در کشورمان به اهميت زمان توجه لازم صورت نميگيرد و ملاحظه ميشود که نهتنها تعطيليها زياد است، بلکه معمولا بين دو تعطيلي هم تعطيل اعلام ميشود. موضوع بسيار مهم اينکه، همه به زياد بودن تعطيليهاي کشور اذعان دارند اما ارادهاي براي تعديل آن نيست. ثانيا از کارهايي که با نيت خير انجام گرفته، نامگذاري روزهاي سال به مناسبتهاي مختلف است و چنانچه تعطيل هم نباشد، براي آنها در ساعات کاري دستگاههاي دولتي، مراسمي برگزار ميشود. در اين مراسم چون موضوع نشست متعلق به گذشته است، مطالب و محتواي سخنرانيها نيز معمولا مربوط به گذشته بوده و کارگشا نخواهد بود. ميهمانان عادي اينگونه مراسم عموما کارکنان دولت و دانشآموزان هستند که اگر با دقت به موضوع نگاه شود روشن است که زيان ناشي از حضور آنان متوجه بيتالمال يا آينده کشور ميشود. برنامههاي رسانه ملي نيز مشمول همين قاعده است يا حداکثر برنامههاي تفريحي و سرگرمي است. پس از ذکر مقدمه، زمان که شامل گذشته، حال و آينده است به دو دسته فيزيکي و معنوي تقسيم ميشود. گذشته فيزيکي يعني قرون، سالها، روزها، ساعات، دقايق و لحظات پيشين. گذشته معنوي يا فلسفي، چنين معنايي ندارد؛ بلکه زمان شامل «قبل و بعد»ي است که بههم پيوسته هستند. گذشته که گذشته است و آينده هم هنوز نيامده است، «حال» لحظهاي بيش نيست. اما انسان در زمان «حال» چه بايد بکند؟ بيترديد بايد «فکر و عمل» کند و استراحت، تفريح و تجديدقوا براي انجام مطلوب. اگر زمان ارزشمندترين کالاست، پس تلف کردن وقت هم بزرگترين اسراف است و خدا مسرفين را دوست ندارد. «افسوس نخوردن» به آنچه از دست رفته، و حرص زدن براي فرداي تضمين نشده، بسيار متفاوت است با «فکر نکردن» و نينديشيدن. زمان «حال» ما، همان آيندهاي بود که گذشته آن را ساخت. کسي که در زمان «حال» به «گذشته» فکر نکند نه درس ميگيرد و نه عبرت. اي کساني که ايمان آوردهايد، قيامکننده براي خدا باشيد و به عدالت شهادت دهيد، و البته نبايد دشمني گروهي شما را بر آن دارد که عدالت نکنيد. عدالت کنيد که آن به تقوا نزديکتر است، و از خدا پروا داريد که خدا به آنچه انجام ميدهيد آگاه است. (مائده، 8) امام صادق(ع) ميفرمايد: روزهاي زندگي سه قسم است؛ روزي که گذشته و ديگر به دست نميآيد و آيندهاي که فقط آرزويش هست و روزي که انسانها در آن هستند که بايد آن را مغتنم شمارند و بهره کافي از آن ببرند (تحف العقول، ص22). آينده: انديشه و اعتقاد به معاد، قيامت و زندگي اخروي، محرک انديشه و اعتقاد به آينده است. «قطعا در اقتدا به رسول خدا سرمشقي نيکوست براي آن کس که به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد ميکند» (احزاب، 21). نتيجه اينکه، اين امر محصول نحوه تفکر و عمل در زمان «حال» است. با اين نگاه پيشبيني آينده چندان هم مشکل نيست. حسن ختام بحث زمان ذکر سخن امام علي(ع) است که فرمود: الفرصة تمرُّ مرّ السحاب. ما چقدر دير ميفهميم که «زندگي» همان لحظاتي است که مشتاقانه منتظر گذشتن آن هستيم. بزرگترين روز زندگي همه ما روزي است که مسئوليت تمام نگرشها و رفتارهايمان را تمام و کمال بر عهده بگيريم.