در يک صبح بهاري، مشکل ارتباطي ميان التهابات بازار ارز و ريشههاي اقتصادي حل شده و همه با خوبي و خوشي سر خانه و زندگيشان خواهند رفت.
در يک صبح بهاري، بالاخره اين همه شتاب در عقب رفتگي، موثر واقع شده و ما به زمان دايناسورها ميرسيم تا قهرمانانه از به انقراض رفتن اين گونه دوستداشتني جلوگيري کنيم.
در يک صبح بهاري، ما متمدنها اتاق مذاکره را با باشگاه مشتزني اشتباه نگرفته و در و ديوارش را با خاک يکسان نميکنيم و آن را به آتش نميکشيم.
در يک صبح بهاري، معناي مسئوليت را کامل و با رعايت تمامجوانب آموزش ديده و ديگر طلبکار ملت هميشه در صف نخواهيم بود.
در يک صبح بهاري، ما آيکيو برتران، کمتر در تريبون عمومي مردم، به آنها توهين کرده و تفاوت صد دلاري با دسته جارو را با رسم دقيق شکل به تمام آيکيو فرودستان توضيح دهيم.
در يک صبح بهاري، باور ميکنيم که افزايش قيمت دلار حتي روي خريد يک عدد... در واقع يک عدد از همه چيز! تاثير ميگذارد.
در يک صبح بهاري، ويروس کرونا را به رسميت شناخته و به او اجازه ميدهيم سازمان خودش را تشکيل دهد. (تمامي زيرساختها براي نيل به اين هدف، طراحي شده و در حال اجراست).
در يک صبح بهاري، بزرگان سينماي تجاري از اوج تصورات خود پائين آمده و فيلمهاي پرکيفيت! خود را در راستاي ارتقاي نابودي فرهنگ، بدون منت و به مدت پنج ماه به صورت تعليقي، اکران خواهند کرد.
در يک صبح بهاري، به جاي طي کردن هفتتپه براي رسيدن به نيشکر، ملت عشق ميخوانيم و ديگر نگران هزينهها نخواهيم بود، چرا که قطعا با قوانين چهلگانه آن، به رستگاري رسيدهايم.
و در يک صبح خيلي خاص بهاري، ما شاهد ترکيدن تمامي حبابها بوده و سوار بر بالهاي رشد اقتصادي پرواز کرده و به سياهچالههاي انتهايي کهکشان راه شيري پناه خواهيم برد!