بستن

کم‌کاری از پرکاری بی‌اثر بهتر است

کم‌کاری از 
پرکاری بی‌اثر 
بهتر است

آخرين‌بار اسماعيل شنگله جلوي دوربين سريال تلويزيوني «سال‌هاي ابري» مهدي کرم‌پور قرار گرفت و بعداز آن ديگر خبري از اين بازيگر قديمي نشد. بازيگري که ما را يادِ آن فيلم خاطرانگيز «سام‌ونرگس» و سريال «رعنا»ي داود ميرباقري مي‌اندازد. خودش به «عطر گل‌ ياس» و «آواي فاخته» بهمن زرين‌پور علاقه‌مند است؛ سريال‌هايي که درخشش شنگله را به نمايش گذاشتند. در روزهاي زندگي بيشتر سر زبان‌ها افتاد و محاکمه حسن هدايت، سال‌هاي خاکستري محمدرضا ورزي، خانه‌اي در تاريکي و سال‌هاي برف و بنفشه سعيد سلطاني، شيخ‌بهايي شهرام اسدي ادامه روند حضورش در قابِ تلويزيون بود. ابتداي گفت‌وگو پيگير حال استاد شديم و اينکه چرا نزديک به يک‌دهه نيست؛ اسماعيل شنگله چنين پاسخ داد: کسالتي داشتم که مربوط به 10سال پيش است، دچار سرطان‌روده شده بودم و هنوز هم بيمارم. در تهران زندگي نمي‌کنم سال‌هاست که به‌خاطر آب و هواي مناسب‌تر، در گيلان زندگي مي‌کنم. فيلم مي‌بينم و زندگي‌ام را اينگونه مي‌گذرانم. براي همه همکارانم اول آرزوي سلامتي و بعد در هر کاري که در پيش دارند آرزوي موفقيت مي‌کنم. وقتي از وضعيت فعلي تلويزيون سوال مي‌کنيم به سوژه‌هاي تکراري اشاره دارد؛ شنگله گفت: در حال حاضر سوژه‌ها تکراري شده و مثل قبل برنامه‌ريزي درستي را شاهد نيستيم. انگار آن تعمق و انديشه‌ورزي گذشته اتفاق نمي‌افتد و کارها شتاب‌‌زده توليد مي‌شوند. من اين روزها بيشتر سريال‌هاي قديمي تلويزيون را مرور مي‌کنم که لحظات خاطرانگيزي برايم تداعي مي‌شود. در ادامه شنگله پاسخگوي سوالات «تسنيم» بود

مدت‌ها از شما خبري نداريم و هنوز آن آثار بيماري در سيما و صدايتان پيداست...

وقتي 10 سال پيش به سرطان روده مبتلا شدم، به تشخيص پزشکان، روده‌بزرگ را جراحي کردند و مدت‌ها گرفتار اثرات آن جراحي بودم. دکتر قلبم به من گفت در هواي تهران زندگي نکنم و به شمال کشور بروم. از نظر سلامتي خيلي بهتر است. آسوده‌ترم. از اين جاروجنجالي که در تهران هست، دورم. از دور از فعاليت همکاران لذت مي‌برم. تقريبا يکماه قبل از عيدنوروز که کرونا به اوج خودش نرسيده بود و اثراتش مثل اين روزها به چشم نمي‌خورد به تهران آمدم و ديگر نتوانستم بروم.

همکارانتان به شما سرمي‌زنند و جوياي احوال مي‌شوند؟

دوستان تلفني و گاهي اوقات حضوري جوياي احوال مي‌شدند و اين روزها به‌خاطر وضع کرونا، ديدار حضوري و رفت‌وآمدها سخت شده است. بعداز مدت‌ها در همين مراسم آقاي کشاورز حاضر شدم و البته در خاکسپاري و جمعيت زياد در بهشت‌زهرا(س) خيلي شرايط برايم سخت شد. روي پاي خودم بند نبودم و گوشه‌اي نشستم تا جمعيت کمتر شود و بعد سرخاک استاد رفتم.

سرطان خوب شده و مشکلي از اين بابت نداري؟

خوشبختانه گفتند آثار سرطان پاک‌شده و البته روده‌بزرگ ندارم و درآوردند. در هر صورت زندگي دشواري‌هاي خودش را دارد.

ديگر در پروژه‌اي کار نکرديد؟

اصلا کار نمي‌کنم. آخرين کارم سريال سال‌هاي ابري بود. پيشنهادهايي داشتم به‌دليل بيماري رد کردم، اما در گذشته خيلي پرکار نبودم و بازيگري نيستم که در هر نقشي ظاهر شوم. به‌نظرم کم‌کاري بهتر از پُرکاري بي‌اثر است.

