بستن

قربان صدقه‌ رفتن‌ پرستاران از ترس بود کتک زدن‌تان نشانه چیست؟‌

قربان صدقه‌ رفتن‌ پرستاران از ترس بود
 کتک زدن‌تان نشانه چیست؟‌
وحید استرون روزنامه نگار

شايد هنوز نپذيرفته‌ايم که ارمغان پاندومي کرونا براي مردم جهان ترس و مرگ بود. از زماني‌که اين ويروس به مرزهاي سلامت ايران حمله‌ور شد و تعداد بسياري از مردم کشور را مبتلا کرد، زمان طولاني نمي‌گذرد، در حاليکه ايران هنوز با اين واقعيت تلخ دست و پنجه نرم مي‌کند. به ياد داريم که در اواسط اسفند پارسال، نيمي از ارتش سپيد پوشان حوزه سلامت از ترس ابتلا به اين ويروس، عطاي وعده و وعيدهاي تغيير وضعيت از قراردادي به استخدام را به لقايش بخشيدند و جانشان را برداشتند و از بيمارستان‌ها رفتند. در اين شرايط نيم ديگر از پرستاران و کادر درماني در قالب مبارزان خط مقدم نبرد با کرونا با کمترين سلاح محافظ به جنگ اين ويروس رفتند و بسياري در اين نبرد نابرابر يا مبتلا شدند، يا افسرده و برخي ديگر نيز «شهيد سلامت» لقب گرفتند. در ابتدا وضعيت نگران کننده بود و خبرهاي خوبي از بيمارستان‌ها نمي‌رسيد، حجم بيماران هر روز افزايش پيدا مي‌کرد و در زماني‌که شرايط به ‌گونه‌اي پيش مي‌رفت که ممکن بود کادر درماني تسليم کرونا شود، کمپين رقص و شادي پرستاران به‌راه افتاد. اينبار سپيد پوشان براي حفظ روحيه جامعه پايکوبي مي‌کردند، در حالي‌که کرونا از لابه‌لاي تخت‌هاي بيمارستاني متعجب به آنها خيره شده بود، اما آنها براي افزايش روحيه‌ خود و مردمي که از افزايش تعداد مبتلايان حسابي ترسيده‌ بودند، مي‌رقصيدند. در اين ميان مردم نيز که تنها حامي‌ خود را سربازان سپيد‌پوش خط مقدم مبارزه با کرونا مي‌ديدند، دائم در شبکه‌هاي اجتماعي، قربان صدقه‌شان مي‌رفتند و از زحمات آنها تقدير مي‌کردند. آنها مي‌دانستند که اگر پرستاران و کادر درماني در اين شرايط از زير کار و مسئوليت‌‌شان شانه خالي کنند، ويروس جان هزاران نفر را بيشتر از آمارهاي رسمي خواهد گرفت. اما حالا بعد از گذشت فقط 90 روز، ظاهرا همه آن روزهاي سخت و نفس‌گير فراموش شده، درست مثل فاصله‌گذاري و مسئوليت‌هاي اجتماعي‌مان در قبال شيوع کرونا و ترددهايمان در شهر. صورتِ زخمي و خون آلودِ محمد ابوترابي، کادر بيمارستاني امام خميني (ره) پيرانشهر‌ نه به‌دليل جاي ماسک روي صورتش بود و نه عرق خستگي، او توسط همين مردم و همراهان يک بيمار مبتلا به کرونا مورد ضرب و شتم قرار گرفت و تلخ‌ترين تصوير را بعد از انتشار و اعتراف مسئولان به افسردگي پرستاراني که با همه مشقت‌ها و سختي‌هايي که در اين راه مي‌کشيدند اما بيمارانشان فوت مي‌کردند، را خلق نمود؛ آنقدر تلخ و نااميد کننده که هيچ منطقي براي اين اتفاق نمي‌توان متصور بود، حتي مرگ عزيزي در جلوي چشم همراهان و بستگانش. ظاهرا امروزه روز برخي از آن طرف بوم افتاده‌اند و فراموش کردند که اگر امثال محمد ابوترابي نبودند، حالا خود آنها که در بيمارستان چاقو به دست مي‌گيرند، با اين ويروس در محلي ترسناک‌تر مي‌جنگيدند. برکسي پوشيده نيست که کرونا آستانه تحمل مردم را کاهش داده و بسياري از مردم اين روزها با اختلالات رواني دست و پنجه نرم مي‌کنند، اما سوال جامعه از آنهايي که کادر درماني بيمارستان امام خميني را کتک زده‌اند، اين است که آن قربان صدقه‌ رفتن‌تان در اسفندماه چه بود و اين کتک زدن‌‌تان نشانه چيست؟‌ شايد پاسخش شفاف باشد و در آن زمان همين افراد، پناه ديگري به‌جز پرستاران و کادر درماني پيش روي خود نمي‌ديدند، آنها مي‌دانستند که اگر کادر درماني بيمارستان‌ها از مسئوليت‌شان شانه خالي کنند، راهي به‌جز خوابيدن در گودال دو متري پر از آهک پيش روي‌شان نيست،‌ بايد از کساني که پاسخ فداکاري‌هاي امثال محمد ابوترابي را با مشت و لگد و چاقو دادند، پرسيد که تا به‌حال جرات کرده‌ايد به عزيز از دست رفته‌تان که مبتلا به کرونا بود، دست بزنيد يا بغلش کنيد؟‌ تا به‌حال به اتاق‌هاي ايزوله رفته‌ايد تا ترس از ابتلا به بيماري و تب بالاي 40 درجه‌‌اش، فحاشي و چاقو کشيدن را از يادتان ببرد. بي‌شک امثال ابوترابي در اين کشور کم نيستند و موضوعي که جاي نگراني دارد تشديد ضرب و شتم مبارزان خط مقدم کروناست و بايد وزارت بهداشت به اين چالش جدي و نوظهور در ايام شيوع کرونا ورود پيدا کند، چون تداوم اين شرايط و موارد مشابه بعدي مي‌تواند نيم ديگري از پرستاران را از بيمارستان‌ها فراري دهد و اين بار وعده‌هاي بي‌سرانجام استخدام و پرداخت مطالبات نمي‌تواند پاسخ‌گوي دل شکسته آنها و جسم خسته‌شان بعد از 130 روز فعاليت سخت و طاقت فرسا باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی