در چند وقت اخير موضوعات کشته شدن تعدادي از اتباع غيرمجاز درحالي باعث شده که برخي از مردم افغانستان در مقابل سفارت کشورمان اعتراض کنند و به آن سنگ بزنند که ما سالانه پذيراي حداقل سه ميليون اتباع افغان هستيم و آنها بسياري از مشاغل ايراني را اشغال ميکنند. هرچند که مهماننوازي ايرانيان باعث اين اتفاق ميشود که آنها در کشور ما زندگي و حتي ازدواج و بچهدار شوند، اما هيچ کشوري مانند ايران با اين حجم از اتباع بيگانه و غيرمجاز کشورهاي همسايهاش برخورد محترمانهاي ندارد، اما اگر در حوادثي تعدادي از اتباع که توسط قاچاقبرها و خودروهاي «شوتي» جابهجا ميشوند، جانشان را از دست بدهند، مردم همان کشور ما را بههزار موضوع مختلف متهم ميکنند. بيترديد سنگ و توهين، پاسخي به رسم بهجا آوردن مهماننوازي ايرانيان از اتباع کشورهاي همسايه در طول تاريخ و در چهار دهه گذشته نيست. چطور زمانيکه پليس کشورهاي اروپايي، زن و بچههاي اتباع و پناهجويان کشورهاي ديگر را در رودخانهها غرق ميکنند، کسي به اين موضوع اعتراض نميکند، اما براي اتفاقاتي که در مرزهاي کشور ما رخ ميدهد، ايرانيان را به هزار گناه کرده و ناکرده متهم ميکنند؟ اين درحالياست که در چنددهه گذشته حضور اتباع بيگانه بهويژه افاغنه و پاکستانيها مسائل مختلفي را براي ايران پديد ميآورد که يکي از مهمترين آنها مساله اشتغال است. امروز افغانها در زمينه کارگري و در سطح کشور فعاليت ميکنند و با حضور آنها ظرفيتهاي فراوان کاري را از دست دادهايم، زيرا آنها به عنوان کارگر در بخشهاي مختلف خدمات شهري و کارگري مشغول به فعاليت هستند. از نظر اشتغال در کشور دچار آسيبهاي فراواني هستند و در عينحال تعداد زياد اين کارگران نيز قابلتوجه و مشهود است. بنابراين اساسا وجود اين افراد در سطح جامعه نوعي تهديد محسوب ميشود. افغانستانيها امروز بهراحتي با مجوز يا به صورت قاچاق وارد کشور ميشوند و بسياري از مشکلات اجتماعي مانند حمل يا قاچاق و فروش موادمخدر توسط برخي از اين افراد که تبعه کشور ما محسوب نميشوند به وجود ميآيد. از معضلات ديگر مورد اشاره مساله ازدواج اين اتباع است که خود مساله پيچيده اجتماعي را بهوجود آورده است. متاسفانه اين افراد به ايرانيان دختر ميدهند يا از ميان آنها همسر اختيار ميکنند و در نهايت از زوجه خود صاحب فرزند ميشوند، اما اين ازدواج از نظر قانوني پر از ايراد است و مرجعيت قانوني در کشور ندارد. بنابراين بايد با آنها برخورد و از اينگونه ازدواجها جلوگيري کرد. خوشبختانه مشکل هويتي فرزندان آنها با کمک دولت و مجلس برطرف شد، اما امروز حدود 500 هزار دانشآموز افغانستاني در کشور داريم که دولت ايران به آنها خدمات رساني ميکند و مانند دانشآموزان ايراني به آنها آموزش ميدهد. خدماتدهي به آنها به نوعي براي آموزش و پرورش هزينه مضاعف است، اما اقداماتي لازم و موردنياز است. در واقع در صورت بيسوادي اين افراد مسائل اجتماعي بيشتري گريبان ما را ميگيرد. هرچند وجود اتباع بيگانه با سواد يا بي سواد براي کشور آسيبزننده است، زيرا اين افراد دلسوزي براي اين کشور ندارند و ريشه قديمي در اين خاک ندارند. بخشي از کودکان کار را اتباع بيگانه افغانستاني تشکيل ميدهند، اما علاوه بر آنها کودکان کار از ميان همشهريان و کودکان کار کشور ايران نيز هستند امروز مساله کودک کار يکي از آسيبها و معضلات اجتماعي و مزيد بر علت مساله وجود اتباع بيگانه در کشور هستند. متاسفانه تعداد اين کودکان کم نيست و ساماندهي و جمعآوري اين کودکان نيرويانتظامي، سازمان بهزيستي و شهرداري ها بايد با يکديگر همکاري کنند، زيرا اين سازمانها مامور ساماندهي و جمع آوري اين افراد در کلانشهرها هستند. اين افراد امروز معضل و مشکل اصلي در بسياري از شهرهاي کشور و در خيابانها و چهارراهها شدهاند، زيرا اين کودکان براي فروش اقلام مختلف و پاک کردن شيشههاي خودروها وارد خيابان ميشوند و در برخي موارد با خودروهاي عبوري تصادف کرده و صدمه ميبينند يا معلوليت پيدا ميکنند.