ما سالهاست که آمار موثقي درباره تعداد دانشآموزان معتاد نداريم. اما با توجه به صحبتهاي دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر نرخ شيوع اعتياد 1/2 درصد در جمعيت دانشآموزان است و افزايش نداشته است. پس بايد روي همين آمار قديمي 1/2 درصد اعتياد در دانشآموزان دبيرستان حساب کنيم. ضمن اينکه ما دانشآموزان معتاد کودک هم در حوزه ابتدايي داريم که از خانوادههايي آسيبپذير با پدر و مادرهايي معتاد آمدهاند. اين موارد، موردي نيستند و به وفور در سراسر کشور قابل مشاهده است؛ کمااينکه به نقل از آمارهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر سن اعتياد در سال 98 نيز همان 24 سال است، اما در اين شرايط حتي ديدهايم که بچه در بدو تولد و يکماهگي و... درگير اعتياد ميشود. حتي برخي خانوادهها از دود موادمخدر براي تسکين دردهايي مثل گوشدرد در فرزندان خود استفاده ميکنند که ناشي از نبودآگاهي آنهاست. من خودم تجربه مددکاري دو برادر 8 و 10ساله از پاکدشت ورامين را داشتهام که پدر و مادرشان معتاد بودند و در يک انباري زندگي ميکردند. در يک مورد ديگر، با عرض شرمندگي من به 11بيمارستان دولتي زنگ زدم تا براي ترک اعتياد يک دانشآموز نوجوان اقدام کنم. هيچ کدام خدماتي در اين زمينه نداشتند. کمپها هم تا جايي که ميدانم زير 18سال را پذيرش نميکنند و اگر اين کار را بکنند، کاري غيرقانوني کردهاند. ترک اعتياد همراه با درد بسيار است. اين درد و تحمل آن براي نوجوانان سختتر است و نياز به راه پرپيچوخمي دارد. ولي شما ميبينيد که حتي يک بيمارستان هم در اين زمينه خدمات ارائه نميدهد. پس مسير ترک اعتياد اين گروه کجاست و چگونه تعريف شده؟ در ابتدا بايد اين مساله را حل کنيم. وقتي نوجوان به هر دليلي دچار اعتياد شد، بايد مسير مشخصي براي ترک داشته باشد که در کشور ما چنين مسيري وجود ندارد. از سوي ديگر بالاترين ميزان اعتياد در جامعه نوجوان ما، مربوط به کودکان کار است که متاسفانه در اين زمينه هيچ پژوهشي انجام نشده است. اين کودکان کار در معرض آسيبهاي زيادي هستند. از سوي ديگر، با گروهي از نوجواناني روبهرو هستيم؛ از 16 تا 19ساله، که تازه به بلوغ جنسي رسيدهاند و متاسفانه رفتارهاي پرخطر جنسي را هم تجربه ميکنند. من فوقالعاده نگران هستم که سن مصرف موادمخدر بهواسطه رفتار جنسي روزبهروز پايينتر بيايد و کسي هم حواسش به اين حوزه نيست. امروز کشور با فقر اقتصادي مواجه است که به تدريج منجر به فقر فرهنگي خواهد شد. از تمامي مسئولان ميخواهم اعتياد دانشآموزان را جدي بگيرند و نگراني آنها انتشار آمار اعتياد دانشآموزان نباشد؛ بلکه نسبت به اين موضوع باشد که چگونه در ميادين اصلي و فرعي شهر در حداقل زمان، مواد مخدر در اختيار دانشآموزان قرار ميگيرد؟ در صورتيکه براي مواجهه با پذيرش بحران، مطالعه و برنامهريزي صورت گيرد، بدون ترديد مشکل اعتياد قابلحل است.