آنچه اکنون در صحنه سياسي داخلي در کشور ديده ميشود ادامه همان وضعيت قبلي در تنش ايالات متحده آمريکا با جمهوري اسلامي ايران البته با ادبياتي متفاوت است که نشأت گرفته از نزديکي به زمان برگزاري انتخابات رياستجمهوري، هم در آمريکا و هم در ايران است. بيشک نزديک شدن به انتخابات رياستجمهوري سال 1400، تغيير و تحولات صورت گرفته در مجلس دوره يازدهم و تکاپوي سياسي احزاب و جريانات براي يک پوستاندازي سياسي و از سوي ديگر چالشهاي فزاينده ناشي از تحريمهاي ايالات متحده آمريکا و سياست فشار حداکثري سبب شده است که برخي از جريانات سياسي براي نفوذ هرچه بيشتر در افکار عمومي با مانور روي برجام و مذاکره با آمريکا چاره حل مشکلات را ديپلماسي و تنشزدايي مطرح کنند. اما در آنسو برخي جريانات با حمله به تجربه برجام و مذاکره با آمريکا و بياعتمادي به اروپاييها سعي ميکنند افکار عمومي را به سمت خود سوق دهند. از اين رو بيشک هر چه به ماههاي پاياني انتخابات رياستجمهوري 1400 در ايران نزديک شويم قطعاً اين دو قطبيسازي در جامعه بيشتر و پررنگتر خواهد شد. البته در آنسو نيز هرچه به انتخابات سوم نوامبر در آمريکا نزديک شويم ترامپ تمايل بيشتري براي مذاکره با ايران از خود نشان ميدهد و اين مساله نيز ميتواند بر دامنه دو قطبيسازي داخلي ايران بيفزايد. ذيل اين واقعيت است که دو قطبي کنوني کشور در قالب مواضع متعدد مسئولان داخلي با انگيزه انتخاباتي در قبال مذاکره با آمريکا شکل گرفته است که بيشک در آينده تندتر هم خواهد شد. صرف مبادله و تداوم تبادل زندانيان ايراني و آمريکايي نميتواند بستري براي مذاکره ايجاد کند، چرا که ارادهاي براي انجام مذاکرات وجود ندارد. حتي اگر اين اراده هم از طرف دو کشور وجود داشته باشد، گروههايي براي عدمشکلگيري مذاکره در هر دو طرف وجود دارد اگر قرار است مذاکره صورت نگيرد نبايد در خصوص هيچ موضوعي، حتي تبادل زندانيان اين مذاکرات انجام شود؛ اگر هم ميتوان مذاکره کرد که قطعا با موفقيت در تبادل زندانيان ميتوان زمينه و بستر را براي گفتوگو با دولت دونالد ترامپ در خصوص مسائل مهمتر فراهم کرد تا شايد مشکلات و چالشهاي اقتصادي ناشي از تحريمهاي فلجکننده آمريکا تا اندازهاي براي مردم مرتفع شود. اين تناقض در مذاکرات به هيچوجه از طرف افکار عمومي داخلي قابل قبول نيست و بايد مسئول جوابگويي به ملت ايران باشند. از طرف ديگر به نظر ميرسد تاييد رسمي دستگاه سياست خارجي در خصوص ديدار محمدجواد ظريف و تختروانچي با فرماندار ايالات متحده آمريکا نشان از اين دارد که اساسا اين مساله امتيازگيري و امتيازدهي است که ميتواند مذاکرات را از دستور کار تهران خارج کند يا آن را در دستور قرار دهد. پس زماني که ميتوان ديپلماسي را فعال کرد بايد از طريق چانهزني سياسي و ديپلماتيک از آمريکاييها و به خصوص دونالد ترامپ- که اکنون در ضعيفترين حالت و موقعيت داخلي، منطقهاي و جهاني قرار دارد- امتياز گرفت. البته بايد گفت به هيچ عنوان انفعال دستگاه سياست خارجي به سود ما نيست.