هدف از ارتباط با ديگر کشورها بهمنظور برطرف کردن برخي نيازهاي داخلي است که به دلايل گوناگون نميتوانيم يا نميخواهيم در داخل توليد کنيم. به عبارتي، تنها دليل تمايل کشورها به ارتباط با يکديگر تحقق منافع و امنيت ملي است. اين امر يا حقيقت انکارناپذير که اقتدار کشورها تنظيمکننده روابط ميان کشورهاي گوناگون است يک موضوع شناختهشده و بديهي است. اينکه با وجود شفاف و بديهي بودن عرصه روابط بينالملل، نميتوانيم راهبردي کاربردي، کمهزينه، پايدار و سودمند تدبير کنيم، از امور غيرقابل فهم است. کاملا درست است که آمريکا، رژيم صهيونيستي و... دشمنان بيچونوچراي ايران هستند، انکار وجود دشمنان خارجي، حاکي از عدم درک مناسبات عيني و ميداني روابط بينالملل است. اينکه روابط بينالملل تابع هيچ نظام حقوقي يکپارچهاي نيست و اينکه اقتدار ملي کشورها و در برخي مواقع ديپلماسي تنها ابزار مديريت مناسبات در روابط بينالملل است؛ در عرصه روابط بينالملل امري کاملا مرسوم بوده و هست که کشورهاي قدرتمند پيوسته و به شيوههاي گوناگون تلاش ميکنند تا ذخاير، منابع و ثروت کشورهاي ضعيف را غارت کنند. اينکه کشورهاي استعمارگر با تمام توان تلاش ميکنند مانع توسعه، استقلال و ثبات کشورهاي درحال توسعه شوند. حال در چنين عرصه روابط بينالملل که فاقد عدالت و قانون است، وظيفه وزارت امور خارجه و شوراي راهبردي روابط خارجي، کاملا شفاف و بديهي است. مهمترين وظيفه وزارت امور خارجه و شوراي راهبردي روابط خارجه؛ درک، تشخيص و تحليل عرصه داخلي ديگر کشورها و روابط ميان کشورها گوناگون و تهيه دادهها و گزارشات عيني و کاربردي از شرايط اقتصادي، دفاعي، علمي، روانشناختي، صنعتي، تجارتي، کشاورزي و... کشورهاي گوناگون و بهويژه دشمنان کشور، براي نهاد تصميمگيرنده بالادستي بهمنظور اتخاذ سياستهاي اجرايي است. بديهي بودن عرصه روابط بينالملل بدين معني است که تعداد و تواناييهاي اقتصادي، دفاعي، صنعتي، علمي، کشاورزي، تجاري و انواع منابع و ذخاير کشورهاي دور و نزديک کاملا مشخص است. با توجه به اين حقيقت که عرصه روابط بينالملل کاملا شفاف و پيرو برخي اصول بديهي است، اينکه روابط خارجه دچار ناکارآمدي شود، تنها ميتواند حاکي از اين حقيقت باشد که وزارت امور خارجه توانايي درک، تشخيص و تحليل عرصه عيني روابط خارجه و شرايط دشمنان، را که مبناي انواع گزارشات و دادهها بهمنظور تصميمگيري در نهاد بالادستي بوده، در حد مطلوب و موثر ندارند. توسعه و ثبات علمي، اقتصادي، دفاعي، تجاري و... يک گزينه نيست بلکه يک ضرورت حياتي براي کشور و نظام است. بنابراين به منظور توليد دادهها و گزارشات کاربردي به نهاد تصميمگيرنده بالادستي، ضروري است تا وزارت امور خارجه و شوراي راهبردي روابط خارجي از اساس متحول شوند. نگارنده اعتقاد راسخ دارد که در صورت برجسته شدن منافع ملي به دلايل گوناگون و بيشمار ايران همه مولفههاي لازم به منظور ايجاد ثبات و توسعه داخلي، اقتدار کمهزينه بينالمللي و مديريت خاورميانه را دارد.