چهرههايي هستند که با عشق بسياري در راديو کار و فعاليت ميکنند و تلاش ميکنند تا بهرغم بيمهريهايي که مخاطب امروز به راديو ميکند، همچنان در اين رسانه حضور داشته باشند و فعاليت کنند. از جمله اين افراد «منصور ضابطيان» است. او که ابتدا يک روزنامهنگار بوده، برنامههاي متعددي را براي تلويزيون ساخته که مهمترين آنها «راديوهفت» بوده است. اين برنامه با تم راديويي، تصويري به مخاطب ارائه ميشد و در اين مسير نيز موفق عمل کرده بود. او اما در راديو هم دستي بر آتش داشته و از جمله آخرين برنامههاي او ميتوان به «فرش بنفشه» اشاره کرد که در ايام نوروز هر روز روي آنتن ميرفت. اما حالا او برنامه جديد ديگري براي راديو تدارک ديده که «پنجشنبه جمعه» نام دارد و بناست از شبکه راديويي ايران پخش شود. ضابطيان درباره اين برنامه ميگويد: ««فرش بنفشه» بهواسطه زمان پخش خود، حال و هواي نوروزي داشت اما برنامه «پنجشنبه جمعه» اگر چه در ساختار ممکن است شباهتهايي داشته باشد اما سعي ميکند مضاميني را دنبال کند که جنبه اجتماعي دارند و ميکوشد تا ارتباطي بين جامعه، فرهنگ، ادبيات و موسيقي برقرار کند. اين برنامه با سردبيري و تهيهکنندگي زهرا قائدي که در فرش بنفشه همکاري خيلي خوبي با ايشان داشتم و اجراي من خواهد بود.» «پنجشنبه جمعه» عنوان برنامهاي جديد به تهيهکنندگي و سردبيري زهرا قائدي و اجراي منصور ضابطيان است که قرار است به زودي از راديو ايران به روي آنتن برود. در ادامه گفتوگوي «فارس» را با وي ميخوانيد:
آقاي ضابطيان، شما در ايام نوروز برنامه راديويي «فرش بنفشه» را داشتيد، که با استقبال مواجه شد، آيا فکر ميکنيد اين موفقيت در برنامه جديد شما با عنوان «پنجشنبه جمعه» تکرار شود؟
«فرش بنفشه» بهواسطه زمان پخش خود، حال و هواي نوروزي داشت اما برنامه «پنجشنبه جمعه» اگر چه در ساختار ممکن است شباهتهايي داشته باشد اما سعي ميکند مضاميني را دنبال کند که جنبه اجتماعي دارند و ميکوشد تا ارتباطي بين جامعه، فرهنگ، ادبيات و موسيقي برقرار کند. اين برنامه با سردبيري و تهيهکنندگي زهرا قائدي که در فرش بنفشه همکاري خيلي خوبي با ايشان داشتم و اجراي من خواهد بود.
يعني به موفقيت اين برنامه جديد به اندازه «فرش بنفشه» در ميان مخاطبانتان فکر ميکنيد.
بله. از اين برنامه استقبال خوبي شد و بازخوردهاي مثبتي از شنوندگان و دنبالکنندگان آن دريافت کردم. البته طبيعي است که در هر فعاليتي چه رسانهاي و چه غيررسانهاي نميتوان نقش فضاي مجازي را ناديده گرفت. امروزه حتي در امور غير فرهنگي و اقتصادي نيز مثل رستورانداري يا تهيه غذا نميتوان بدون فضاي مجازي شناخته شد و فعاليت گستردهاي داشت. در برنامههاي راديويي و تلويزيوني هم اينگونه است و بخش عمدهاي پيداکردن برنامه، شناختن و دنبالکردن آن منوط به فضاي مجازي است. وقتي مخاطباني که بيشتر من را در تلويزيون ديدهاند و خيلي عادت به شنيدن من از راديو ندارند، معمولا از طريق صفحه شخصي من در جريان فعاليتهاي غيرتصويري من قرار ميگيرند در نتيجه اينجاست که فضاي مجازي موثر واقع ميشود و به کار ميآيد.
در حقيقت شما معتقديد بهرغم اينکه ميگويند تکنولوژي راديو را به حاشيه برده، اتفاقا اينطور نيست و يکجاهايي هم به کمک اين رسانه آمده است؟
دقيقا. جداي اينکه زماني بهنظر ميرسيد که شايد تکنولوژي بتواند راديو را به حاشيه ببرد، امروزه به کمک راديو آمده و شما ميتوانيد اتفاقا بهراحتي از طريق موبايل، اينترنت، اپليکيشنهاي مختلف و امثال آن به راديو دسترسي داشته و در هر زمان و مکاني برنامه موردنظر خود را بشنويد.
در خصوص حال و هواي «پنجشنبه جمعه» و چند رسانهاي بودن اين برنامه توضيح دهيد و اينکه قرار است چه اتفاقهايي در برنامه رخ دهد؟
البته شايد بهتر بود که تهيهکننده برنامه درباره اتفاقات آن توضيح ميدادند؛ اما بايد بگويم که ما در اين برنامه جنبههايي از ادبيات، فرهنگ و موسيقي را در نظر گرفتهايم، گفتوگو با چهرههاي شناخته شده و افرادي که اهميت شناخته شدن دارند ولي رسانهها کمتر به آنها توجه کرده است. همچنين پرداختن به قصهها از جمله بخشهاي متنوع برنامه خواهد بود. اما منظور از چند رسانهاي بودن برنامه اين است که همزمان با پخش برنامه از راديو بتوان جنبههاي تصويري آن را نيز در نظر گرفت.