يکي از مشکلاتي که در تلويزيون بسياري به آن منتقدند، ساخت سريال در همه شبکه‌ها و سوژه‌هاي تکراري است؛ نظر شما در اين باره چيست؟

من اين روزها که بيشتر وقت مي‌کنم سريال‌ها و فيلم‌ها را ببينم به اين سوژه‌هاي تکراري رسيده‌ام و اينکه در هر شبکه‌اي که نگاه کنيم سريال مي‌بينم. نمي‌دانم چرا تلويزيون اين روال را پيش گرفته است؟ از يکطرف خوشحالم جواناني با ذوق و علاقه درس مي‌خوانند و استعداد اين کار را دارند، فضاي کار برايشان فراهم مي‌شود اما از طرفي ديگر با کميّت، گاهي اوقات کيفيت قرباني مي‌شود. من خدا را شاکرم حداقل، به شرط اينکه حقشان را بدهند. چند نفر با من صحبت کردند 4سال است کار کرده‌اند اما دستمزدشان را نتوانسته‌اند بگيرند. شنيده‌ام دسته‌بندي شديدي اتفاق افتاده که اينها معضل‌ هستند. برخي‌ها بزن‌‌وبرو کار مي‌کنند و تهيه‌کنندگان هم براي اينکه هزينه کارشان بالا نرود کمتر به جذابيت‌ها و موقعيت‌هاي خاص توجه مي‌کنند. کارها آنقدر شبيه به هم شده‌اند، اسم‌ها و آدم‌ها جابه‌جا مي‌شوند، براي من جذابيت ندارد. در اصل فيلمنامه و متن اصلي زيربناي کار است و شنيده‌ام دسته‌بندي‌هاي خاص همه‌چيز را تحت‌الشعاع قرار داده است. من وقتي ياد سال‌هاي ابري مهدي کرم‌پور مي‌افتم که هرطوري کار جلوي دوربين مي‌رفت و آن توجهات موردنظر اتفاق نمي‌افتاد، با خودم مي‌گفتم اگر قرار بود چنين شود من کار نمي‌کردم.

چه کساني اسماعيل شنگله را مشتاق بازيگري کردند؟

بايد اعتراف کنيم زماني که ما کار را شروع کرديم هيچ کتاب و مطلبي در زمينه تئاتر و تلويزيون نبود. اصلا تلويزيوني وجود نداشت؛ سينماي آن دوره دهه30 بود. سال 1338 اداره هنرهاي دراماتيک تشکيل شد و آنجا به‌عنوان کارمند استخدام شديم. اطلاعات، دانش و فرهنگ درستي راجع به اين حرفه نداشتيم. حميد سمندريان آمد و داود رشيدي، عزت‌ا... انتظامي و محمدعلي کشاورز مرا مشتاق کردند به تحصيل اين رشته و به آلمان و سپس اتريش رفتم.

اگر با جوانان با استعداد و علاقه‌مند امروز در حوزه بازيگري و بخش‌هاي ديگر تلويزيون و سينما و تئاتر صحبتي داريد بفرماييد.

منکر اين نمي‌توانم بشوم جوان‌هايي که وارد مي‌شوند با استعدادتر از همه ما هستند، خدا کند هرز نروند و خودشان را نفروشند. اينکه فلان آگهي را بروم زندگي‌ام تامين شود. آگهي براي کسي است که اين کار را مي‌کند و متاسفانه برخي دنبال آن کارها رفتند. استعداد دارند اما از لحاظ سواد و دانش بايد جلوتر باشند. زمان ما اين همه رسانه نبود. راجع به هنر به‌خصوص هنر نمايش، تئاتر و سينما کمتر بحث مي‌شد. جوانان علاقه‌مند بازيگري و نسل‌جديد بداند که امثال عزت‌ا... انتظامي و کشاورز و بقيه دوستان،‌ همين‌طوري و يک‌شبه نخبه نشدند! اينها در طول مسير آرام‌آرام پخته شدند به همين دليل است که هرکدام از آثار اين اساتيد را ببينيم، ماندگارند و اصلا جايگزين ندارند. مثلا اگر به نقش محمدعلي کشاورز در فيلم مادر نگاه کنيم کمتر بازيگري مي‌توانست اين نقش را بازي کند و به‌حق بود جايزه را به او مي‌دادند که اين‌طور نشد. در هر صورت اينها خود به خود نخبه نشدند!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی