياي ماله بکشي؟!» يعني شما نميتوانيد حرف بزنيم، همرمان نميتوانيد حرف هم نزنيد، به هرحال متهم هستيم.
ما که طنز نويسيم و هيچکاره، روزي سهتا فحش ميخوريم، واي به حال کساني که معروف يا اصطلاحا سلبريتي هستند. اي کاش فکري کنيم تا روزي نرسد که با شعار «هر ايراني، سه فحش!» برسيم و به جاي احوالپرسي شوخيهاي ناجور بکنيم.