اين جنبهها شامل چه مواردي ميشود؟
مثلا برنامه را بهصورت لايو پخش کرد يا از طريق اپليکيشن و فضاهاي ديگري مثل اينستاگرام بتوان برنامه را براي مخاطبان پخش و منتشر کرد. امروزه وسايل ارتباط جمعي گسترده شدهاند و از اين ابزار ميتوان براي ديدهشدن يک برنامه راديويي بهره برد.
علاوه بر مواردي که عنوان کرده و به آنها اشاره کرديد، «پنجشنبه جمعه» ويژگي خاص يا آيتم ويژهاي دارد که براي مخاطبان تازگي داشته باشد و به مراتب جذابيت بيشتري برايشان داشته باشد؟
ميتوان گفت مهمترين ويژگي برنامه «پنجشنبه جمعه»، زندهکردن فرهنگ «نامهنويسي» است؛ ما در برنامه از شنوندگان خود خواهيم خواست تا مانند گذشتهها براي ما نامه بنويسند، در پاکت بگذارند و رويش تمبر چسبانده و در صندوق پستي بيندازند تا به اين ترتيب سنت فراموش شده نامهنگاري را در بين مردم زنده کنيم.
فکر ميکنيد در شرايط فعلي و روزگاري که ديگر نامهنگاري منسوخ شده، اين شيوه مورد استقبال مخاطبان شما قرار بگيرد؟
اميدوارم موفق شويم.
ساخت برنامه «پنجشنبه جمعه » براي چند قسمت و چند فصل پيشبيني شده است؟
اين برنامه فعلا براي فصل تابستان طراحي شده است. تا اينکه ببينيم در آينده چه اتفاقي ميافتد و اگر «پنجشنبه جمعه» مورد استقبال شنوندگان واقع شود، سعي ميکنيم ساخت آن را در فصلهاي بعدي هم ادامه دهيم.
از حضورتان مجددتان در راديو بگوييد و اينکه برنامه آينده شما براي استمرار حضور در راديو يا بازگشت به تلويزيون، چيست؟
تلويزيون که به هرحال سر جاي خود هست و اگر پيشنهاد خوبي براي اجرا يا ساخت برنامه باشد، طبيعتا استقبال خواهم کرد چراکه من هميشه کار برنامهسازي و اجراي تلويزيوني داشتهام و بازهم ادامه خواهم داد. راديو خانه اول من بوده است و عشق سالهاي دوران کودکي؛ من از راديو شروع کردهام و اجرا داشتهام و هر وقت فرصتي پيش بيايد، گريزي به راديو ميزنم و دوست دارم اين ارتباط حفظ شود. چون راديو رسانه شريفي است که هميشه ارزش کارکردن دارد و اگر برنامه خوبي در آن توليد شود، مخاطبان فراواني خواهد داشت.
شما در برنامه راديوهفت که يک برنامه تلويزيوني است، نيز همواره از متون ادبي و نوشتاري خاصي استفاده کردهايد و حتي اين نوشتار گاه از ميان آثار مخاطباني که برايتان ارسال ميکردند، انتخاب ميشد. با توجه به بخش نامهنگاري در «پنجشنبه جمعه»، آيا همچنان تمايل به استفاده از دستنوشتهها و يا دلنوشتههاي شنوندگان و جوانان در برنامه داريد؟
حتما. در واقع ميتوانم بگويم که يکي از کارهايي که قرار است در برنامه انجام شود، همين است که مردم مطالبشان را براي ما ارسال کنند و در ميان نوشته هايشان بتوانند خودشان را پيدا کنند. اين اتفاقي بوده که معمولا در برنامههاي من افتاده است و از مطالب آنها در برنامه استفاده کردهام. مخاطب همواره جايگاه ويژهاي براي من داشته و نظراتشان درباره برنامه نيز برايم از اهميت بالايي برخوردار است.
اين برنامه راديويي براي گروه سني خاصي طراحي و تهيه شده است؟
برنامه محدوديت خاص سني ندارد، يک برنامه عمومي است و همه اعضاي خانواده مي توانند شنونده آن باشند.
در ادامه کتابهاي منتشرشده تان با موضوع سفر، اخيرا کتاب جديدي را به چاپ رساندهايد، در مورد محتواي اين کتاب توضيح دهيد که محوريت با چه نکاتي بوده است؟
کتاب «سه رنگ» مجموعهاي از غذا نوشتههاي من در سفر به ايتاليا و در ادامه آثار قبلي من است. من در اين کتاب سعي کردهام به تشابهاتي که در فرهنگ غذاي ايراني با غذاي ايتاليايي وجود دارد برسم و به اين وسيله خواننده را با غذاهاي کشورهاي ديگر آشنا کنم. اين کتاب هنوز در بازار منتشر نشده است و طي دو هفته آينده عرضه خواهد شد که زمان انتشار آن در يک برنامه ويژه در فضاي مجازي و بهصورت لايو اطلاعرساني ميکنيم.