کارزار فشار حداکثري آمريکا جنبههاي مختلفي را دربرگرفته که شامل فشار اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي و حتي امنيتي بوده است. دونالد ترامپ معتقد است فشارهاي گذشته حتي اگر جوابگو هم باشد، آن پاسخي نيست که وي از آن انتظار داشته است. عدمتمديد همکاريهاي هستهاي ساير کشورها با ايران، بهانهاي است که مانند شمشير دولبه ايران و متحدانش را هدف قرار ميدهد. در همين حال ممکن است تحريمهايي را عليه چين و روسيه اعمال کند و با وادار کردن آنها براي عدمهمکاري با ايران به نوعي ايران را تحتفشار قرار دهد. ترامپ درصدد است پرونده ايران را تا انتخابات رياستجمهوري آمريکا به پيش ببرد. در اين مسير اگر وي بتواند ايران را به ميز مذاکره بکشاند چنين وضعيتي برايش برگ برنده محسوب ميشود. اما در صورت عدمموفقيت در اين راه او به افکار عمومي آمريکا القا خواهد کرد که کشورش بر تداوم کارزار فشار حداکثري عليه ايران تاکيد دارد. به نظر ميرسد خط فکري و فعل و انفعالاتي که در طول دوره اول رياستجمهوري او صورت گرفته است از همين منطق پيروي کند. در اين بين سياستهاي چين و روسيه را نيز بايد مدنظر داشت. اين دو کشور معمولا از ايران به عنوان يک کارت در ديپلماسي با ايالات متحده آمريکا استفاده ميکنند. البته بايد وضعيت روابط ايالات متحده آمريکا با روسيه و چين را نيز تحليل و بررسي کرد. در خصوص چين شايد اين وضعيت وجود داشته باشد؛ چرا که پکن با واشنگتن درگير بوده و ممکن است با يک انعطاف يا همکاري با آمريکا عليه ايران بتواند بخشي از فشارها عليه خود را بکاهد. اما در خصوص روسيه موضوع کمي متفاوت بوده و خيلي با ايالات متحده آمريکا درگير نيست و ممکن است مواضع سرسختانهتري را نسبت به آمريکا در قبال ايران بگيرد.